معماری
خانه / اشعار / من کیم جان جهان ممدوحه جان آفرینم

من کیم جان جهان ممدوحه جان آفرینم

من کیم جان جهان ممدوحه جان آفرینم
مادر توحید و بانوی سماوات و زمینم
شمع جمع پنج تن همسنگر حبل المتینم
وجه ربّ العالمین جان ولایت رکن دینم
کوثر و تطهیر و قدر و هل اتی و یا و سینم
من کیم زهرای اطهر دخت ختم المرسلینم

کشتی توحید را سکان منم لنگر منم من
خاجه لولاک را دختر منم مادر منم من
چارده معصوم را گردون منم محور منم من
مومنون من قدر من طاها منم کوثر منم من
گوهر عین الحیاتم اختر برج یقینم
من کیم زهرای اطهر دخت ختم المرسلینم

نخل سر سبز ولایت اعتدال از من گرفته
صبر و ایثار و فداکاری کمال از من گرفته
مریم عذرا بدان پاکی مدال از من گرفته
خانه شیر خدا مجد و جلال از من گرفته
خشت خشت آن شده محو دعای دلنشینم
من کیم زهرای اطهر دخت ختم المرسلینم

من کیم ام الولا ام النبی ام الکتابم
من کیم صومم صلوتم عصمتم نورم حجابم
من کیم بیت امیرالمومنین را آفتابم
اولین شخصیت عالم کند مادر خطابم
برترین مولای خلقت خوانده یار و همنشینم
من کیم زهرای اطهر دخت ختم المرسلینم

مادری دارم که ذات حق فرستاده سلامش
شوهری دارم که پیغمبر بود محو جمالش
دختری دارم که نور وحی خیزد از کلامش
فضه ای دارم که گیرد مام عیسی احترامش
شیعه ای دارم که خود یارش به روز واپسینم
من کیم زهرای اطهر دخت ختم المرسلینم

دامنی دارم که ثارالله را می پروراند
مصحفی دارم که مانند کتاب الله ماند
حجره ای دارم که حتی کعبه آن را کعبه خواند
منطقی دارم که فریاد علی را می رساند
این من و این مسجد و این خطبه های آتشینم
من کیم زهرای اطهر دخت ختم المرسلینم

هر دو بخشیدیم با اخلاص و صدق و پاکی دل
من گلو بند و علی انگشتر خود را به سائل
انّما و هل اتی در شأن ما گردید نازل
من ، امیرالمومنین هر دو اوالامریم ، کامل
آری آری اوست زهرا من امیر المومنینم
من کیم زهرای اطهر دخت ختم المرسلینم

من به روی خلق در از نور داور باز کردم
من به خنده عقده از قلب پیمبر باز کردم
من طناب خصم را از دست حیدر باز کردم
من به امر رهبرم بر قاتلم در باز کردم
من تن تنها طرفدار امام المتقینم
من کیم زهرای اطهر دخت ختم المرسلینم
****

قالب وردپرس