معماری
خانه / اشعار / حضرت عبدالله ابن الحسن (ع)

حضرت عبدالله ابن الحسن (ع)

روزیه منه سینه زن – این دو شب با سوز و محن

روزیه منه سینه زن این دو شب با سوز و محن جونمو میدم واسه ی بچه های آقام حسن… توو رشادتن بی مثل هر کدوم ماشالله یه یل جون فدائیِ عموشون بچه های شیر جمل قاسم با غمی جانکاه دست توو دست عبدالله میرن سوی قتلگاه… ///واویلا حسین مظلوم…/// *بند دوم* از روو تل داره میبینه که عموش روی زمینه …

ادامه نوشته »

دستم توو دست عمه روی تل

دستم توو دست عمه روی تل عمومو میبینم که افتاده توو مقتل از طرفی هم دارم میبینم لشکر دشمن پای اسباشون زدن نعل… عمه؛عموم غریب و بی کسه عمه؛بی پدری برام بسه عمه؛عموم برام مقدسه… آرزومه فدا شم مثل قاسم و اکبر توو راه عمو حسین میگذرم از جون و سر… ///واویلا واویلتا…/// *بند دوم* باید یه کاری کنم که …

ادامه نوشته »

ای. عمه – عموم میون قتلگاس

ای. عمه – عموم میون قتلگاس ای عمه – عموم میون دشمناس ای عمه – عموم به زیر دست ُ پاس عمه شده چشام یه کاسهٔ خون عمه بذار برم به سمت میدون بذار برا عموم فداکنم جون یتیم نه سالهٔ حسن (عبداللهم)۳ کشتُ مردهٔ حضرت ( ثاراللهم)۳ عمو ای وای عمو ای وای عمو — عموجان اینا رحمی به …

ادامه نوشته »
قالب وردپرس