معماری
خانه / اشعار / حضرت زهرا (س) / مدح (صفحه 2)

مدح

فاطمه مارا هدایت می کند

فاطمه مارا هدایت می کند رهبری سوی ولایت می کند فاطمه دید از عدو آزارها کشته شد در راه حیدر بارها روز تنهایی بحیدر داد دست تاغلاف تیغ دستش را شکست دید دشمن فاطمه جان علیست بلکه با جانش نگهبان علیست گفت باید جان حیدررا گرفت از علی دخت پیمبر را گرفت دید جان مرتضی پشت دراست از امام خویش …

ادامه نوشته »

یا فاطمه فقط دل طاها تو را شناخت

یا فاطمه فقط دل طاها تو را شناخت آن کس که خواندت ام‌ابیها تو را شناخت هر کس خدا شناخت، علی را شناخته است هر کس شناخته است علی را، تو را شناخت دنیا و روزگار برای تو کوچکند هرگز نه روزگار نه دنیا تو را شناخت والاترین ستارۀ فلک محمدی تنها علی عالی اعلا تو را شناخت آه ای …

ادامه نوشته »

چنین گفت آدم علیه السلام

چنین گفت آدم علیه السلام که شد باغ رضوان مقیمش مقام که با روى صافى و با راى صاف زهر جانبى مى‏نمودم طواف یکى خانه در چشمم آمد ز دور برونش منور ز خوبى و نور زتابش گرفته رخ مه نقاب ز نورش منور رخ آفتاب کسى خواستم تا بپرسم بسى بسى بنگریدم ندیدم کسى سوى آسمان کردم آنگه نگاه …

ادامه نوشته »

وبهار آمد گل آمد گل شکفته در برش گل

وبهار آمد گل آمد گل شکفته در برش گل گل چه گل، آن گل که باشد تا سراپا پیکرش گل گل بگو امشب که گل از دامن گل سر کشیده شد چمن‏ آرا گل نورى که باشد جوهرش گل لحظه میعاد آن یاس بهشت عشق سر مد گل به گل گردید عالم باختر تا خاورش گل قابلیت بین که آمد …

ادامه نوشته »

هست این برایم افتخار هستم گدای فاطمه

هست این برایم افتخار هستم گدای فاطمه پر می‌زند مرغِ دلم پر در هوای فاطمه گر جان دهم در راه او صد پاره پیکر هم شوم باشد سعادت ای خدا باشم فدای فاطمه شد توتیای چشمِ من روشن نمای قلب من خاک بقیع خسته و غربت سرای فاطمه جز او ندارم در سرم هرگز خیالِ دیگری خود را به مسلخ …

ادامه نوشته »

هرگز کسى نظیر تو پیدا نمى شود

هرگز کسى نظیر تو پیدا نمى شود همتا کسى به عصمت کبرا نمى شود اى کوثرى که خیر کثیر از وجود توست اسلام، جز به فیض تو، احیا نمى شود هر چند دختران دگر داشت مصطفى هر دخترى که «امّ ابیها» نمى شود بعد از تو اى شکوفه زیباى احمدى لبهاى من، به خنده دگر، وا نمى شود چون خواستم …

ادامه نوشته »

دل ز انوار خدا بارگه نور شده

دل ز انوار خدا بارگه نور شده سینه سینای ولا جان شجر طور شده مکه سر تا قدم از شوق و شعف شور شده بیت معمور نبی قبلگه حور شده رو به گهواره انسیه حورا بردند عطر خلد از نفس حضرت زهرا بردند ** گوش تا تهنیت از خالق داور شنوید ذکر توحید ز لبخند پیمبر شنوید وصف کوثر ز …

ادامه نوشته »

صبح طلوع زهره ی زهرا رسیده است

صبح طلوع زهره ی زهرا رسیده است پایان ظلمت شب یلدا رسیده است ای روزگار، دوره ی هجران تمام شد یعنی برات وصل به امضا رسیده است بگشای چشم شوق به سوی فرشتگان ای باغ گل زمان تماشا رسیده است عطر گل محمدی از مکه می وزد فصل گل و تبسم گل ها رسیده است تا آن که غرق نور …

ادامه نوشته »

دست من و عنایت و لطف و عطای فاطمه

دست من و عنایت و لطف و عطای فاطمه قلب من و محبت و مهر و ولای فاطمه طبع من و قصیده مدح و ثنای فاطمه جرم من و شفاعت روز جزای فاطمه به بذل دست فاطمه به خاک پای فاطمه منم گدای فاطمه منم گدای فاطمه ** رشته مهر فاطمه سوی خدا کشد مرا دل به ولاش داده ام …

ادامه نوشته »

شکر خدا که نوکر آل پیمبرم

شکر خدا که نوکر آل پیمبرم شکر خدا که شیعه ی زهرا و حیدرم شکر خدا که لطف شما شاملم شده شکر خدا که مست می جام کوثرم شکر خدا که ریشه ی من حیدری بوَد یعنی ز نسل پُر ثمر پاک قنبرم شکر خدا که مِهر علی مُهر دل شده با این حساب زنده ترین قوم محشرم شکر خدا …

ادامه نوشته »
قالب وردپرس