معماری
خانه / اشعار / امام علی (ع) / میلاد (صفحه 3)

میلاد

بازهم آمد شب حیران شدن

بازهم آمد شب حیران شدن وقت جنون وقت پریشان شدن شکر نوشتند برای دلم آئینه ای گوشه ی ایوان شدن کار من و حضرت جبرئیل شد تا به ابد دست به دامان شدن پرده بر افتاده خدا خواسته با همه ی خویش نمایان شدن تازه از امروز به پیغمبران واجب عینی ست مسلمان شدن فصل شراب است به ما واجب …

ادامه نوشته »

ز پشت پرده تا بی پرده یار من نمایان شد

ز پشت پرده تا بی پرده یار من نمایان شد ز شرم روی او خورشید اندر پرده پنهان شد *** ولادت یافت اندر کعبه آن مولود مسعودی که ذات پاک او مرآت ذات پاک یزدان شد *** تجلّی کرد تا نور رُخَش اندر حریم حقّ حرم ، حرمت گرفت و قبله گاه اهل ایمان شد *** همان نوری که موسی …

ادامه نوشته »

بازاین دل بی قراری میکند

بازاین دل بی قراری میکند عاشقانه می گساری میکند می گساری میکنم با نام تو میدهم بر دست یاران جام تو ذکر نامت باده نوشی من است باعث این می فروشی من است نام تو اندر دلم گل کرده است شور بسیاری به دل آورده است ای که هستی در سرای کردگار در میان هر دو عالم سفره دار سفره …

ادامه نوشته »

روز ازل خدا نوشت

روز ازل خدا نوشت قشنگ با آب طلا نوشت هرکی علی رو دوست داره یه راست بیاد بره بهشت ۲ راز خدا، شده بر ملا، علی اومده، به دنیا چه خبره، خونه ی خدا، علی اومده، به دنیا آسمون مکه پر ستاره/ شبای رجب واله و بی قراره سه شب و روز تو خونه ی خدا بود/ ببین چه سر …

ادامه نوشته »

باز امشب نقش خورشیدی منور می کشند؟

باز امشب نقش خورشیدی منور می کشند؟ یا که تصویری ز روی ماه حیدر می کشند تا که خورشید ولایت پرتو افشان می شود پرده بر رخ از خجالت ماه وا ختر می کشند آرزومندان دل از کف داده اند امشب مگر انتظار دیدن رخسار دلبر می کشند گلشن آرایان همه محو گل رویش شدند از دل خود نعرۀ الله …

ادامه نوشته »

دوبـاره مـرغ روح من وصال یـار میخواهـد

دوبـاره مـرغ روح من وصال یـار میخواهـد کـه زوار نجـف باشـم دلـم انگــار میخواهـد غلامـت را ببین آقـا به اثبـات وفـای خـود بـه جای حلقه ی گوشش طناب دار می خواهـد سیاهی مشقهـای من فقط سـردرد مـی آرد قلم می رقصد ایـن شبهـا علی این بار میخواهد به مدح تو زبان قاصر کسی نشناخت قدرت را که از شـاه نجف …

ادامه نوشته »

در میان اهل مکه نقل محفل صبح و شام

در میان اهل مکه نقل محفل صبح و شام قصـه ی زائیـدن طفلیست در بیـت الحــرام کعبه را طرح شکافی روی یک دیوار ماند یــادگاری بــر حرم از حیــدر کــرار مــانــد این سه روز و شب چه رازی بود بین طفل و مام؟ کــز حــرم آورد بــیــرون طــفــل را بــا احــتــرام یــا مگر در کــل مکـه خــانه ای دیگر نبــود؟ …

ادامه نوشته »

در ازل تا کتاب حق وا شد

در ازل تا کتاب حق وا شد رازهای نهفته افشا شد در ازل پیشتر زلوح و قلم حکم روز الست انشا شد کسی آمد که در سرا پایش جلوه های خدا هویدا شد کسی آمد که با ولایت او مرز دین،مرز کفر پیدا شد خنده ای کرد و شد بهشت برین مشت خاکی گرفت و دنیا شد شه پری داد …

ادامه نوشته »

چون لب تیغ تو مستـانه دهن وا کردم

چون لب تیغ تو مستـانه دهن وا کردم مرده بودم که ز عشق تو کفن وا کردم یا علی گفتم و از هرم شــــــراب نامت این زبان بسته دهن را به سخن وا کردم تو خدایی خودت راکن و من بنــدگی ات که به شوق تو فقط سر به چمن وا کردم از می ناب خودت در خم این مست …

ادامه نوشته »

پیچیده تو گوشم باز موعظه مصطفی

پیچیده تو گوشم باز موعظه مصطفی أنا مدینه العلم و علی بابها ۲ بگو کدوم عقلی میخواد بفهمه مرتضی کیه کدوم قلم می نویسه امیر غزوه ها کیه فقط خدا می دونه که سید الاوصیا کیه حامل اللّوا/ ساکن السّماء/ پدیده ی خدا/ علی مرتضی علی علی کاشف البلایا علی علی منتهی الرجایا برای تار و مار مشرکای روزگار خدا …

ادامه نوشته »
قالب وردپرس