معماری

روضه

سر در گم سر سحرم مادر گلها

سر در گم سر سحرم مادر گلها دلداده اسرار درم مادر گلها ای محور درد همه عالم و آدم ای هاله احساس و کرم مادر گلها هم اسوه ی مهر و مدد و گوهر علمی هم سوره طاهای حرم مادر گلها علامه دهری و سراسر همه عدلی ای حامی و امداد گرم مادر گلها در معرکه گل کرده همی آه …

ادامه نوشته »

سلام ما سلام مابه رحمت وبه جود تو

سلام ما سلام مابه رحمت وبه جود تو سلام ما سلام به چهره کبود تو سلام ما سلام به قلب داغ دیده ات سلام ما سلام به قامت خمیده ات سلام ما سلام به طفل ناامید تو سلام ما سلام به محسن شهید تو سلام ما سلام به چهره خجسته ات سلام ما سلام به پهلوی شکسته ات سلام ما …

ادامه نوشته »

دریغ از من نمودی دیدنت را

دریغ از من نمودی دیدنت را گرفتی لطف حیدر گفتنت را ز من بگذر بگو ساعت به ساعت چرا کردی عوض پیراهنت را مبار ای ابر خسته دلم خیلی شکسته به دشت سینه تو گل سرخی نشسته همین غم تار و پودم را کسسته — چی میشه تا که پیش ما بمانی برای این سفر خیلی جوانی مبند این پلک …

ادامه نوشته »

بیش از این پیش چشمان ترم گریه مکن

بیش از این پیش چشمان ترم گریه مکن مردم از غربت تو رهبر من گریه مکن محسنم رفت فدای سرت ای تاج سرم کاش میرفت به پایت سر من گریه مکن گرقرار دل پروانه خود می طلبی شمع من بر سر خاکستر من گریه مکن پیش چشم این یتیمان گریه کمتر کن علی جان بیش از این با اشکهایت قلب …

ادامه نوشته »

درد مرا دو دیده ی خونبار شاهد است

درد مرا دو دیده ی خونبار شاهد است سوز مرا شرار دل زار شاهد است غمهای نا شنیده و نا گفته ی مرا موی سفید و زردی رخسار شاهد است شبها هر آنچه می گذرد بر من و دلم اشگ دو دیده ، دیده ی بیدار شاهد است من بارها فدایی راه علی شدم مسمار و سینه و در و …

ادامه نوشته »

به چشم بیرمقم هر ستاره می گرید

به چشم بیرمقم هر ستاره می گرید کند هر آنکه به حالم نظاره می گرید غمم به روز اگر می رسید شب می شد به حال پیریه من سنگ خاره می گرید شبی که خون نشده زخم سینه نگذشته سحر به زخم تنم بی شماره می گرید گرفته زانوی غم در بقل علی تنها نشسته با جگری پاره پاره می …

ادامه نوشته »

در می‌زنند و پشت در آتش به پا شده‌‌ست

در می‌زنند و پشت در آتش به پا شده‌‌ست کوچه به درد ملتهبی مبتلا شده‌ست در می‌زنند و شهر نفس هم نمی‌کشد حجم سکوت ممتد بی‌منتها شده‌ست در را شکسته‌اند و کسی ضجه می‌زند بر روی شهر وقت نزول بلا شده‌ست تکلیف یک کبوتر پهلو شکسته چیست؟ وقتی در آشیانه‌اش آتش به پا شده‌ست نفرین به مردمان دغل کار روزگار …

ادامه نوشته »

در شهر مهر و عاطفه پیدا نمی شود

در شهر مهر و عاطفه پیدا نمی شود یک تن چو من فدایی مولا نمی شود هجر پدر غریبی شوهر فراغ طفل مظلومتر ز فاطمه پیدا نمی شود می خواستم که حق ترا گیرم از عدو باور بکن علی بخدا تنها نمی شود کارم گذشته از شفا وقت رفتن است دیگر حریف زخم تن اسما نمی شود برق آنچنان گرفت …

ادامه نوشته »

در دل شب پر شکسته بلبلی

در دل شب پر شکسته بلبلی برده بهر باغبان خونین گلی گل مگو پامال گشته لاله ای برگ برگش را صدای ناله ای خاک،گِل می شد زاشک جاری اش تاکند دستی زرحمت یاری اش ناگهان از آن بهشت بی نشان گشت بیرون دستهای باغبان کای شکسته بال و پر بلبل بیا وی به قلبت مانده داغ گل بیا باغبانم هست …

ادامه نوشته »

در حقیقت با حقیقت دشمنت بیگانه بود

در حقیقت با حقیقت دشمنت بیگانه بود گفت قتل تو بود افسانه کاش افسانه بود آدمی هرگز نیازارد رخ حوریه را آنکه سیلی زد تو را ، هم دیو هم دیوانه بود مرغ اگر در خانه باشد لانه سوزاندن خطاست بیت آلا الله آیا کمتر از یک لانه بود فاطمه سینه سپر کرد از پی حفظ علی آنکه بر زهرا …

ادامه نوشته »
قالب وردپرس