معماری
خانه / اشعار / ای صفای همه عالم ز صفای حرمت

ای صفای همه عالم ز صفای حرمت

ای صفای همه عالم ز صفای حرمت
انبیا دست گشودند به سوی کرمت
سر نهادند بر آن بارگه محترمت
نفس هر دو جهان بسته به یک لحظه دمت
دست زمین تار مویت، قبله دو طاق ابرویت
رایحه ی جنت آرد، سحرگهان باد از کویت
علی علی علی یا مولا(۲)
*****
ای تو آرامش جانم به نگاهم بنواز
بر درت همچو گدای سر راهم بنواز
تو امیری و من آن عبد سیاهم بنواز
گر چه آلوده و پر جرم و گناهم بنواز
لیله ی قدرم موی تو، بدر تمامم روی تو
آرزوی من دیدار، آن حرم دلجوی تو
علی علی علی یا مولا(۲)
*****
شب هجران تو مولا به دلم غم دارم
ز فراقت بنگر دیده ی پر نم دارم
مثل لاله به رخم قطره ی شبنم دارم
ناله از هجر تو قدر همه عالم دارم
بعد تو از دنیا سیرم، غربت تو کرده پیرم
از غم روی خونینت، عاقبت آقا می میرم
علی علی علی یا مولا(۲)
*****
ای درت باب خدا ای حرمت باغ بهشت
ای خدا جوی خدا بوی خداوند سرشت
بر دلم نام تو را دست خداوند نوشت
ای همه حسن نگاهی تو بر این بنده ی زشت
بی تو چو برگی در بادم، با تو به موج غم شادم
تا به ولایت پابندم، در همه عالم آزادم
علی علی علی یا مولا(۲)
*****

قالب وردپرس