دست زمانه بار دگر اشتباه کرد

دست زمانه بار دگر اشتباه کرد
زهری، بهار زندگی ام را تباه کرد

در تار و پود پیکر من رخنه کرده بود
تا مغز استخوان، همه جا طی راه کرد

آتش کشید باغ امید دل مرا
با خنده، شعله های خودش را نگاه کرد

مثل کسوف روز دهم، سوز تشنگی
خورشید پر تلألو رویم، سیاه کرد

حال و هوای ملتهب حجره ی مرا
همرنگ سرخی شفق قتلگاه کرد

شاعر:وحید قاسمی

دست زمانه بار دگر اشتباه کرد
رتبه این مطلب

نرم افزار , شعر و سبک مداحی , بحارالاشعار

همچنین ببینید

شعر مذهبی | شعر مداحی

متن نوحه شور اربعین حسینی | کاشکی قسمتم بشه میون جمع زائرا

کاشکی قسمتم بشه میون جمع زائرا اربعین به نیت فرج بیام به کربلا از نجف …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

20 + یازده =