معماری

بایگانی روزانه: ۱۳۹۶-۰۶-۰۸

یاس گلستان پیغمبر ، ای پسر زهرا و حیدر

یاس گلستان پیغمبر ، ای پسر زهرا و حیدر سیدی موسی بن جعفر تا به فلک رفته سوز آهت گوشه ی زندان شد قتلگاهت فضل و شرافت بوده گناهت گوشه ی زندان شد قتلگاهت یا سیدی موسی بن جعفر مددی باب الحوائج ****** دیده شده با یاد تو تر ، ای به همه مولا و سرور سیدی موسی بن جعفر …

ادامه نوشته »

چه تک و تنها،چه غریبونه

چه تک و تنها،چه غریبونه یه نفر کُنج،این زندونه اسیر این شبای تاره روی خاک تیره سر میذاره کسی بجز خدا از حالش،خبر نداره ای صید بی بال و پر شفیع روز محشر دخیلک آقا یا،موسی بن جعفر توی این زندون،دیگه آزاده بدنش روی،خاک افتاده هنوز توی غل و زنجیره رضا براش عزا می گیره محاله دخترش معصومه،آروم بگیره درای …

ادامه نوشته »

هنگام وداع با ناله شده گویی غم دل صد ساله شده

هنگام وداع با ناله شده گویی غم دل صد ساله شده غرق محنم این ثانیه ها هستم به خدا دلتنگ رضا گشته وقت رهایی از دست زنجیر/ با دست تقدیر/ سر شد شب من دارم شوق پریدن سوی مدینه/ از زهر کینه/ خون شد لب من وای وای خَلِّصنی یا رَب ۲ روشن شده دل در این ظلمات یارم نشده …

ادامه نوشته »

همه عالم ، شده درهم ، به عزای سبط خاتم

همه عالم ، شده درهم ، به عزای سبط خاتم حضرت امام کاظم ، هفتمین صاحب پرچم دل خسته توی زندون شد شهید زهر هارون به یاد روضه ی مادر پرزده با دلی پرخون غریب آقـام ****** کف زندون ، به سجوده ، دست و پاش همه کبوده نمی دونم بنی عباس ، جنس زهرشون چی بوده ذکر مادر رو …

ادامه نوشته »

می خونم دعا ، بین گریه ها

می خونم دعا ، بین گریه ها جان فاطِمه ، خلصنی خدا رو گونه هام باز خون دله نشستـه می خونم نافله خدا میدونه که قاتلم (جسارت این قاتله)۲ با این تازیـونه ها ، بـر جسمم بزن ولی دیگــه نـاسزا نگو ، به (مادر آل علی)۲ خلصنی خداخدا ****** اینجا قتلگاست ، گودال بلاست اینـجا غربتش ، مثل کربلاست غروبا …

ادامه نوشته »

من اسیر غصه و بی قرارم روی خاک این قفس سر میذارم

من اسیر غصه و بی قرارم روی خاک این قفس سر میذارم من روزه دار و مست یار دل خیره وقت دیدار با تازیانه می کنم افطار واویلا زخمی قساوتِ؛ پر و بالم زیر تازیانه ها شد سوالم ای خدا نشناس بدنام من حاجی مست احرام وای چرا دادی تو به من دشنام واویلا شب نشین گوشه ی تار غربت …

ادامه نوشته »

مردِ غریبی ـ تنهای تنها

مردِ غریبی ـ تنهای تنها سر را نهاده ـ بر خاکِ غمها گویا که بر لب زمزمه دارد ذکرِ یا امّی فاطمه دارد موسی بن جعفر ـ حضرت کاظم (۳) او عقده‌هایش ـ فوق زمان است گریانِ هجرش ـ نه آسمان است بنگر به زندان گشته زمین‌گیر جسمِ شهیدِی در غل و زنجیر موسی بن جعفر ـ حضرت کاظم (۳) …

ادامه نوشته »

فرمانروای عالمین موسی بن جعفر

فرمانروای عالمین موسی بن جعفر خورشید شهر کاظین موسی بن جعفر به درد غریبی تو هستی معالج نوای دل من یا باب الحوائج یا باب الحوائج ، یا موسی بن جعفر ****** ما جان به کف در راه عشق تو نهادیم ما سائلان خاکی باب الرادیم منم عبد مسکین تو بحر عطایی به باغ ولایت گل مصطفایی یا باب الحوائج …

ادامه نوشته »

عزیز زهرا تو کنج زندان بی سر و سامون

عزیز زهرا تو کنج زندان بی سر و سامون میون غمها چشاش گرفته نم نم بارون با دل محزون محبس هارون قتلگاهش شد تازیانه ها مونس جان و سوز آهش شد وای وای وای امون از این دل ۲ باب الحوائج موسی بن جعفر **** جوون زهرا پیر شد تو زندان تو غل و زنجیر بعد یه عمری چشم انتظاری …

ادامه نوشته »

شده پر از ستاره – با غصه ها ی زیر – دو چشم نیمه بازم

شده پر از ستاره – با غصه ها ی زیر – دو چشم نیمه بازم میون زندون بلا – همدم و مونسم شده فقط شراره های آهم از چشای پر تب من – می چکه غربت دلم همراه اشکهای نگاهم وای – مادر مادر مادر مادر ببین فضای سینه ی من چه سرده ببین که زهر قاتل با جگرم چه …

ادامه نوشته »
قالب وردپرس