معماری
خانه / اشعار / امام حسین (ع) / باز سراپا چو شمع سوخته ی محفلم

باز سراپا چو شمع سوخته ی محفلم

باز سراپا چو شمع سوخته ی محفلم
اشک، شده خون دل آب شده حاصلم
آتش سوز درون کرده زخود غافلم
زیارت اربعین گشته دعای دلم
هر نفسم در درون گشته صدای جرس
هر سخنم بر زبان نام حسین است و بس

بغض گلو گیر من آه مرا سلسله است
هر نفسم در درون ناله و صد سلسله است
قصه ی سوز درون فزون تر از حوصله است
طایر جان مرغ دل همره یک قافله است
قافله ای قد کمان قافله ای سرفراز
قافله ای سخت کوش قافله ای پاک باز

بعد چهل شب فراق صبح وصال آمده
هلال گم کرده ای مثل هلال آمده
فاطمه ی دوّم احمد و آل آمده
شیر زن کربلا با چه جلال آمده
عصمت صغری ست این دختر زهراست این
خطابه خوان حسین زینب کبری ست این

جابر دل سوخته جگر نوش کن
یار در آغوش توست خویش فراموش کن
آتش فریاد را به اشگ خاموش کن
از گلوی چاک چاک می شنوم گوش کن
یوسف زهرا دهد از دل خاک این پیام
ای همه ی فاطمه زینب کبری سلام

یاس کبود حسین خوش آمدی زینبم
بود و نبود حسین خوش آمدی زینبم
گفت و شنود حسین خوش آمدی زینبم
بر تو درود حسین خوش آمدی زینبم
چه ها کشیدی بگو هر آنچه دیدی بگو
سرو قد فاطمه چرا خمیدی بگو

تویی که خون مرا پیام آور شدی
تویی که بعد از حسین، حسین دیگر شدی
چرا کبود این چنین زپای تا سر شدی
چقدر ای خواهرم شبیه مادر شدی
تو روز حفظ امام فاطمه ی دیگری
تو یک زن استی ولی حسین را لشکری

تو در کمال و جلال فاطمه ی کاملی
تو با سر پاک من چراغ هر محفلی
تو بین هفتاد سر خطیب چل منزلی
کوکب اقبال من ستاره ی محملی
به موج موج بلا زیارتت کرده ام
میان طشت طلا زیارتت کرده ام

هنوز از خطبه ات به گوش من زمزمه است
هنوز فریاد تو شرار قلب همه است
هنوز گفتار تو چو آیت محکمه است
هنوز در نطق تو معجزه ی فاطمه است
زین اخ و زین امّ زین ابی خواهرم
تا که من استم حسین تو زینبی خواهرم

تو در صف کربلا سلاله ای داشتی
تو هر نفس آیت جلاله ای داشتی
تو شمع و پروانه ای، تو لاله ای داشتی
تو همره قافله سه ساله ای داشتی
تو کوه اندوه را زجای برداشتی
چرا سفیر مرا به شام بگذاشتی

تو کاخ بیداد را به خطبه لرزانده ای
تو بر تن و جان خصم شراره افشانده ای
تو محور عشق را به صبر گردانده ای
تو کنج ویرانه ها نماز شب خوانده ای
جهاد مرهون توست شهید مدیون توست
خدا به تو مفتخر حسین ممنون توست

بقای نورالهدی به زینب است و حسین
بقای دین خدا به زینب است و حسین
توسل انبیا به زینب است و حسین
تکامل کربلا به زینب است و حسین
زینب و صبر و رضا حسین و خون و قیام
به هر دو بادا درود به هر دو بادا سلام

شاعر : استاد حاج غلامرضا سازگار

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

19 − 2 =

قالب وردپرس