معماری
خانه / اشعار / آسمان مدینه غمبار است

آسمان مدینه غمبار است

آسمان مدینه غمبار است
شهر، آشوب و کار دشوار است
بعد از این مکر و حیله بسیار است
چشم های علی گهر بار است
رنگ زهرا شبیه دیوار است
یک منادی به کوچه راه افتاد
خبر از رحلت نبی می داد
آه از بی کرانۀ بیداد
مرتضی مانده بود بی امداد
وای از رهبری که بی یار است
یک طرف پیکر نبی بر جا
آن طرف تر سقیفه ای برپا
مرگ بر آن نشست و آن شورا
که شده حاصلش غریبیِ ما
امت مصطفی عزادار است
غسل و کفن نبی حکایت داشت
علی از غربتش روایت داشت
خصم داعیۀ ولایت داشت
فاطمه از عدو شکایت داشت
نعش خیر البشر در آزار است
بر زمین پیکر پیامبر است
آب غسل و کفن هنوز تر است
صحبت هیزم و هجوم و در است
یاس را فصلِ برگ و بار و بَر است
سینۀ گُل چه جای مسمار است
اَبَتاه این چه وقت رفتن بود
ای پدر فصلِ یاریِ من بود
غنچه ام را گهِ رسیدن بود
دورِ یاسِ تو پر ز دشمن بود
گوئیا دور دور کفار است
رفتی ای طالعِ سپیدۀ من
قبله اَت قامت کشیدۀ من
رفتی ای خاک تو به دیدۀ من
تا نبینی قد خمیدۀ من
داغ من داغ آل اطهار است
من که گفتم بدونِ مادر نَه
زندگی دور از پیمبر نه
دیدنِ بی کسیِ حیدر نه
مردن آری، خزان رهبر نه
بر سرم آمد آنچه دشوار است
چونکه دین تو بی حبیب شود
چه کسی بر علی مجیب شود
تو نبینی حسن غریب شود
و حسینت شبیه سیب شود
طشت و گودال و تَل چه خونبار است
تو نبینی سری بریده شود
و رگ حنجری دریده شود
نور چشمت به خون طپیده شود
زینبت مثل من خمیده شود
شأن عصمت مگر به بازار است
این مدینه چه ها به خود بیند
کاروان تو را به خود بیند
رجعت از کربلا به خود بیند
پیرهن پاره را به خود بیند
آسمان مدینه غمبار است

شاعر : محمود ژولیده

قالب وردپرس