معماری
خانه / اشعار / مسجد کوفه دگر مولا ندارد

مسجد کوفه دگر مولا ندارد

مسجد کوفه دگر مولا ندارد
زینب کبری دگر بابا ندارد
می چـکـد اشک یتـیمـان
ای علی جان ای علی جان
******
آفتاب عمر او بر روی بام است
کار مظلوم همه عالم تمام است
می چـکـد اشک یتـیمـان
ای علی جان ای علی جان
******
پیش چشمان همه درپیچ و تاب است
آخـر عـمر سـلام بـی جـواب است
می چـکـد اشک یتـیمـان
ای علی جان ای علی جان
******
کس دگر بر اشک چشم من مخندد
کس دگر بـا ریسمان دستم مبندد
می چـکـد اشک یتـیمـان
ای علی جان ای علی جان
******
می شود نیلی ز آهش ماه کوفه
دیده بر راهش نشسته چاه کوفه
می چـکـد اشک یتـیمـان
ای علی جان ای علی جان
******
بوی زهرای جوان می آید امشب
بوی یـار قـد کمان می آید امشب
می چـکـد اشک یتـیمـان
ای علی جان ای علی جان
******
زینب کـبـری کـنار بستر او
بوسه ها می گیرد از زخم سر او
می چـکـد اشک یتـیمـان
ای علی جان ای علی جان

شاعر : سید محسن حسینی

قالب وردپرس