معماری
خانه / اشعار / حضرت زینب (س)

حضرت زینب (س)

بخوای راستش رو. یه پا دیوونم

بخوای راستش رو. یه پا دیوونم براتون خانم. بلا گردونم پناه قلبمی بانو بخدا نگاهت معطوفه دائم به گدا خدایی مدیونم خیلی به دعات رسوندی من رو به نون و به نوا کرم میباره از ابرِ چشماتون که باز از لطفت رو شونم زد بارون — نباشی رویا. برام کابوسه براتم دسته. تو رو میبوسه جهانی در زیرِ بالُ پرته …

ادامه نوشته »

برادرم با گریه هات خواهر و یاری می کنی

برادرم با گریه هات خواهر و یاری می کنی برای دین مصطفی دل بی قراری می کنی روبروی چشمای من نیزه سواری می کنی ٢ دلخوشی کاروانم همسفر با ساربانم حسین حسین حسین غریب ٢ همراه آیه های تو ناله از این دل می زنم با خطبه هام طعنه بر این مردم قاتل می زنم سرم رو از غصه ی …

ادامه نوشته »

پیش چشمم تو را سر بریدند

پیش چشمم تو را سر بریدند دست هایم ولی بی رمق بود بر زبانم در آن لحظه جاری «قل اعوذ برب الفلق» بود گفتی: آیا کسی یار من نیست؟ قفل بر دست و دندان من بود لحظه ای تب امانم نمی داد بی تو آن خیمه زندان من بود کاش می شد که من هم بیایم در سپاهت علمدار باشم …

ادامه نوشته »

بیا مادر شام هفت حسین

بیا مادر شام هفت حسین بر عیادت من گوشهٔ زندان ببین مادر دست بستهٔ من قلب خستهٔ من دیدهٔ گریان اگر مادر دشت سینهٔ من پاره پاره شده چون گل لاله غم یارم برده از کف من تاب وطاقت من می زنم ناله ببین مادر قلب سوزانم پریشانم من پریشانم مادرای مادر(۴) ببین مادرخونجگر شده ام هم سفر شده ام …

ادامه نوشته »

دخترِ فاطمه ! بازار! خدارحم کند

دخترِ فاطمه ! بازار! خدارحم کند چادرِ پاره و انظار خدا رحم کند ما که از کوچه فقط خاطره بد داریم شود این حادثه تکرار خدارحم کند یک و زن و قافله و خنده نامحرم ها بر اسیران گرفتار خدا رحم کند یک شبه پیر شدی یا زتنور آمده ای یک سر و این همه آزار خدا رحم کند نیزه …

ادامه نوشته »

ای مردمان کوفه ای نامردمان شام(۲)

ای مردمان کوفه ای نامردمان شام(۲) ای مردم خون ریز ای گرگان خون آشام حیدر پریشان است از دیده گریان است (۲) دروازه ها را باز کردند میهمان آمد (۲) ای میز بانان میهمان خسته جان آمد حیدر پریشان است از دیده گریان است (۲) با داغداران پدر کشته مداراکن (۲) زندان اگر. بردی تو کوفه فکرشبها کن حیدر پریشان …

ادامه نوشته »

اکثر اوقات دختر مثل مادر می شود

اکثر اوقات دختر مثل مادر می شود ارث مادر عاقبت از آنِ دختر می شود حضرت زهرا اگر انسیه الحورا بود دختر از این حیث با مادر برابر می شود عطر یاس و بوی سیب آمیخته با نام او با حضورش خانه ی حیدر معطر می شود از دو دریا لؤلؤ و مرجان فقط حاصل نشد آبشار صبر را سرچشمه …

ادامه نوشته »

پرچمه سرخ حسینی/روی دوش زینبه

پرچمه سرخ حسینی/روی دوش زینبه زنی که زنده از او این/قیام و این مکتبه مدیونه زینبه/قیامه کربلا خطبه ی زینبه/پیامه کربلا سلام به خواهر/امامه کربلا تو کوفه غوغا،میکنه زینب محشری برپا،میکنه زینب با خطبه های،صریح و غرا یزید و رسوا،میکنه زینب (یا بنت الحیدر زینب زینب) بند دوم نائبت الحیدری از/تمومه زنها سری حجب و حیاتو بنازم/شبیه به مادری السلام …

ادامه نوشته »

هوا ابری شد داره میباره

هوا ابری شد داره میباره بی بی جان زینب شده آواره با سوز سینه با گریه وآه منودریاب ای ابا عبد الله غم من که امروز و فردا نیست غم من اینه چرا سقا نیست اگه عباس بود نمیذاشت اصلا کسی چشماش باشه دنبال من بی بی جان لبیک مدد یا زینب — تا وقتی دشمن سریع دورت کرد شدم …

ادامه نوشته »

یا هل اتای کربلا

یا هل اتای کربلا قالو بلای کربلا از روز اول زندگیت شد مبتلای کربلا جلوه‌ی روی مادری ‌داری نشونِ حیدری گاهی برای کوفیان ‌‌یاد آور پیغمبری از دعا های بی‌بی زهرا تو نتیجه ای واسه پیغمبر نشونه ای از خدیجه ای — تقسیر دین باور تو اصل ححاب معجر تو کاش توی کربلا منم بودم پای منبر تو خورشید کنارت …

ادامه نوشته »
قالب وردپرس