معماری
خانه / اشعار / امام علی (ع) / میلاد (صفحه 2)

میلاد

به خدا که خلقت ماسوا، همه شد برای تو یا علی

به خدا که خلقت ماسوا، همه شد برای تو یا علی که بود طفیل وجود تو، همه ما سوای تو یا علی شجر وجود تو بارور، بشد از عنایت دادگر همه بود مقصد از این شجر، ثمر ولای تو یا علی چو گذشت از شه انبیا، به جلال و فضل و شرف تو را بگزید از همه ماسوا، به خدا …

ادامه نوشته »

به اوج می برد امشب مرا هوای شما

به اوج می برد امشب مرا هوای شما که عشق را بنویسم، فقط برای شما نگاه می کنم اینجا به رد پای شما و می رسم به خدا، تا خدا… خدای شما که آفرید شما را زمین هوایی شد وَ کعبه کعبه شد و خانه ای خدایی شد و بال حور و مَلَک فرش این قدم ها شد زمین برای …

ادامه نوشته »

بـه جـان خسـتـه عاشـق قـرار یـا حیـدر

بـه جـان خسـتـه عاشـق قـرار یـا حیـدر دل خــــــزان زده ام را بــهــــار یــا حیـدر سحـر رسیـده به این شـام تـار یـا حیـدر گـل اسـت فـاطـمـه و گـلـعــذار یـا حیـدر سـتـــاره شـب دنـبـــالـــه دار یــا حـیــدر علی ست بـاعث دنـیــا بـهـانـه خـلـقـت علی ست زینـت عـالــم یـگانـه خـلـقـت علی ست رمـز بـقــا ، جاودانـه خـلـقـت علی ست یک تن از …

ادامه نوشته »

بر حال عاشقم رسد امشب سلام می

بر حال عاشقم رسد امشب سلام می بر دل نشسته است چه شیوا کلام می امشب بیا به میکده با چشم خود ببین مستان به خاک میکده از قتل عام می ما می گسارهای خم مرتضی شدیم ما شیعیان باده فدای امام می ساقی علی و جام می اش دست حیدری است جانم فدای ساقی و قربان جام می ما …

ادامه نوشته »

شه کارآفرینش دادار حیدراست

شه کارآفرینش دادار حیدراست نفس و وصی احمد مختار حیدراست وقت نبرد و حمله جلودار حیدراست استاد بی نظیر علمدار حیدراست ازدشمنان فاطمه بیزار حیدراست ای مهر و ای ولایت تو رکن دین، علی محتاج لطفت عیسیِ کردون نشین، علی شاگرد درس عشق تو روح الامین، علی بر بخشش وعطای تو صدآفرین، علی بر لشگر کرامت علمدار حیدر است جنت …

ادامه نوشته »

باید این نفس سرکش ما را ، با کمند تو در حصار کشید

باید این نفس سرکش ما را ، با کمند تو در حصار کشید بعد با حلقه های گیسویت ، باید این صید را به دار کشید دل ما را به زور آدم کن! ، جنبه ی اختیار در ما نیست کافی است اینهمه بلایی که ، دلم از دست اختیار کشید صحبت از عشق تو اگر باشد ، کاری از …

ادامه نوشته »

ساقی رسید پس در میخانه پر شود

ساقی رسید پس در میخانه پر شود باده بریز باده که پیمانه پر شود جامی بده حیات دوباره مرا ببخش جامی که جان ز حضرت جانانه پر شود آری علی علی(علیه االسلام) همه را مست می کند در بین شهر نعره ی مستانه پر شود سنگم بزن به حب علی(علیه السلام) که ملال نیست لیلای شهر آمد و دیوانه پر …

ادامه نوشته »

بازهم آمد شب حیران شدن

بازهم آمد شب حیران شدن وقت جنون وقت پریشان شدن شکر نوشتند برای دلم آئینه ای گوشه ی ایوان شدن کار من و حضرت جبرئیل شد تا به ابد دست به دامان شدن پرده بر افتاده خدا خواسته با همه ی خویش نمایان شدن تازه از امروز به پیغمبران واجب عینی ست مسلمان شدن فصل شراب است به ما واجب …

ادامه نوشته »

ز پشت پرده تا بی پرده یار من نمایان شد

ز پشت پرده تا بی پرده یار من نمایان شد ز شرم روی او خورشید اندر پرده پنهان شد *** ولادت یافت اندر کعبه آن مولود مسعودی که ذات پاک او مرآت ذات پاک یزدان شد *** تجلّی کرد تا نور رُخَش اندر حریم حقّ حرم ، حرمت گرفت و قبله گاه اهل ایمان شد *** همان نوری که موسی …

ادامه نوشته »

بازاین دل بی قراری میکند

بازاین دل بی قراری میکند عاشقانه می گساری میکند می گساری میکنم با نام تو میدهم بر دست یاران جام تو ذکر نامت باده نوشی من است باعث این می فروشی من است نام تو اندر دلم گل کرده است شور بسیاری به دل آورده است ای که هستی در سرای کردگار در میان هر دو عالم سفره دار سفره …

ادامه نوشته »
قالب وردپرس