معماری
خانه / اشعار / حضرت قاسم ابن الحسن (ع)

حضرت قاسم ابن الحسن (ع)

بسکه میدان رفتن تو ، بر عمویت مشکل است

بسکه میدان رفتن تو ، بر عمویت مشکل است دست یابی تو ، بر این آرزویت مشکل است دیگر از هجران مگو ، ای یادگار مجتبی بر مشام جان ، فراق عطر و بویت مشکل است بر دلم آتش مزن ، ای میوه قلب حسن چون مرا بشنیدن این گفتگویت مشکل است سن تو جانا مناسب با چنین پیکار نیست …

ادامه نوشته »

عسل از خون لبانت شده جاری قاسم

عسل از خون لبانت شده جاری قاسم جای سالم به تن از زخم نداری قاسم گل خشکی شده بودی ز سر بی آبی ز تو بگرفت عدو عطر بهاری قاسم سیزده ساله بدی و قد تو کوچک بود ز چه اکنون قد افراشته داری قاسم؟ با زمین جسم تو ای وای که هم سطح شده تن مدفون شده در گرد …

ادامه نوشته »

روزیه منه سینه زن

روزیه منه سینه زن این دو شب با سوز و محن جونمو میدم واسه ی بچه های آقام حسن… توو رشادتن بی مثل هر کدوم ماشالله یه یل جون فدائیِ عموشون بچه های شیر جمل قاسم با غمی جانکاه دست توو دست عبدالله میرن سوی قتلگاه… ///واویلتا واویلا…/// *بند دوم* عازمی به سمت میدون قاسمم برو عمو جون بعد مدتی …

ادامه نوشته »

کار ما هر شب سینه زنیه

کار ما هر شب سینه زنیه دیوونگیمون توی دنیا علنیه دو شب توو ماه عزای ارباب حال و هوای هیئتامون حسنیه… مولا؛کرم با تو معنا میشه عشقت؛توی دلا کرده ریشه از تو؛میخونیم آقا همیشه… عمریه دخیلیم به ضریحی که نداری شده اسم تو روی دلامون آینه کاری… ///واویلتا واویلا…/// *بند دوم* از بعد اکبر آروم نداری ای یادگار حسنم چه …

ادامه نوشته »

عمو جان – ببین که غرق محنم

عمو جان – ببین که غرق محنم عمو جان – عمه پوشونده کفنم عمو جان – من قاسم ابن الحسنم عمودنیاشده برام یه زندون عمو بزار برم به سمت میدون عمو خیلی شده حالم پریشون من دلتو به دست میارم (عمو حسین (ع)۳ دست خط بابامو دارم (عمو حسین (ع))۳ عمو عمو حسین (ع) — عمو من بچهٔ شیر جملم …

ادامه نوشته »

میزنه به قلب میدون

میزنه به قلب میدون قاسم تو ای عموجون بر لبم انتنکرونی زندگی من فداتون میرم / دیگه با یاد بابا حسنم میرم / مهر شهادت به تنم بزنم میرم / تا پاره پاره بشه این بدنم انتَنکُرونی فَأنبن الحَسَن سِبطِ النبیِّ المُصطفَی المؤتَمَن هذا حسینٌ کَالاَسیرِ المُرتهن بینَ اُناسٍ لاسقوا صَوبَ المزن آه و واویلا ای عموجانم حسین(۴) — کرب …

ادامه نوشته »
قالب وردپرس