معماری
خانه / اشعار / حضرت عباس (ع)

حضرت عباس (ع)

یا ابالفضل تویی تاج سر ام بنین

یا ابالفضل تویی تاج سر ام بنین پسر فاطمه هستی پسر ام بنین تو علمدارترین صاحب پرچم هستی تو به اسرار دل فاطمه محرم هستی تا تو بودی نگرانی به دل خیمه نبود تا تو رفتی همه ی خیمه شده رنگ کبود گر چه گفتی تو غلامی به من اما عباس تو شدی آبروی حضرت زهرا عباس من زینب چه …

ادامه نوشته »

عباسم، فرزند علی مرتضایم

عباسم، فرزند علی مرتضایم سردارم، سقایم، حافظ خیمه هایم من یار ثاراللّهم فرمانده سپاهم **** سردارم، سردارم سردار انصارالله ثارالله فرزند، برادر ثارالله من یار ثاراللّهم فرمانده سپاهم **** این دستم، این چشمم، این فرق نازنینم عاشقم، عاشق عمود آهنینم من یار ثاراللّهم فرمانده سپاهم **** شمشیر حیدر و شیر ام البنینم حسینِ دوم امیرالمؤمنینم من یار ثاراللّهم فرمانده سپاهم …

ادامه نوشته »

آن شب که بودی انتخاب ظلمت و نور

آن شب که بودی انتخاب ظلمت و نور قومی در آغوش خدا، قومی ز حق دور یک سو صف حق، سوی دیگر بود باطل قومی پی دلدار و قومی بنده دل آن سو خیامِ نار و این سو خیمه نور آن سو سراسر دیو و دد، این سو همه حور خلقت میان این دو خیمه ایستادند قومی به آن قومی …

ادامه نوشته »

سقّا به غیر خون جگر در بصر نداشت

سقّا به غیر خون جگر در بصر نداشت آبی که چشم خود کند از گریه تر، نداشت پوشید چشم از سر و از دامن حسین تا دست داشت در بدنش، دست بر نداشت دریا نگه به داغ لب خشک او نکرد آب از شراره جگر او خبر نداشت تاریخ شاهد است که در عمر خود حسین! بعد از حسن برادر …

ادامه نوشته »

علمدار خوش قد و قامت من

علمدار خوش قد و قامت من ای سپهدار قامت قیامت من ز جا خیز و حال مرا بنگر دست من از غمت مانده روی کمر ای علمگیر میدان لطافت باران به راهت ببین مانده دیده ی طفلان یا اباالفضل ای امیدم – ای علمدار رشیدم از غم تو من خمیدم ***** سرت مثل حیدر تا دو شده است هر دو …

ادامه نوشته »

امام صابران بودم، خمیدم

امام صابران بودم، خمیدم جدا از شاخه شد یاس امیدم چو دست از جسم عباسم جدا شد سر خود را به نوک نیزه دیدم *** قدم چون شاخه بشکسته خم شد که دستم بودی و دستت قلم شد مخور غم گر علم از دستت افتاد سرت بر نیزه دشمن عَلم شد *** تو دیگر جز پیمبر را نبینی لب خشکِ …

ادامه نوشته »

کنار دل و دست و دریا، اباالفضل!

کنار دل و دست و دریا، اباالفضل! تو را دیده ام بارها، یا اباالفضل! تو از آب می آمدی مشک بر دوش و من در تو غرق تماشا، اباالفضل! اگر دست می داد، دل می بریدم به دست تو از هر دو دنیا، اباالفضل! دل از کودکی، از فرات آب می خورد و تکلیف شب: آب، بابا، اباالفضل! تو لب …

ادامه نوشته »

بلند شو عباس

بلند شو عباس بریم به خیمه چشم انتظارت هستش رقیه فدا سرت که مشکت بی ابه تو خیمه زینب برات بی تابه ای پناه حرم. ای اب اور من نزار تنها من و. ای برادر من پشتم به تو من گرمه ابالفضل سر تا پای تو زخمه ابا الفضل. مدد یا عباس مدد یا عباس پشتم ز داغت تا شده …

ادامه نوشته »

دریادل من – که مه جبینی

دریادل من – که مه جبینی آرومه جون – ام البنینی(س) بعد توعباس(ع) – حرم چی می شه رکاب پای – زینب(س)کی می شه ببین علیم وکه بی تابه دل رباب براش کبابه سکینه(س)روپراضطرابه رقیه(س)چشم به راه آبه حالاکه می ری برو ، قمرحیدر فقط لباروترکن ، ساقی لشگر باب الحسینی (ع)یاابوفاضل(ع) بنددوم: تاگفتی دریاب – داداش رسیدم جزتیرونیزه – …

ادامه نوشته »

آهسته تربروعباس(ع)،یل رشیدم

آهسته تربروعباس(ع)،یل رشیدم پشت سرت آب میریزم،بااشک دیدم بانگاه،بهم می گی غصه نخور هنوزمن هستم قول میدم،آب بیارم حتی اگه بدم دو دستم (میری ومیمیرم)۲ – ازاین دنیاسیرم دم بگیریم همه یاابالفضل(ع) امیرعلقمه یاابالفضل(ع) نوای فاطمه(س)یاابالفضل(ع) وای یاابالفضل(ع) بنددوم: امون ازرسم زمونه،ای دادبیداد تمومه زحمت تورو،تیری هدرداد دلبرم،کمترتقلاکن حسین(ع) برات بمیره پاشوکه، رقیه(س) توخیمه بهونتومی گیره (چی میبینم سردار)۲ – …

ادامه نوشته »
قالب وردپرس