معماری
خانه / اشعار / اگر چه خاکم اما کیمیایم

اگر چه خاکم اما کیمیایم

اگر چه خاکم اما کیمیایم
علی باشد خدایم ربنایم
نکرده ام طلب من کربلا را
طلب کردم نجف را از خدایم
سگ پس کوچه های حیدر هستم
نجف باشد همان کرببلایم
دو روزی میشود حالی ندارم
نجف افتاده در حال و هوایم
سر و دستم به قربان نگارم
کف نعلین آقایم برایم
بده انگشترت را سائل هستم
خدا خیرت دهد – آقا- گدایم
تمام بچه هایت شیر هستند
فدای بچه هایت بچه هایم
خراب حیدر کرار هستیم
بدون تو علی.ع. بیکار هستیم
همین دورو برت میباشم آقا
غلام قنبرت میباشم آقا
نوشتم روی دیوار محله
علی جان پرپرت میباشم آقا
اگر چه میثم دارت نبودم
ولی کلب درت میباشم آقا
سر سجاده افتادم به گریه
اگر درد سرت میباشم آقا
نکن بیرون مرا جایی ندارم
که من کارگرت میباشم آقا
که گفته من صدف میخواهم از تو
که ایوان نجف میخواهم از تو
به معصومان ما کردی امامت
کلام رب بریزد از کلامت
نه ما بلکه هزاران در هزاران

چو عیسای نبی باشد غلامت
همین جبریل و فوجی از ملائک
نگهبان میشد از آن پشت بامت
علی هستی و نامت نام الله
خداوندی چه میایید به نامت
به لبخندی غم از روی تو میرفت
که روی فاطمه بود التیامت
همان پهلو شکسته پشت در گفت:
شکستم تا علی باشد سلامت
چنان نزد خدا با احترامی
که واجب بر نبی شد احترامت
تو آقای تمام عالمینی…
همین بس که تو بابای حسینی

شاعر : حامد جولا زاده

قالب وردپرس