معماری
خانه / اشعار / امام جواد (ع) / هرگاه قصد روی تو ابن الرضا کنم

هرگاه قصد روی تو ابن الرضا کنم

هرگاه قصد روی تو ابن الرضا کنم
با نام تو خدای دلم را صدا کنم

گویند جود توست فزون از جوادها
با ذکر یا جواد دلت را رضا کنم

بیطعمچشمهایتوعاشقنمیشدم
کاش ای حبیب حقّ نمک را ادا کنم

بی توشه دعای تو امداد کی شوم
کی میتوان بدون اجابت دعا کنم

هردلکهفیضدوستیاتداشتکوثریاست
دلراچنینقرینبهشتخداکنم

ای در صحیفه ازلی ثبت، نام تو
نام تو را به اسم محمد صدا کنم

ذکر جواد سوره قلب و لسان ماست
صل علی جواد سرود زبان ماست

ای کعبهای که کعبه تو را گم نمیکند
دل قبلهای به جز تو تجسم نمیکند

ای خنده ملیح تو لبخند کبریا
بی خنده تو غنچه، تبسم نمیکند

ای همصدای وحی، تویی نفس ناطقه
عیسی به مَهد وَرنَه تکلّم نمیکند

قرآن تویی نماز تویی معرفت تویی
بی معرفت کسی که تعلم نمیکند

باید بهشت با تو، به آدم شود حلال
وَرنه چنین اراده گندم نمیکند

توفیق، رحمتی است فرآیند جود تو
بی تو خدا اِفاقه به مَردم نمیکند

رخسار توست آینه روی مصطفی
رفتار توست خلق خوش و خوی مرتضی

با وصف روی تو به دل ایگل ملال نیست
بی مدح تو حیات برایم حلال نیست

از کنهِ ذاتِ هستیِ دل خیزد اسم تو
بی مهر تو روال دلم جز زوال نیست

توحید با ولای تو توصیف میشود
با رمزعشق، درک حقیقت محال نیست

در خاک هم به حبّ تو امرار میکنم
در قبر از محّبِ تو جای سؤال نیست

هرجا به چشمدل نگرم محضرشماست
فرقی زیاد بین فراق و وصال نیست

تقوی ملاک کشف و کرامات عاشقاست
رُو مدعی نیاز به خواب و خیال نیست

سِرّ خدا خزانه علم آشنایِ وحی
آمد به پای عشق به سوی خدای وحی

ای نو تو ز مهد تو ساطع به آسمان
سَبابه سپاس تو رافع به آسمان

گردد زمین تهی اگر از یاوران تو
یک خلقت است بر تومدافعبهآسمان

گِرد سرت چو هالهای از نور شد پدید
شد شاکرت حکیمه ز صانع به آسمان

تنها نه بر زمین سبب خیر و برکتی
داری هزار جلوه نافع به آسمان

خورشید از فضا به زمین نور میدهد
نور تو از زمین شده لامع به آسمان

کون و مکان زمین و زمان ملکحضرتت
بر دست توست رمز طبایع به آسمان

ای دل بیا به دیدن هفت آسمان رویم
دور از همه بساط زمین و زمان رویم

مادر تو را به دیده تمثال، دیده است
بابا تو را بعد چهل سال دیده است

ای آروزی کوثری آلِ فاطمه
در تو رضا رخ علی و آل دیده است

شیعه غمت به دیده منت خریدهاست
زیرا تو را چو کعبه آمال دیده است

یثرب پس از گذشتن از آن سالهای تلخ
بابای غصه دار تو خوشحال دیده است

جبرئیل غیر خویش به اطراف مهد تو
چندین هزار جُفت، پر و بال دیده است

خاک حجاز، بوسه گه اهل دل ز توست
نورِ قمر، ضیاء بصر آب و گل ز توست

ما زندهایم در کنف نور اهل بیت
ما بندهایم، بنده دستور اهل بیت

غفلت نمیخرند به بازار عاشقی
مهر تعهد است به منشور اهل بیت

کار از پی ثوابوعقابعاشقانهنیست
ما عاشقیم بلکه نه مزدور اهل بیت

بیهوده نیست خلقت و عمر گران ما
ما نوکریم و خادم و مامور اهل بیت

با اهل بغض دست تولّا نمیدهیم
خصمیم با محارب و منفور اهل بیت

شیعه تمام عمر مهیای یاری است
دارد به سر هوا و به دل شور اهل بیت

یارب رسان تو منتقم اهلبیت را
بنما سپاه منسجم اهلبیت را

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نه + ده =

قالب وردپرس