معماری
خانه / اشعار / حضرت زهرا (س) / چی شده از حیدر چندروزه داری همش روت می گیری زهراجون

چی شده از حیدر چندروزه داری همش روت می گیری زهراجون

چی شده از حیدر
چندروزه داری همش روت می گیری زهراجون
نیمهٔ شب دیدم
وقتیکه راه میری پهلوت می گیری زهراجون
چی شده بی بی جون
تامی بینی منو گوشه ای می شینی تنهایی
چندروزه که حتی
پیش علی نمی شینی یه مدت کوتاهی

واسه اشکای نیمه شبهات…علی بی قراره
توبری بعدتوعزیزم…علی کیو داره؟
مگه ازمن چی دیدی زهرا…چرانمی مونی
بی تومیشه تموم روزام…همه پریشونی

((مرو مرو زهرا وااااا ))

داری میری زهرا
بااینکه میدونی صبرو قراردلم هستی
حالتومی دونم
آخه دیدم که بادرد موی زینبت وبستی
همه قرارم ؛باش
توبری من بی توفاطمه زنده نمی مونم
سنگ صبورمن
داری میسوزی توتب جلوچشمای گریونم

مثه توحیدرم شبارو…دیگه نمی خوابه
تونباشی یه لحظه پیشم…فکرشم عذابه
چی میشه پاشی و دوباره…بگی رو براهی
نزن اینقدر برام عزیزم…حرفای جدایی

((مرو مرو زهرا وااااا ))

پاشوبرام بازم
یه باره دیگه قدم بزن آروم آروم شم
پاشوبگیرمادر
اشکای زینب وکه می ریزه توی آغوشم
پرغمه سینم
داری باخس خس هرنفست می کشی مارو
براعلی درد
ببینه لکهٔ خونای رو درو دیوار ومسمارو

حالاکه داری میری مادر…علی روحلال کن
تورو آزردنت باحیدر…علی روحلال کن
توخودت که می دونی زهرا…همه غریبیمُ
چجوری طاقتش بیارم…این غم عظیم و

((مرو مرو زهرا واااا ))

شعروسبک: کربلایی مجتبی نامور

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

19 − 18 =

قالب وردپرس