معماری
خانه / مطالب / فلسفه عزادارى آئینی از صدر اسلام تا کنون

فلسفه عزادارى آئینی از صدر اسلام تا کنون

فلسفه عزادارى
عزادارى

عزادارى آئینى است که نشان دهنده حالات درونى و رفتارى است که فرد در اثر از دست دادن شى ء گرانمایه اى از خود نشان مى دهد و ریشه در فرهنگ هر قوم دارد و از ایدئولوژى آنها نسبت به زندگى ، مرگ و… سرچشمه مى گیرد.

از روزى که بشر خلق گردیده و با پدیده مرگ و حوادث ناگوار روبرو شده ، با این واژه نیز آشنا گردیده است . چرا که انسان از هر چیزى که با هستى خود در تضاد ببیند ناسازگار بوده و از نابودى گریزان است اما چون در برابر این پدیده ، قدرتى ندارد، با از دست دادن عزیزان خود، به گریه و عزادارى پناه مى برد تا این اندوه را بدین وسیله بر خود هموار سازد.

در فرهنگ و بینش ما نیز این پدیده به شهود به چشم مى خورد و قسمتى از آن مورد توصیه پیشوایان دینى ما نیز بوده است و در سیره آنان نیز آشکار و حتى از ویژگى خاصى نیز برخوردار است . در قرآن کریم نیز به این مسئله اشاره شده که ؛(( لا یُحِبُّ اللّه الجَهرَ بِالسُّوء مِن القَولِ اِلاّ مَن ظُلِمَ ؛)) خداوند فریاد زدن و بدگویى کردن را دوست ندارد مگر از کسى که بر او ظلم و اجحافى شده است )(۱) .

پس دیدگاه قرآن در این مسئله روشن شد که در صورتى عزادارى و بلند کردن صدا را جایز مى داند که ظلمى به کسى شده باشد. اولین نتیجه اى که از این آیه در رابطه با عزادارى گرفته مى شود این است که در واقع عزادارى نوعى برائت از ظالمان است که کسى به واسطه ظلمى که به او شده فریاد کرده و بقیه را نیز آگاه سازد و ظالم را در این میان رسوا نماید .

بى تردید یکى از اقسام ظلم ، تعدى به حق خداوند و حریم کردگار است چرا که ظلم هاى دیگر نیز در ابتدا تعدى به حق خدا و شکستن حریم اوست .

پس هر ظلمى در درجه اول ظلم به خداست . کشتن امام معصوم و جانشین خدا در زمین نیز بزرگترین ظلم و تعدى به حریم ذات اقدس خداوند متعال مى باشد.

پس با تطابق این سخن بر آیه شریفه ، به این نتیجه مى رسیم که عزادارى براى چنین کسى ، بالاترین محبوبیت را نزد خداوند خواهد داشت . باید با عزادارى و تبعات آن ، ظالم را رسوا نمود و پرده از فاجعه اى که او به بار آورده برداشت .

در واقع این فقط به معناى اشک ریختن بر اجحافى که به مظلوم رانده شده است نمى باشد بلکه بدون اشک نیز مى توان با عزادارى پرده از چهره کریه ظالم برداشت . اگر چه ظلمى که به مظلوم مى شود آن قدر جانسوز است که ممکن نیست عزادارى از اشک تهى باشد اما آنچه در فلسفه عزادارى نیز گفته شد، اصل بر برائت ظالم است .

در تاریخ نمونه هاى زیادى از این گونه عزادارى ها که از روى اختیار انجام مى شده وجود دارد که مى توان از جریان جنگ احد و شهادت حضرت حمزه سیدالشهداعلیه السّلام نام برد. پس از فرو کش کردن آتش جنگ احد، هر یک از زنان انصار براى شهید خود اقامه عزادارى نمود اما حضرت حمزه علیه السّلام عزادار و گریه کننده اى نداشت که پیامبرصلّى اللّه علیه و آله از این مسئله بسیار ناراحت شدند و فرمودند:(( وَلَکِن حَمزَهَ لابَوَاکِى لَه ؛)) حمزه گریه کن ندارد)).

این سخن که ناشى از ناراحتى حضرت بود در بین مردم پیچید. مردم تصمیم گرفتند به خانه حمزه علیه السّلام رفته و براى او عزادارى نمایند که شاید این بارزترین نمونه از عزادارى اختیارى در صدر اسلام به شمار رود. البته حضرت صلّى اللّه علیه و آله به زیارت قبر مادرشان نیز مى رفتند و آنجا اقامه عزا مى نمودند و با این کار، مقام ایشان را پاس مى داشتند.

اما بى شک شهادت امام حسین علیه السّلام فصل جدیدى را در این باب باز نمود. او شاید اولین و آخرین کسى بود که هنگام تولد، همگان بر او گریستند. زمینه هاى عزادارى بر ایشان از همان روز اول شروع شد و با شهادت حضرت به اوج خود رسید.

آن هم شهادت و جان فدا کردنى با فجیع ترین وضع ممکن که در زیارت مقدسه عاشورا مى خوانیم : (( اَعظَمَ رَزِیَتَهَا فِى اِلاسلامِ وَ فِى جَمِیعِ السَّمَوَاتِ وَ الاَرضِ)) مصیبتى که همانند آن در اسلام نبوده و در تاریخ آسمان ها و زمین هم مثل و مانند آن به وقوع نخواهد پیوست .

آتش سوگواریى که سنگ بناى آن در روز اول زندگى کسى گذاشته شود، تا قیامت خاموش نخواهد شد و شرار آتش آن ، دل و جان گبر و ترسا را خاکستر مى کند. شهیدى که روضه شهادت او در روزى که همه باید از تولدش شاد مى بودند، خوانده شد و شادى تولد از یادها محو گردیده و مجلس یکپارچه عزاخانه مولودى مبارک گردید. آتش ‍ سوگ حسین علیه السّلام که در آن مجلس روشن شد، هر از چند گاهى شعله مى کشید و دل همگان را مى سوزانید.

به عنوان نمونه ، خوابى که ((اسماء بنت عمیس )) و یا (( امّ الفضل )) مى بیند و براى رسول خداصلّى اللّه علیه و آله تعریف مى کند و حضرت خبر از شهادت حسین علیه السّلام با اسفناک ترین حالت مى دهند.

و اینک هزار و چهارصد سال است که شیعه و هر روشن ضمیرى از هر کیش و مرام ، غمزده این هتک حرمت به حرم رسول خداصلّى اللّه علیه و آله و دلخون از فاجعه کربلا است . سال ها مى گذرد و بر سرخى آتش این اندوه افزوده مى گردد تا به دست باقیمانده این انوار مقدس ، خاموش گردد.

—–

۱- نساء ۱۴۸٫

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 + سیزده =

قالب وردپرس