معماری

بایگانی روزانه: ۱۳۹۶-۱۰-۲۰

خزون شده بهارم از غصه ی فراقت

خزون شده بهارم از غصه ی فراقت آروم نمیشه قلبم مرهم نداره داغت دوباره بی قرارم هوای گریه دارم هی از نفس می افتم کاشکی نبینه یارم با این همه درد بعیده زنده بمونم چند وقته بابا عجل وفاتی می خونم بابا شکست بال و پرم خون میره از چشم ترم دلنگرون حیدرم ****** رفتی وتنها مونده حیدر میون غربت …

ادامه نوشته »

چند وقته رو می گیری تو خونه راه نمی ری

چند وقته رو می گیری تو خونه راه نمی ری این رنگ و روی زردت میگه داری می میری داری می سوزی تو تب نفس نداری امشب اشک چشات می ریزه رو گونه های زینب شرمنده میشم تا می بینم حال تو رو وقتی می پرسن بچه ها احوال تو رو پاشو عزیزترین کسم دووم بیار هم نفسم ببین چقد …

ادامه نوشته »

روز شهادت

خیلی منو سوزنده این لحظه های آخر جدایی از تو سخته ای دختر پیمبر دل علی رو خوش کن فاطمه با یه لبخند یه بار دیگه صدام کن سخته برا تو هر چند وقتی بری فاطمه جان دورمو غربت می گیره کاشکی می شد دعا کنی جای تو حیدر بمیره روز علی رو شب نکن خون به دل زینب نکن …

ادامه نوشته »

بمیرم که امشب اسیر غم هایی مادر٢

بمیرم که امشب اسیر غم هایی مادر٢ کنار تو حالا نشستم این دم آخر٢ (روضه دار داغ تو عرش اعلا سوگوار غم تو گشته بابا)٢ ذکر تو واحسینا٢ غریبم مادر مادر٣ ******** رسیده به گوشم نوای آه و واویلا٢ پریشان شدی تو به یاد ظهر عاشورا٢ (گفته بودی غرق اشک و زمزمه زینب من ای عزیز فاطمه)٢ وعده ی ما …

ادامه نوشته »

بعد از تو دنیا بی صفا شد

بعد از تو دنیا بی صفا شد حیدر به غربت مبتلا شد بعد تو پدر جان حرمت ندارم در مدینه دگر عزت ندارم یا ابا یا ابا یا رسول الله ****** بر جای بوسه ی تو بابا زد تازیانه دست اعدا رفتی و دخترت نقش زمین شد رفتی و مرتضی خانه نشین شد یا ابا یا ابا یا رسول الله …

ادامه نوشته »

ما خراب خانه زاد خاندان حیدریم

ما خراب خانه زاد خاندان حیدریم سینه چاکِ سینه چاکِ دودمانِ حیدریم خاک راهِ خاک راهِ دوستان حیدریم مستمند مستمند آستان حیدریم با تولای خدا رویان شرافت یافتیم خوار بودیم و علی گویان شرافت یافتیم سائل لطفیم و مسکین عطایای علی در سر شوریده ما شور و غوغای علی دستهامان دائما گرم تمنای علی دیده ای داریم مشتاق تماشای علی …

ادامه نوشته »

من گریه میکنم که مصفا کنی مرا

من گریه میکنم که مصفا کنی مرا شاید غبار چادر زهرا کنی مرا ابن الکریم بر در تو سائل آمده دور از کرامت است ز سر وا کنی مرا این عید هم بدون تو ما گریه می کنیم بی تو میان خوف و رجا گریه می کنیم چشمان جاده از غم هجرت پر آب شد قلب قلم به دست دل …

ادامه نوشته »

مدینه غرق ماتم بود و دلها خانه غم بود

مدینه غرق ماتم بود و دلها خانه غم بود فضا تاریک و بر رخسار گردون گَرد مات بود سکوت آفرینش با قیام حشر توأم بود سراسر مسلمین را قامت از بار الم خم بود خلایق با دلی بشکسته می گفتند پیوسته محمد در سرای جاودانی رخت بر بسته در آن روزی که خون جاری ز چشم هر مسلمان بود گلوی …

ادامه نوشته »

آسمان خانه ابری و دوباره مادرم

آسمان خانه ابری و دوباره مادرم آه سردی میکشد از بیکسی رهبرم دور بستر میچکد باران ز چشم کودکان طعم تلخی دارد اما اشک آن شاه کرم او چه دیده من ندیدم از چه میسوزد چنین ترسم اینکه جان دهد ثانی امام و سرورم کنج خانه پهلوانی در بغل زانوی غم بغض پنهانش مرا کشت وگذشت آب از سرم یاس …

ادامه نوشته »
قالب وردپرس