معماری
خانه / اشعار / حضرت زهرا (س) / شور (صفحه 2)

شور

فدک بود و من بودم وتنهایی ، کوچه تنهایی،معبر زهرایی ، کوی دلها

فدک بود و من بودم وتنهایی ، کوچه تنهایی،معبر زهرایی ، کوی دلها کمین کرده دست دشمن من ، بهر کشتن من سنگ خود با کینه ، زد بر این آیینه ، بشکند تا سینه ، قاتل ما آسمان از غصه ام پر شراره شد تا که در دست عدو نامه پاره شد بی حیا از جفا پیش چشم مجتبی …

ادامه نوشته »

آسمون چشم من خون می باره وای از بی مادری

آسمون چشم من خون می باره وای از بی مادری دل اهل آسمون غصه داره وای از بی مادری دل شب شبی که حتی یه ستاره هم نداره شبی که چشای خون آسمون بارون میباره شبی که پرستوها هم به چشا خوابی ندارن شبی که ستاره ها هم دیگه مهتابی ندارن شبی که راز مگوِ یه حق حقا توی گلو …

ادامه نوشته »

عالم خاکی محیط غربتت

عالم خاکی محیط غربتت آفرینش گشته گم در تربتت مشعل شبهای احیای علی نقش لبخندت مسیحای علی ای یاس کبود حیدر- بود و نبود حیدر – دار و ندار حیدر عمر تو بالا تر از ارض و سماست هیجده سالت اگر خوانم خطاست ای سجود آورده بر پای تو سر ای خدا هم از نمازت مفتخر خاک را فیض تو …

ادامه نوشته »

[فاطمه یا فاطمه یا فاطمه یا فاطمه]

[فاطمه یا فاطمه یا فاطمه یا فاطمه] مـادر هـسـتـی نـیــــارد، دخـتـری چـون فـاطـمـه فـخـر زیـنـب ایـن کـه دارد، مـادری چـون فـاطـمـه دخـت احـمـد زوج حـیـدر، پـای بـی هـمتای حق خـالـق هـسـتـی نـدارد، بـهـتــری چـون فـاطـمـه [فاطمه یا فاطمه یا فاطمه یا فاطمه] [فـاطـمه خیرالنساء یـــاور شــیــر خــدا] مـحـنـت دنـیــــا و عـقـبـی، یـک نـگــــاه لـطـف او در دوعالم کی بود خـاک …

ادامه نوشته »

شمع شام تارم، تو بیا کنارم، جز تو کس ندارم

شمع شام تارم، تو بیا کنارم، جز تو کس ندارم شد لحظه های آخر من ای شکیب زهرا، ای غریب زهرا، ای طبیب زهرا بیا کنار بستر من من حاجتم را از خدا می گیرم امشب علی علی می گویم و می میرم امشب جانم علی جانم علی جانم علی جان ***** ای امام تنها، ماه عالم آرا، همه هست …

ادامه نوشته »

زهرای من ای یار من ای یار من ای یار

زهرای من ای یار من ای یار من ای یار اونی که صبح تاشب ناله میزد از درد سینه اگه بار گران بوده دیگه رفت از مدینه — بلند شو مادر زینب حالا چه وقت خوابه کفن پوش سفید من دلم برات کبابه — پرستویه علی چرا غم تو چشات فراوونه چرا تو هجده سالگی فاطمه قدت کمونه کتاب عشق …

ادامه نوشته »

در یک طرف مهلکه مادر

در یک طرف مهلکه مادر در یک طرف ولوله حیدر در یک طرفی تاب بود و مادر که گرفته بود آزر وای مادرم در یک طرفی دو طفل گریان یک شاپرکی مثال مادر شمشیر که عریان شده یک سو مسمار که از در شده خنجر یک خانه سرای جنگ گشته در خانه ی حق چو گشته محشر از خانه کسی …

ادامه نوشته »

حیدر، رسیده موسم جداییمون

حیدر، رسیده موسم جداییمون ببین شده چشام یه کاسه خون دنیا برای من شده زندون وقتی ، کبودی صورتمو دیدی بگو که از حسن چی پرسیدی که هر چی شد تو کوچه فهمیدی بگم بدونی ، گل تو با هجوم وحشیونه پژمرد بیا که همسرت تو کوچه‌ها کتک خورد ببین که محسنت هنوز نیومده مرد مادر (مرو مرو مرو مرو …

ادامه نوشته »

حتی یه لحظه این دل من از تو بی بی جدا نمی شه

حتی یه لحظه این دل من از تو بی بی جدا نمی شه به ریشه های چادر تو من می بندم دخیل همیشه میون محشر – ایشاالله مادر می گیرم اون چادر خاکیت و توی این دستام تا میگن این الفاطمیون من پا میشم از جام بیم محشر هم میگم مادر پیش دلبرم میگم مادر — وقتی میایی توی محشر …

ادامه نوشته »

تنگ غروبها که دلم هوای دلبر می کنه

تنگ غروبها که دلم هوای دلبر می کنه گریه برای چادر خاکیه مادر می کنه تنگ غروبها که میشه غریبی رو حس می کنم دعا برای فرج زاده نرگس می کنم ای نگار نازنین – ای امیر دل غمین گشته ای نور دوعین – جد تو خانه نشین مادر من مادر من مادر من مادر من —

ادامه نوشته »
قالب وردپرس