بایگانی روزانه: 1397-05-26

ای به سینه ات پنهان گنج های قرآنی

ای به سینه ات پنهان گنج های قرآنی علم را شکافنده با کلام نورانی مظهر جمال حق در لباس انسانی صد چو بو علی پیشت کودک دبستانی هم سپهر را محور هم وجود را بانی کنیه ات ابا جعفر خود محمّد (ص) ثانی آسمان دانش را آفتاب تابنده مشعل حقایق را منطقت خصم را پذیرفته با لب پر از خنده …

ادامه نوشته »

تشبیه و استعاره به وصفت نیاز نیست

تشبیه و استعاره به وصفت نیاز نیست این واژه ها به وصف غمت چاره ساز نیست دیگر به گِل نشسته کلام و عبارت است آقا تفضلی که زمان اشارت است فرهنگ نامه غم و اندوه کربلا ای مستندترین سند داغ نینوا از کودکی تو بار امانت کشیده ای اندازه ی تمام فلک داغ دیده ای خورشید هم به گرمی داغ …

ادامه نوشته »

من امشب شربتی نوشم که شویَد زَهرِ اعدا را

من امشب شربتی نوشم که شویَد زَهرِ اعدا را مهیا میشوم ای زهر مهمانی زهرا را من امشب جامهای پوشم که از تن بر کَنم جانم لباس وصل میبایست دیدار گوارا را روانه سوی جانان باش ای جان ستمدیده نشد دنیا اگر یارت، بشارت باد عقبی را هشامم زهر داد اما مشامم بوی یار آورد شهادت نوش جانم ساخت این …

ادامه نوشته »

بقیع ! این تنِ مولای سالخورده ی ماست

بقیع ! این تنِ مولای سالخورده ی ماست بگیر در بغل آرام یاس پرپر را بدان که شرح غم این غریب دشوار است غمی که کاسه ی خون کرد دیده ی تر را بمیرد آنکه در این سنّ و سال زهرش داد که آتشی زد و سوزاند پای تا سر را شرار زهر شبی را به خاطرش آورد که دید …

ادامه نوشته »

بی تاب شده پیکرش از شعله ی کینه

بی تاب شده پیکرش از شعله ی کینه آتش ، گل کرد ، در باغِ سینه از سوزِ جگر آهِ غریبانه کشیده کشیده جان بر لبش از شدّت اندوه رسیده رسیده پرپر شده باغِ امیدش کرده غم دلدار شهیدش بی تاب و تب ، جان به لب ، حضرت باقر ****** خون شد دلش از خاطره ی تلخ اسارت غربت …

ادامه نوشته »

زظلم و جور اعدا ، شدی مسموم کینه

زظلم و جور اعدا ، شدی مسموم کینه سیه پوش غم تو ، شده شهر مدینه زند ام الائمه به سینه در عزایت به سوز و ناله و اشک کند گریه برایت وای – امون ای دل٣ تویی آن یادگاری ، ز دشت کربلایی تو وارث بر عزا و ، غم خون خدایی فدای سوز و غم تو الا ای …

ادامه نوشته »

امام و رهبر ولایم ، به بی کسی ها مبتلایم

امام و رهبر ولایم ، به بی کسی ها مبتلایم چشمای من ابر بهاره ، یادگار کرب و بلایم گرچه غریب و بی کس و بی یارم نداده نیزه ی عدو آزارم بیاد شاه تشنه لب می بارم ذکر حسینه ختم کارم غریب آقام امام باقر ، مولا ****** یه عمریه محنت نصیبم ، تو شهر مادری غریبم یافاطمه میگم …

ادامه نوشته »

خاطراتش قشنگ و زیبا بود

خاطراتش قشنگ و زیبا بود عطر سیب و اقاقیا می داد روزهای خوشش دگرگون شد گذرش تا به کربلا افتاد داغ هفتاد و دو شقایق را بر سرشانه های خود حس کرد رنج زنجیر و درد سلسله را بر مچ دست و پای خود حس کرد روی آیینه ی غرور دلش زیر باران سنگ چین افتاد دید خورشید را که …

ادامه نوشته »

منم که دل به غم و درد آشنا دارم

منم که دل به غم و درد آشنا دارم به دیده جام می ناب نینوا دارم به سینه وسعت صحرای کربلا دارم همیشه در همه جا روضه ی منا دارم منم که بانی این روضه های پر شورم تمام عمر، سروری نکرد مسرورم کسی که باطن هر روضه را خبر دارد کسی که گلشنی از لاله بر جگر دارد کسی …

ادامه نوشته »

ای شیعه ثانی عشر حضرت باقر

ای شیعه ثانی عشر حضرت باقر دین زنده شده از هنر حضرت باقر بخشید به اسلام مبین گرمی و رونق گنجینه غرقِ گهرِ حضرت باقر تا روز قیامت همه چون آینه ماتند از دانش و علم و هنر حضرت باقر زینت ده توحید پرستان جهان است گلزار گل و بارور حضرت باقر قدسی نفسان حرم قدس ندیدند جز نور خدا …

ادامه نوشته »