معماری

بایگانی روزانه: ۱۳۹۶-۰۷-۱۳

کاروانی آمد از دشت بلا

کاروانی آمد از دشت بلا خون جگر از ماتم کرببلا عاشقان از جام غم ها جرعه گیر جملگی در دست نا اهلان اسیر دست های شاپرک ها بسته بود چهره ها مانند نیلوفر کبود آسمان اینجا به رنگ نیلی است میهمانی ها به ضرب سیلی است کوفیان مهمان نوازی می کنند همچو مستان نغمه سازی می کنند نعره ها آید …

ادامه نوشته »

پیش از آمدنِ ماهِ عزایت ارباب

پیش از آمدنِ ماهِ عزایت ارباب می تپد قلبِ گداها به هوایت ارباب هر کسی گوشه ای از کارِ تو را می گیرد تا که برپا شود این خیمه برایت ارباب مثلِ یک کارگرِ ساده شد و جارو زد آن که دارای حَشَم بود به غایت ارباب گریه می کرد… برایِ تو سیاهی کوبید وقتِ پرچم زدن او کرد صدایت …

ادامه نوشته »

بیا مادر شام هفت حسین

بیا مادر شام هفت حسین بر عیادت من گوشهٔ زندان ببین مادر دست بستهٔ من قلب خستهٔ من دیدهٔ گریان اگر مادر دشت سینهٔ من پاره پاره شده چون گل لاله غم یارم برده از کف من تاب وطاقت من می زنم ناله ببین مادر قلب سوزانم پریشانم من پریشانم مادرای مادر(۴) ببین مادرخونجگر شده ام هم سفر شده ام …

ادامه نوشته »

دخترِ فاطمه ! بازار! خدارحم کند

دخترِ فاطمه ! بازار! خدارحم کند چادرِ پاره و انظار خدا رحم کند ما که از کوچه فقط خاطره بد داریم شود این حادثه تکرار خدارحم کند یک و زن و قافله و خنده نامحرم ها بر اسیران گرفتار خدا رحم کند یک شبه پیر شدی یا زتنور آمده ای یک سر و این همه آزار خدا رحم کند نیزه …

ادامه نوشته »

مسافر خسته ی را ه کوفه

مسافر خسته ی را ه کوفه ذبیح اشرار گمراه کوفه هلالی ام کردی ای ماه کوفه برادر مهربانم حسین جان(۲) گل خزانم ٬ خزانم نمودی شکسته سروم٬ کمانم نمودی زبانزد هر زبانم نمودی برادر مهربانم حسین جان(۲) بهانهٔ این سفر خاطر توست چراغ من آفتاب سرتوست اسیری و خواریم باور توست برادر مهربانم حسین جان(۲) حرامیان ساغرم را شکستند ستارهٔ …

ادامه نوشته »

شکسته شیشهٔ دل خدا گواه من است

شکسته شیشهٔ دل خدا گواه من است چرا که هالهٔ خون به گرد ماه من است(۲) ناله همچون نی کنم شکوه از غم کی کنم نیزه بوسد حنجرت گریه پی درپی کنم یاحبیبی یاحسین(۴) غم غریبی او مرا نموده هلاک ز روی نیزه ببین نظر فکنده به خاک(۲) خواهرا زاری مکن قصد هشیاری مکن سر مزن برمحملت خون دل جاری …

ادامه نوشته »

ای مردمان کوفه ای نامردمان شام(۲)

ای مردمان کوفه ای نامردمان شام(۲) ای مردم خون ریز ای گرگان خون آشام حیدر پریشان است از دیده گریان است (۲) دروازه ها را باز کردند میهمان آمد (۲) ای میز بانان میهمان خسته جان آمد حیدر پریشان است از دیده گریان است (۲) با داغداران پدر کشته مداراکن (۲) زندان اگر. بردی تو کوفه فکرشبها کن حیدر پریشان …

ادامه نوشته »

اکثر اوقات دختر مثل مادر می شود

اکثر اوقات دختر مثل مادر می شود ارث مادر عاقبت از آنِ دختر می شود حضرت زهرا اگر انسیه الحورا بود دختر از این حیث با مادر برابر می شود عطر یاس و بوی سیب آمیخته با نام او با حضورش خانه ی حیدر معطر می شود از دو دریا لؤلؤ و مرجان فقط حاصل نشد آبشار صبر را سرچشمه …

ادامه نوشته »

پرچمه سرخ حسینی/روی دوش زینبه

پرچمه سرخ حسینی/روی دوش زینبه زنی که زنده از او این/قیام و این مکتبه مدیونه زینبه/قیامه کربلا خطبه ی زینبه/پیامه کربلا سلام به خواهر/امامه کربلا تو کوفه غوغا،میکنه زینب محشری برپا،میکنه زینب با خطبه های،صریح و غرا یزید و رسوا،میکنه زینب (یا بنت الحیدر زینب زینب) بند دوم نائبت الحیدری از/تمومه زنها سری حجب و حیاتو بنازم/شبیه به مادری السلام …

ادامه نوشته »

قصه شروع می‌شود از پشت‌بام‌ها

قصه شروع می‌شود از پشت‌بام‌ها از سنگ‌ها و هلهله‌ها، انتقام‌ها این داستان، ز بدر و احد آب می‌خورد این کینه‌ای ست کهنه شده در نیام‌ها چوبِ حراج بر تن یوسف زدند باز بازار بردگان و شما و غلام‌ها… این ارث مادریِ شما از مدینه است یادت که هست فاطمه و احترام‌ها…! گفتند خارجی به شما،‌ دردِ کعبِ نِی افزون‌تر است …

ادامه نوشته »
قالب وردپرس