معماری

مدح

حیدر تو را خلیفهء مطلق نوشته اند

حیدر تو را خلیفهء مطلق نوشته اند گاهی علی و گاه معَ الحق نوشته اند اسرار کائنات کف دست قنبرت فرمانروای ملک الهیست دخترت در لا به لای ذات خدا گم شدی علی«ع» با این وجود قبلهء مردم شدی علی«ع» ممسوس ذات حضرت دادار گشته ای در «قاب قوس» یکصدوده بار گشته ای گفتی به آن ملک که خدا را …

ادامه نوشته »

دل ما را به دام انداخته با تار گیسویش

دل ما را به دام انداخته با تار گیسویش هزاران یوسف مصری اسیر حلقه ی مویش ندیده هیچ چشمی پادشاهی را به این شوکت ندارد پادشاهی این همه نوکر سر کویش علی عالی علی اعلا امیر المومنین به به عجب شوری به پا کرده دوباره نام دلجویش تمام سیم و زرها یا گوهرهای جهان حتی نمی ارزد خدایا پیش خاک …

ادامه نوشته »

یقینا عالم از این مسئله غافل نخواهد شد

یقینا عالم از این مسئله غافل نخواهد شد بدون مرتضی دین نبی کامل نخواهد شد امیرالمومنینی مال آن سه نیست تا محشر چنانکه حکم تنفیذ علی باطل نخواهد شد دلی که مانده در کعبه کنار مستجار عشق است دلی که در سقیفه مانده هرگز دل نخواهد شد هرآنکس در دلش بغض علی ریشه زده حتما برایش جز درک روز جزا …

ادامه نوشته »

جزعشق علی رسم و مرامی نشناسیم

جزعشق علی رسم و مرامی نشناسیم جز بندگی عشق مقـــــــــامی نشناسیم در مکتب ایمان که بود درس، ولایتـــ جز ذکر علی ورد و کلامــــی نشناسیم آن روز که لب دوخته ازوحشت حشراست در نامه به جز فاطــــــــمه نامی نشناسیم ما غیرعــلـی ابن ابیطالب و یازده  معصــــوم ، در این دهر امامی نشـناسیم

ادامه نوشته »

اینجا گدای درگه مولا شدن خوش است

اینجا گدای درگه مولا شدن خوش است دنیا ! غلامِ حضرت زهرا شدن خوش است دُردی کِشانِ نرگسِ مستیم ما همه با دردِ عشقِ یار ، مداوا شدن خوش است! باید تُراب شد ، سرِ راهِ ابوتراب با فیضِ پای او زِ زمین پا شدن خوش است!! حالا که (خاک را به نظر کیمیا کنند) خاکی شدن ، به قیمتِ …

ادامه نوشته »

من مسلمانِ یک نگاهِ توام

من مسلمانِ یک نگاهِ توام دست بر سینه بینِ راهِ توام از غلامــانِ ســر بِراهِ توام چِقَـدر خـوب در پناهِ توام ایمنـم از عـذاب با حیدر شخصِ عالیـجناب یا حیدر! ذکرِ خیرِ علی الدوام علیـست عالِمِ اعلـمِ بِنـام علیـست! ولیُّ اللهِ ،خـاصُ عــام علیـست هرچه که دارم از امـام علیـست! عِینِ توحید ، میشود عینش کیمیا ، گرد و خاکِ …

ادامه نوشته »

ساقی بکن پر باده ساغر را

ساقی بکن پر باده ساغر را تامن بگویم وصف دلبر را لبریز کن صد جام دیگر را هم مست کن این جمع مضطر را هم گوش کن قند مکرر را میخواهم از مولا بگویم آه پس گوش کن ای مست خاطرخواه مولای من این است: بسم الله کوهی که کرده مثل برگ کاه مردان جنگ غول پیکر را او چشمه …

ادامه نوشته »

بنای دین که با معراج دستان تو کامل شد

بنای دین که با معراج دستان تو کامل شد به رسم تهنیت‌گویی برایت آیه نازل شد «و أتممت علیکم نعمتی» یعنی که ای باران! غرض از خلقت دریا و صحرا با تو حاصل شد کنار برکه‌ای جاری شد احکام وفاداری وضو با هر سرابی بعد از این سرچشمه باطل شد شکافنده تر از فجری که سر زد بین روز و …

ادامه نوشته »

ای نگار روحانی خیز و پرده بالا زن

ای نگار روحانی خیز و پرده بالا زن در سرادق لاهوت کوس لا و الاّ زن در ترانه مـعنی دم ز سـرّ مولا زن وانکه از غــدیر خــم باده تولاّ زن تا ز خود شوی بیرون زین شراب روحانی در خم غدیر امروز باده ای به جوش آمد کـز صفــای او روشـن جــان بـاده نــوش آمــد وان مــبشّر رحــمت بـاز …

ادامه نوشته »

آسمان پای پیاده به غدیر آمده بود

آسمان پای پیاده به غدیر آمده بود زودتر از همه با این همه دیر آمده بود چه خبربود؟! زمان لحظهٔ حساسی بود عرش با آن عظمت نیز به زیر آمده بود چه خبر بود؟! که ابلیس به خود می لرزید و خدا خواسته این گونه حقیر آمده بود چه خبر بود؟! که این قافله ها در پی هم از دل …

ادامه نوشته »
قالب وردپرس