معماری
خانه / اشعار / حضرت علی اکبر (ع)

حضرت علی اکبر (ع)

دست حق علی به همرات

دست حق علی به همرات جون فدای قد و بالات میری و با رفتن تو مثل شمع میسوزه بابات… پیش این چشای ترم چند قدم برو پسرم رحمی کن به حال منو حال عمه توی حرم… اکبر جوون رعنا پیغمبر کربلا میری و میشم تنها… ///ای وای ولدی اکبر…/// *بند دوم* جسم تو شد اربا اربا تیکه تیکه روی خاکا …

ادامه نوشته »

هر مردی داغ پسر میبینه

هر مردی داغ پسر میبینه زود پیر میشه توی دلش ماتم میشینه ایشالله داماد بشه جوونش آرزوی هر پدری فقط همینه… وای از؛اون لحظه ای که این پسر پرپر؛بشه جلو چشم پدر بابا؛می مونه و اشک بصر… داغ جوون سنگینه دلا رو میسوزونه از همه بیشتر دل پدره که محزونه… ///واویلا واویلتا…/// *بند دوم* میری به میدون اکبر عزیزم به …

ادامه نوشته »

علی ای تازه جوونم، تموم هستی لیلا

علی ای تازه جوونم، تموم هستی لیلا علی ای باغ و بهارم، تپش های قلب بابا یکم آهسته برو تا که، ببینم من قد و بالاتو نگاه کن تو صورتم تا که، ببینم من روی زیباتو آروم تو بردار قدم هاتو ببین از غصه ت شدم مضطر – نرو از پیشم علی اکبر داره عمه زینبت واست – دعا میخونه …

ادامه نوشته »
قالب وردپرس