معماری
خانه / اشعار / امام حسین (ع)

امام حسین (ع)

حسین،ای بر همه نور دو دیده،ببین که خواهرت رسیده

حسین،ای بر همه نور دو دیده،ببین که خواهرت رسیده چه بگویم به تو،از این نشانه ها از ضرب سیلی و،از تازیانه ها یا اخا یا حسین… حسین،هر چند سوزاندی نهادم،نهضتت را ادامه دادم با خطبه های من،بین ِ جمعی پلید ویرانه شد دگر،کاخ ظلم یزید واویلا یا حسین… ولی،از درد و غم آکنده هستم،از روی تو شرمنده هستم از دخترت …

ادامه نوشته »

حسین،ای بر همه نور دو دیده،ببین که خواهرت رسیده

حسین،ای بر همه نور دو دیده،ببین که خواهرت رسیده چه بگویم به تو،از این نشانه ها از ضرب سیلی و،از تازیانه ها یا اخا یا حسین… حسین،هر چند سوزاندی نهادم،نهضتت را ادامه دادم با خطبه های من،بین ِ جمعی پلید ویرانه شد دگر،کاخ ظلم یزید واویلا یا حسین… ولی،از درد و غم آکنده هستم،از روی تو شرمنده هستم از دخترت …

ادامه نوشته »

دل به عشق یوسف زهرا نهاده می رویم

دل به عشق یوسف زهرا نهاده می رویم از نجف تا کربلا پای پیاده می رویم یابن زهرا السلام یابن زهرا السلام مرغ روحم پر زند در قتلگاه و علقمه تا گذارم چهره بر خاک عزیز فاطمه یابن زهرا السلام یابن زهرا السلام یابن زهرا سربه کف در سرزمینت آمدم تا شوم زوار روز اربعینت آمدم یابن زهرا السلام یابن …

ادامه نوشته »

می گویم از کنار زیارت نرفته ها

می گویم از کنار زیارت نرفته ها بالا گرفته کار زیارت نرفته ها اشک و نگاه حسرت و تصویر کربلا این است روزگار زیارت نرفته ها امسال اربعین همه رفتند و مانده بود هیات در انحصار زیارت نرفته ها انگار بین هیات ماهم نشسته بود زهرا به انتظار زیارت نرفته ها در روز اربعین همه ما را شناختند با نام …

ادامه نوشته »

ای آشنای زینب ای مقتدای زینب

ای آشنای زینب ای مقتدای زینب بشنو نوای زینب هیهات مناالذله باز آمد از اسارت زینب حدیث غربت اما نه با حقارت هیهات مناالذله آرامش و وقارم گردید افتخارم این ذکر شد شعارم هیهات مناالذله گرچه ز غم خمیدم هر منزلی رسیدم فریاد می کشیدم هیهات مناالذله عشق تو سرنوشتم در کوفه ای بهشتم با خون سر نوشتم هیهات مناالذله …

ادامه نوشته »

ای مزارت کعبه ی جان یا حبیبی یا حسین

ای مزارت کعبه ی جان یا حبیبی یا حسین ای حریمت رشک رضوان یا حبیبی یا حسین ای سرت بر نیزه قاری ای رخت آیات نور ای تنت اوراق قرآن یا حبیبی یا حسین جابرم بر تربتت عرض سلام آورده ام آمدم با چشم گریان یا حبیبی یا حسین گر چه چشم سر ندارم دیدمت با چشم دل سر به …

ادامه نوشته »

باز بهشت کربلا عرصه محشر آمده

باز بهشت کربلا عرصه محشر آمده از دل نینواییان ناله دلبر آمده ای دل زار عاشقان رو بدیار عاشقان بین به مزار عاشقان عاشق دیگر آمده بلبل مست زار را راهی کوی یار را جابر بی قرار را ناله ز دل بر آمده آه کشیده دمبدم ناله زده قدم قدم تا به کنار تربت سبط پیمبر آمده سر زده صبح …

ادامه نوشته »

باز سراپا چو شمع سوخته ی محفلم

باز سراپا چو شمع سوخته ی محفلم اشک، شده خون دل آب شده حاصلم آتش سوز درون کرده زخود غافلم زیارت اربعین گشته دعای دلم هر نفسم در درون گشته صدای جرس هر سخنم بر زبان نام حسین است و بس بغض گلو گیر من آه مرا سلسله است هر نفسم در درون ناله و صد سلسله است قصه ی …

ادامه نوشته »

مرگ من بود دمی کز تو جدایم کردند

مرگ من بود دمی کز تو جدایم کردند در همان گوشه گودال فدایم کردند دوستانم که نبودند بگریند به من دشمنانم همگی گریه برایم کردند من که خود راهنمای همه عالم بودم سرخونین تو را راهنمایم کردند هر کجا خواستم از پای درافتم دیدم کودکان دست گشودند و دعایم کردند خجلم از تو که گم گشته امانت هایت بر سر …

ادامه نوشته »

یا اخا دستی برون از خاک کن

یا اخا دستی برون از خاک کن اشک چشم زینبت را پاک کن ای به زینب در یم خون همسخن از گلوی چاک چاک خویشتن ای تکلّم کرده پنهانی سرت زیر چوب خیزران با خواهرت این تو و این دیده دریائی ات بر مزار تشنگان سقائی ام گر چه دیدم محنت ایام را فتح کردم کوفه را و شام را …

ادامه نوشته »
قالب وردپرس