معماری
خانه / اشعار / حضرت زهرا (س) / مدح (صفحه 4)

مدح

روی بال نسیم رایحه ی

روی بال نسیم رایحه ی یاس مینو سرشت می آید حوریان جنان به هم گفتند فاطمه از بهشت می آید فاطمه روشنی هر بدر است شب میلاد او شب قدراست آسمان حجاز ازاین خورشید همچو آئینه صاف و روشن شد دشت وصحرای مکه ازاین گل سبز شد با صفا وگلشن شد قدسیان با نشاط خندیدند عطر ناب بهشت پاشیدند روی …

ادامه نوشته »

تا آنزمان که گردش این روزگار هست

تا آنزمان که گردش این روزگار هست تا آنزمان که روز و شبی برقرار هست کم یا زیاد بسته به میزان لطف حق پای پیاده عشق به هر دل سوار هست وقتی گدا شدن به در دوست عاشقیست پس درتمام عمر به هر لحظه کار هست ما ظاهرا اگر چه خدا را ندیده ایم اما یقین که جلوه آیینه دار …

ادامه نوشته »

روشن تر از شکوه تو هفت آسمان نداشت

روشن تر از شکوه تو هفت آسمان نداشت دریای پر تموج روحت کران نداشت یوسف تر از حضور تو ای مصر منزلت سیر هزار منزل این کاروان نداشت مهریه زلال تو بانو اگر نبود این باغ های معرفت آب روان نداشت دیدند یازده چمن از دامنت شکفت یعنی که باغ نسل محمد خزان نداشت این روزگار پیر که شعر امید …

ادامه نوشته »

تا آمدی کمی بنشینی کنارمان

تا آمدی کمی بنشینی کنارمان تقدیر اشاره کرد به کم بودن زمان از روی خاک با کمی اکراه پا شدی رفتی وضو گرفتی از اشراق و بعد از آن هجده نفس کشیدی و رکعت به رکعتش نزدیک تر شدی به خودت،ذات بی نشان کم مانده بود دردِ پیغمبر خدا مردم خدایشان بشود:یک زن جوان می خواستی جلوه کنی بر زمین …

ادامه نوشته »

دیدی زده بالای دری پرچم زهرا

ایام گل یاس دیدی زده بالای دری پرچم زهرا بی اذن مشو وارد بزم غم زهرا ایام، تعلق به گل یاس گرفته افراشته بنگر همه جا پرچم زهرا بر سینه ی زخمی و شکسته پی تسکین جز اشک محبان نبود مرهم زهرا پیدا نکند لولو و مرجان بهشتی هرکس نشود غرق مگر در یم زهرا خواهی عرق شرم نریزی به …

ادامه نوشته »

دوبـاره شد وجود من اسیر و مبتلای تو

دوبـاره شد وجود من اسیر و مبتلای تو مثل همیشه شعر من دم زند از وفای تو عرض ادب به ساحت شما روانه می کند قافیه های این غزل خلق شده برای تو مادر آب، می شود دعا کنی برای من؟ که رفته تا عرش خدا نوای ربّنای تو تـکّـه نـخــی ز چـادرت بـه مــن بینوا بده حاجت من همین …

ادامه نوشته »

دلم خوش است که مثل تو همدمی دارم

دلم خوش است که مثل تو همدمی دارم گمان مدار که غیر از تو محرمی دارم تو کعبه هستی و من تا سحر تو را به طواف کنا بسترت از اشک زمزمی دارم قسم به گوشه ی چشمت ببین ز گوشه ی چشم که از نگاه تو من چشم بر نمی دارم از آن زمان که گرفتی تو دست بر …

ادامه نوشته »

دل که آشفته شود زلف پریشان هیچ است

دل که آشفته شود زلف پریشان هیچ است پیش مشتاقی ما چاک گریبان هیچ است کرم اهل کرم بیشتر از خواهش ماست خواهش دست گدا نزد کریمان هیچ است آنقدر معجزها از هنر تو دیدیم که بنا کردن این دل دل ویران هیچ است سربلندیم اگر سایه ی تو بر سر ماست پیش این سایه ی تو تاج سلیمان هیچ …

ادامه نوشته »

دل ز انوار خدا بارگه نور شده

دل ز انوار خدا بارگه نور شده سینه سینای ولا جان شجر طور شده مکه سر تا قدم از شوق و شعف شور شده بیت معمور نبی قبلگه حور شده رو به گهواره انسیه حورا بردند عطر خلد از نفس حضرت زهرا بردند ** گوش تا تهنیت از خالق داور شنوید ذکر توحید ز لبخند پیمبر شنوید وصف کوثر ز …

ادامه نوشته »
قالب وردپرس