معماری
خانه / اشعار / توی چشمامون میزنه بارون

توی چشمامون میزنه بارون

توی چشمامون میزنه بارون
دیگه زهرا ، خداحافظ ، میمیرم دل خون
بعد من از این مدینه دلِ علی شاکی میشه
توی همین کوچه یه روز چادر تو خاکی میشه
دارم میرم از این دنیا دلم میگیره ای زهرا
که فاطمیه تو راهه واویلا
امون امون ای دل ای دل
******
میزنی پرپر جلوی حیدر
جای خونِ ، تو می مونه ، روی میخ در
مجلس ختمم که میشه میبینه با خنده دارن
به جای گل درِ خونش آتیش و هیزم میارن
می مونی وقتی که تنها میگی کجایی ای بابا
بیا که محسن رو کشتن واویلا
امون امون ای دل ای دل
******
منم و غم ها علی و زهرا
قراره ما ، توی گودال ، عصر عاشورا
به روی سینمه حسین انگاری چشمام میبینه
یکی با خنجرش میاد به روی سینش میشینه
تو قتلگاه میشه غوغا که نیزه ها میره بالا
میشه حسین من بی سر واویلا
امون امون ای دل ای دل

شاعر : سعید پاشازاده

دانلود سبک
قالب وردپرس