خانه / 1396 / دی

بایگانی ماهانه: دی 1396

دوباره داره بارون میباره

دوباره داره بارون میباره دونه هاش همه مثل ستاره چراغون شده مدینه امشب هوای دلم عین بهاره اسوه صبرو گل یزدان. گل زهرا اومده این گل به گلستان. // خنده اومد بر لب مادر. // شمس و قمر گردیده خندان // خوش آمدی زینب کبری. ۲ بدنیا اومده شمس فروزان یازینب یازینب شدعرش خدا مهبط جانانیازینب بروی دست کوثر ماه …

ادامه نوشته »

فاطمیه اومده،مهدی شده غمگین وزار

فاطمیه اومده،مهدی شده غمگین وزار ازغم پهلوی بشکسته شده دل بی قرار اشکا چه میباره در فکر مسماره فاطمه یافاطمه یافاطمه یافاطمه…. چادرخاکی زهرا،روضه ی عرش و زمین غریب مادرحسن،درکوچه گردیده غمین دردی به دل داره از کوچه بیماره فاطمه یافاطمه یافاطمه یافاطمه…. بسته دستای علی ،افتاده زهراپشت در زینبین درمونده و،ناله کنان با چشم تر محسن چه بی تابه …

ادامه نوشته »

‌دوباره صدای دعاتو شنیدم

‌دوباره صدای دعاتو شنیدم (بازم ناله هاتو شبونه شنیدم) تو رو بین بسترنخوابیده دیدم بس که پر از گلایه و دردی دیگه از این زمونه دلسردی درد وغمت یکی دوتا که نیس زخمی بغض چل تا نامردی بازم داری دردای تکراری زخمای پیکرت شده کاری ولی گمون کنم برا درد و غربت حیدر داری می باری آه ٬مادرمادرمادر….. الهی تو …

ادامه نوشته »

عالمو کرده پر از نور ، دختر اول زهرا

عالمو کرده پر از نور ، دختر اول زهرا اومده زینب کبریٰ،مونس وزینت مولا نور عالم از صفاشه یا حسین روی لباشه دورشو همه گرفتند برحسین فقط نگاشه اومده،اومده قبله ی حاجات دختر ِ،فاطمه،عمه ی سادات عقیله،عقیله،خوش اومد….. عرشیان بوسه گرفتند،ازکف پای عقیله حضرت خالق منان ،شده شیدای عقیله این گلِ رودست خاتم می کنه هرکی رو آدم ذکرشو گرفت …

ادامه نوشته »

آیه‌ای از طرف جنت الاعلی آمد

آیه‌ای از طرف جنت الاعلی آمد هر ملک سوی زمین بهر تماشا آمد غنچه‌ی خنده به روی لب زهرا آمد مژده، ای اهل زمین زینب کبری آمد اشک شوق علی و ذوق نبی دیدنی است شب، شبِ رحمت حق است، شبی دیدنی است میکده از سر شوق است مرتب گشته ساغر از کوثر ناب است لبالب گشته گوش کن… ذکر …

ادامه نوشته »

شکر خدا که نام مرا مبتلا نوشت

شکر خدا که نام مرا مبتلا نوشت از حاجیان کعبه سبز شما نوشت شکر خدا که دست قدر ، دست سرنوشت نام مرا شریف ترین خاک پا نوشت صبح ازل به خاک تو پیشانی ام رسید این سجده را فرشته به پای خدا نوشت از ما سوال شد که اسیر تو می شویم؟ ما خواستیم و آیه ی «قالو بلی» …

ادامه نوشته »

شبی که مطلع مهر از، طلوع زینب بود

شبی که مطلع مهر از، طلوع زینب بود فروغ روز نشسته، به دامن شب بود هزار رود نواگر ز کوثر و تسنیم روان به خانه ی زهرا، به بوی زینب بود هزار چشمۀ خورشید، از کرانۀ شب دمیده از دل مهتاب، و چشم کوکب بود شکوفه بار لب مرتضی به باغ دعا ستاره ریز دم مصطفی، به یا رب بود …

ادامه نوشته »

چقدر آشوبه دلم، خدا بزرگه

چقدر آشوبه دلم، خدا بزرگه زندگیم ریخته بهم، خدا بزرگه ایشالله به زودی باز، پا میشی زهرا میگذره روزای غم، خدا بزرگه پرستار توام تو این روزا علی رو داری نگیر دست به دیوار فاطمه تا علی رو داری بیا پیش حسن فاطمه خم نیار به ابرو برا دلخوشیِ منم شده بزن یه جارو یا فاطمه یا زهرا ، یا …

ادامه نوشته »

گلستان امامت را گلی یکدانه پیدا شد

گلستان امامت را گلی یکدانه پیدا شد یَمِ مواج رحمت را یکی دُردانه پیدا شد به گِرد شمع عشق و معرفت پروانه پیدا شد برای جان عالم جان و هم جانانه پیدا شد که از بیت علی امشب نوای شوق می آید که طبع من ز شادی بر سریر ذوق می آید علی امشب ز خوشحالی تبسم بر لب آورده …

ادامه نوشته »

ملک و حور و فرشته ، همگی به شادی و شور ۲

ملک و حور و فرشته ، همگی به شادی و شور ۲ با تموم کهکشونا ، اومدن با ریسه ی نور ۲ ( که مریم آل نبی ، به خونه ی علی دمید به روی دست فاطمه ، دوباره فاطمه رسید ) ۲ ( دل من داره دوباره زمزمه شده این نغمه به لب های همه )۲ یا زینب یا …

ادامه نوشته »