معماری
خانه / اشعار / فاطمه گوهر یکدانه ی من

فاطمه گوهر یکدانه ی من

فاطمه گوهر یکدانه ی من
ای تو شمع و گل و پروانه ی من
تو شفا بخش دل زار منی
یار و همسنگر و دلدار منی
بی تو روزم چو شب تار شده
زینب از هجر تو بیمار شده
ای امید دل غمدیده ی من
سخنی گو به حسین و به حسن
ام کلثوم تو با سوز جگر
می زند ناله ی مادر مادر
خانه ات گشته چو بیت الاحزان
از نوای من و اشک طفلان
گرچه رفتی ز برم با دل خون
نروی از دل حیدر بیرون
خاک تو کوی مناجات من است
بهترین جای ملاقات من است
بی تو من همدم آهم زهرا
راز گو با دل چاهم زهرا
کاشکی جای تو من می مردم
سیلی از دست عدو می خوردم
اشک ریزم به سر تربت تو
یا بنالم زغم غربت نو
( طالع ) غمزده شد نوحه سرا
بر غریبی من و تو زهرا

قالب وردپرس