معماری

مدح

امیدجان خستگان، خداچرا نمی رسد

امیدجان خستگان، خداچرا نمی رسد چرا هرآن چه می کنم ،خداخدا نمی رسد جمعه به جمعه می کنم، ندبه زهجر او ولی «جواب گریه های من،خداچرا نمی رسد»* دراین جهان بی کسی،که نیست فریادرسی کسی به فریاد دل، خسته ی ما نمی رسد طبیب جان تانرسد، به داد دردمندخویش دردرسدبه عاشقان، ولی دوا نمی رسد بین من وچهره ی او، …

ادامه نوشته »

سالها منتظرِ نازِ نگاهَت ماندم

سالها منتظرِ نازِ نگاهَت ماندم چشم بر راهِ تو و خیره به راهت ماندم سالها می شود از غیبت تو بی تابم بی قرار پرچم سبزِ سپاهت ماندم روز و شب من به امیدِ سحر دیدارم نگران دیدن نامه و آهَت ماندم اشکهایی که سرازیر شد از چشمانم گِره یِ حُب شد و در ظِلِّ پناهت ماندم خاطرِ خاطره یِ …

ادامه نوشته »

ای آخرین ذخیره هستی ظهور کن

ای آخرین ذخیره هستی ظهور کن از ظلم و جور عالم گیتی طهور کن خورشید هم ز پرتو نورت ضیا گرفت آئینه مکدر ما پر زنور کن ای قلب با لطافت و ای مهربان ترین از کوچه های غمزده ما عبور کن از هجرتو شکسته شده قلب ما بیا دلهای ما شکسته دلان را صبور کن یوسف ترین عزیز ولایت …

ادامه نوشته »
قالب وردپرس