معماری

روز شهادت

خیلی منو سوزنده این لحظه های آخر
جدایی از تو سخته ای دختر پیمبر
دل علی رو خوش کن فاطمه با یه لبخند
یه بار دیگه صدام کن سخته برا تو هر چند
وقتی بری فاطمه جان دورمو غربت می گیره
کاشکی می شد دعا کنی جای تو حیدر بمیره
روز علی رو شب نکن
خون به دل زینب نکن
حسین وجون به لب نکن

******
چرا چشاتو بستی من حیدرم عزیزم
با رفتنت چه خاکی باید به سر بریزم
مظلوم روزگارم جز تو کسی ندارم
تو به جون زینب گره نزن به کارم
بعد تو هیچ کی به خدا نمی مونه پای علی
پرپر نزن پیش چشام ای دین و دنیای علی
روز علی رو شب نکن
خون به دل زینب نکن
حسین وجون به لب نکن

شاعر : محسن طالبی پور

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سه × چهار =

قالب وردپرس