معماری
خانه / اشعار / حضرت زهرا (س) / رسیدی مدینه رفیق خیرشو

رسیدی مدینه رفیق خیرشو

رسیدی مدینه رفیق خیرشو
به قبرای خاکی دقیق خیرشو
به قبر بدون چراغ حسن
رسیدی مدینه رفیق خیرشو

خیره شو
به شب های پر غصه های بقیع
خیره شو
به دردا و اون روضه های بقیع
خیره شو
به دفن شبانه به اون ماجرای بقیع

خیره شو
می بینی صدای حسن میرسه
خیره شو
صدای که میگفت نزن میرسه
خیره شو
صدا گریه ی بی کفن میرسه

وای از غریبی

رسیدی به شهر حسن گریه کن
مثه مادرش سینه زن گریه کن
برا لحظه ای که گرفت راهشو
برا یاس خونین دهن گریه کن

گریه کن
شنید توی کوچه چقدر حرف بد
گریه کن
که دید مادرو زیر مشت و لگد
گریه کن
زدن مادرو توی کوچه چقدر

گریه کن
برا مادر و کوچه و سردرد
گریه کن
برا رنگ رفته برا روی زد
گریه کن
برا ۸ ساله که شد پیرمرد

وای از غریبی

رسیدی و با اشک و آه گریه کن
برا مادر بی گناه گریه کن
برای هجوم یه مشت مرد پست
برا حیدر بی سپاه گریه کن

ای خدا
چرا درب خونه شده شعله ور
ای خدا
شروع شد دوباره باز دردسر
ای خدا
یه خانوم باردار یا چهل نفر

چند نفر
دارن میبرن حیدرو چهل نفر
چند نفر
به پهلو گرفته خدا میخ در
چند نفر
میخنده به اشکای مادر عمر
چند نفر

وای از غریبی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پنج × پنج =

قالب وردپرس