معماری

بایگانی روزانه: ۱۳۹۶-۰۵-۲۶

مسموم زهر ظلم و جفایم

مسموم زهر ظلم و جفایم غریب بغداد ، ابن الرضایم آه ، سوزد این دلم ، که همسر من ، شده قاتلم آه ، آه و واویلا ****** در کنج حجره جان می سپارم جز درد ومحنت یاری ندارم آه ، چشمم گریان است ، دلم سوزان است ، کامم عطشان است آه ، آه و واویلا ****** از ظلم …

ادامه نوشته »

ارض و سما پر از ، سوز آه من شد

ارض و سما پر از ، سوز آه من شد حجره ی در بسته ، قتلگاه من شد بر جفای دشمنان مبتلایم من غریبم جواد بن الرّضایم واویلا واویلا آه و واویلا ****** از کینه شد خاموش ، ناله و فریادم یوسف زهرا و ، غریب بغدادم سوزانده تمامیّ حاصلم شد اُمّ الفضل ملعونه قاتلم شد واویلا واویلا آه و …

ادامه نوشته »

زمین و زمان با دلی سوزان

زمین و زمان با دلی سوزان ، بی قرار ِ ابنُ الرّضا شد دل ِ محزونم دوباره باز ، غصه دار ِ ابنُ الرّضا شد بگیریم با چشم گریون ، به سمتش دست توسّل همون مولای جوونی ، که پرپر شد مثل یک گُل سینه ِ زن ِ این ، بزم عزاییم همناله های ، امام رضاییم آه و واویلا …

ادامه نوشته »

نور الهدایی ابن الرّضایی

نور الهدایی ابن الرّضایی آتش زده بر دل شرارِ آهت آقا شد حجره ی دربسته قتلگاهت آقا یابن الزّهرا(س) ****** فدای سوز و فدای آهت گرید برای غربتت هر گل به گلشن با اَلعطش های تو کف می زده دشمن یابن الزّهرا(س) ****** اگر چه بر تو خیلی جفا شد دیگر سرت را از تنت جدا نکردند راس بریده را …

ادامه نوشته »

جوادُ الائمّه ابن الرضایی

جوادُ الائمّه ابن الرضایی قتیلِ فتنه و ظلم و جفایی فدای آهت چه بود گناهت که حجره ی بسته شد قتلگاهت یا صاحب الزّمان آجرک الله… ****** کنیزان کف زنان بُرون حجره تو دست و پا زنان دَرون حجره ملائک گریان زهرا پریشان(س) آخر گشتی فدا با لبِ عطشان یا صاحب الزّمان آجرک الله… ****** آقا دعا کن با این …

ادامه نوشته »

آری جوان ترین قمر آل هاشمم

آری جوان ترین قمر آل هاشمم مثل حسن غریب میان محارمم مثل حسین برده عطش طاقت مرا مهمان نو رسیدهٔ موسای کاظمم امشب گرفته بود دست خدا مرا زهرا از آسمان می‌زد صدا مرا خشکید آن لبی که بر آن نام حق نشست بغض ملائک از خبر درد من شکست حتی کنار پیکر من خواهری نبود تا برکشد به روی …

ادامه نوشته »

شد خزان در جوانی بهارم

شد خزان در جوانی بهارم همدمی غیر از اشکم ندارم ظلمِ کافر آتشم زد زهر همسر آتشم زد لیکن از اینها فزونتر داغ مادر آتشم زد من غریبم… ****** آتش غم زد از دل شراره مثل بابا جگرم شد پاره در غریبی ناله دارم سر به خاکِ غم گذارم دارم این دَم بین حجره تشنه لب جان می سپارم من …

ادامه نوشته »

گشته ای مردم، پژمرده و پرپر

گشته ای مردم، پژمرده و پرپر لاله ی سرخِ گلشنِ حیدر در میانِ حجره دست و پا می زد با لبِ عطشان ناله ها می زد از جفای آن بد طینتِ ناکام پیکرش مانده بی کفن بر بام لیکن از بال و پرِ ، پرنده ها سایبان دارد پیکرِ مولا آه و واویلا صد آه و واویلا زهرِ کینه شد …

ادامه نوشته »

عزای جواد الائمّه رسیده

عزای جواد الائمّه رسیده ناله دارد مادری قامت خمیده واویلا واویلا… در دلها گشته به پا شور قیامت یا حجّت بن الحسن سرت سلامت واویلا واویلا… زهرِ کینه زد آتش بر جسم و جانش آزرده شد از جفا روح و روانش واویلا واویلا… ام الفضلِ ملعونه همراهِ اَعداء کف می زد با ناله ی جانسوز مولا واویلا واویلا… سر بر …

ادامه نوشته »

جلوه ی جودی و عدل و دادی

جلوه ی جودی و عدل و دادی پور سلطانی و حق نهادی من چه گویم به وصفِ مقامت مظهرُ الَّه امامِ جوادی ای بر دو عالم مولا ای نور چشم بابا ای غصّه دارِ زهرا(س) یا سیّدی یا مظلوم … ****** سرورِ عرصه ی عالمینی لاله ی مشهدِ کاظمینی غربتت غربتِ فاطمی و روضه ات روضه های حسینی در بین …

ادامه نوشته »
قالب وردپرس