معماری
خانه / اشعار / شمع شام تارم، تو بیا کنارم، جز تو کس ندارم

شمع شام تارم، تو بیا کنارم، جز تو کس ندارم

شمع شام تارم، تو بیا کنارم، جز تو کس ندارم
شد لحظه های آخر من
ای شکیب زهرا، ای غریب زهرا، ای طبیب زهرا
بیا کنار بستر من
من حاجتم را از خدا می گیرم امشب
علی علی می گویم و می میرم امشب
جانم علی جانم علی جانم علی جان
*****

ای امام تنها، ماه عالم آرا، همه هست زهرا
ببین نماز آخرم را
گنهم چه بود است، یاس تو کبود است، آخرین سجود است
ببین دو چشمان ترم را
ای شام قدرم خرمن مویت علی جان
در کوچه ها بودم دعا گویت علی جان
جانم علی جانم علی جانم علی جان
*****
من و ظلم و کینه، یار بی قرینه، نفسم به سینه
افتاده امشب به شماره
یار بی طرفدار، با دو چشم خونبار، باشد آخرین بار
که می کنم ترا نظاره
دیگر نمی خواهم عصا ای یار بی یار
دیگر نمی گیرم دو دستم را به دیوار
جانم علی جانم علی جانم علی جان
**

قالب وردپرس