شعر مذهبی | شعر مداحی

چشم هایش جلوه ی روزِ قیامت داشته است | متن شعر و سبک مداحی

چشم هایش جلوه ی روزِ قیامت داشته است
تا خدا هم رفته از بس قدّ و قامت داشته است

آمده یک روز بعد از روزِ میلادِ حسین
ماه بر خورشیدِ خود خیلی ارادت داشته است

این قیاسِ چهره اش با ماه ، بی انصافی است
ماه هم بر چهره ی ماهش حِسادت داشته است

ابروانش ابرِ رحمت ، چشم هایش آسمان
گونه هایی سُرخ از جنسِ نجابت داشته است

” حاتمِ طایی ” گدایِ خانه زادش بوده است
معدنِ جود و سخا از بس سِخاوت داشته است

خوش به حالِ ” مالکِ اشتر ” سعادتمند شد
چون که با عبّاس فرزندش رفاقت داشته است

ساقی و سرلشکر و سردار و سالارِ سپاه
این پسر خیلی به‌ یاسین هم شباهت داشته است

می توان فهمید از جنگاوری هایش که او
گاه گاهی با خودِ حیدر رقابت داشته است

پهلوانان و مشاهیرِ ‌شجاعت گفته اند :
در شجاعت حضرتِ عبّاس شُهرت داشته است

صورِ اسرافیل دارد نعره هایش در نبرد
آنقدر که در رجزهایش ابُهّت داشته است

می توان از جایگاهِ خیمه اش فهمید که
رویِ ناموسِ حرم بدجور غیرت داشته است

تشنه ی جنگ است امّا کودکان تشنه تراند
هرکسی یک جور از عبّاس حاجت داشته است

در میانِ التماسِ مَشک ها و اشک ها
کودکِ شش ماهه کمتر صبر و طاقت داشته است

رفت تا دریا کند دشتِ پر از تشویش را
دشت هم از دشتِ لب هایش شکایت داشته است

دل به دریا زد ولی هرگز به دریا رو نزد
ساقی از مشکِ پُر از خالی خجالت داشته است

آه … حتّی تیرها را هم در آغوشش گرفت
سرزمینِ سینه اش از بس که وسعت داشته است

دست اش افتاده ولی از پا نیفتاده هنوز
مُشک را با سینه اش تحتِ حمایت داشته است

در هیاهویِ هجومِ تیرها و نیزه ها
تیرهایِ حرمله انگار سبقت داشته است

دست ها را داد امّا دست با دشمن نداد
دشمنی که دست خطّی از خیانت داشته است

رویِ خاک افتاد امّا هیچکس سمت اش نرفت
آنقدر که ماهِ در خون خفته شوکت داشته است

کاملا پیداست از شرمِ نگاهِ واژه ها
شاه بیتِ کربلا شوقِ شهادت داشته است

یا بنیّه … این صدایِ کیست سردارِ غریب ؟
این غریبِ آشنا با تو چه نسبت داشته است

خوش به حالِ چشم هایت در میانِ خون ندید
مادری را که نگاهش بویِ غربت داشته است

اشک هایت موج می زد آبرویِ آب را
اشک هایت مثلِ مروارید قیمت داشته است

دشت را لبریز کرده غنچه های پیکرت
دسته گُل را پیشِ هم چیدن مشقّت داشته است

قرصِ ماهت طاقتِ یلدا نشینی را نداشت
شاعر این افتادنِ سر هم حکایت داشته است

تا تمامِ شهر مجنونِ نگاهِ تو شوند
سنگ با پیشانی ات عقدِ اخُوّت داشته است

پیشِ رویت حضرتِ خورشید قامت بسته است
پشتِ سر اینبار هفتاد و دو رکعت داشته است

زیرِ پایِ خطبه هایت کعبه ” بیت الله ” شد
کعبه از شأنِ قدم هایِ تو حُرمت داشته است

پنج تن معصوم دستانِ تو را بوسیده اند
دست بوسی تو هم انگار نوبت داشته است

شک ندارم حضرتِ عیسی مُریدِ چشمِ توست
چون که حتی ارمنی هم از تو حاجت داشته است

خاکِ پایِ زائرانت ” شاه اسماعیل ها “
شاه هم در این حرم حکمِ رعییّت داشته است

آبِ زمزم تشنه ی بوسیدنِ سردابِ توست
آسمان هم آرزویِ خاکِ تُربت داشته است

خوش به حالِ آن گلیمِ زیرِ پایِ زائرت
بیشتر از چشم هایِ من لیاقت داشته است

حضرتِ باب الحوائج چند سالی می شود
شاعرِ بی ذوق هم ذوقِ زیارت داشته است

ابراهیم زمانی

چشم هایش جلوه ی روزِ قیامت داشته است | متن شعر و سبک مداحی
رتبه این مطلب

نرم افزار , شعر و سبک مداحی , بحارالاشعار

همچنین ببینید

شعر مذهبی | شعر مداحی

متن نوحه شور اربعین حسینی | کاشکی قسمتم بشه میون جمع زائرا

کاشکی قسمتم بشه میون جمع زائرا اربعین به نیت فرج بیام به کربلا از نجف …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

18 + هفده =