معماری
خانه / اشعار / حضرت معصومه (س)

حضرت معصومه (س)

یامولاتی حضرت معصومه ٣

یامولاتی حضرت معصومه ٣ شب شب میلاده دل زغم آزاده خنده بزن امشب امام رضا شاده ********* زآسمان دل سرزده منظومه خوش آمدی بی بی حضرت معصومه یامولاتی حضرت معصومه٣ روح عباداته باب عنایاته نوردل زهرا عمه ی ساداته ********* بردراین خانه غرق تمنایم کنار قبراو زایرزهرایم یامولاتی حضرت معصومه٣ خدانوشت اینجا چه خوش سرشت اینجا گشوده میگردد دربهشت اینجا …

ادامه نوشته »

همیشه بوده فقط لطف، کار فاطمه ها

همیشه بوده فقط لطف، کار فاطمه ها که بوده ایل و تبارم دچار فاطمه ها اگر قرار بر این است بی قرار شوم خدا کند که شوم بی قرار فاطمه ها خوشا به حال کسی که تمام زندگی اش مدام چرخ زند در مدار فاطمه ها نیاز نیست به توضیح حجب و عفتشان زبانزد است همیشه وقار فاطمه ها رسیده …

ادامه نوشته »

حضرتِ معصومه ما را کربلایی می کند

حضرتِ معصومه ما را کربلایی می کند همچو بابش از مریدان دلربایی می کند مردگان را زنده گرداند نگاهش تا ابد نیست این بانو خدا اما خدایی می کند نورِ حق سیمایِ حق آوایِ حق اُخْتُ الرِضا بی سبب هرگز نباشد گر عطایی می کند در حریمش دل بگیرد پَر چو مرغان در هوا دُختِ موسی دم به دم ما …

ادامه نوشته »

خسته از بارِ گُناه، نزدِ شما آمده ام

خسته از بارِ گُناه، نزدِ شما آمده ام فارغ از خوفم و مملو زِ رجاء آمده ام بر درت حضرتِ معصومه منِ بی سرو پا همچو بیمار به دنبال شفا آمده ام دُختِ موسی نگهی کن به من از جود و کرم من در این خانه به امیدِ عطا آمده ام ترسم این است که من را نخری دُختِ علی …

ادامه نوشته »

چشمامو می بندم خودم و تو قم می بینم

چشمامو می بندم خودم و تو قم می بینم روبروی اون ضریح با شکوه می شینم خودم و تو لابلای زائرا جا میکنم سفره ی دلم رو باز پیش بی بی وا میکنم فاطمه معصومه ****** خورشید از طلای گنبدت توون می گیره هر شب ماه هم از کرامت تو جون می گیره خادم گوشه ای از صحن و سرات …

ادامه نوشته »

کاش میشد منم بشم کبوتر

کاش میشد منم بشم کبوتر بزنم پر برسم به دلبر خدایا تو دهه ی کرامت حاجتم همین بوده نه بیشتر یه دلم تو قم ، یه دلم مشهد حرم کریمه و امام رضا منزلم تو قم ، هست دلم مشهد با پای دل حرمت میام رضا لحظه ی پر کشیدن و پروازه تا حرمت رسیدن و اعجازه معجزه از حرمت …

ادامه نوشته »

این بارگاه قدس که از عرش برتر است

این بارگاه قدس که از عرش برتر است آرامگاه دختر موسی بن جعفر است جانم فدای گنبدِ زردش که سالهاست خورشید از تشعشع نورش ، منّور است بر شانه های گرم حرم تکیه کرده مست این دو مناره که به بلندای محشر است در چشم ما ، زُمّرد و دُرّ و عقیق و لعل گرچه رواقها همه از سنگ مَرمَر …

ادامه نوشته »

منکه اینگونه عزادارغم جانانم

منکه اینگونه عزادارغم جانانم ز غم یار شرربار شدم حیرانم در فراقی که پریشانم وسرگردانم دلشکسته شده،بیمار شده می دانم روبرو با تن هفده گل پرپر سخت است دیدن جسم پر از نیزه و خنجر سخت است من و زینب به جگر آه، مکرر داریم هر دو هفده بدن بی سر و پرپر داریم به روی سینه خود داغ برادر …

ادامه نوشته »

مائیم گدای حضرت معصومه(س)

مائیم گدای حضرت معصومه(س) محتاج عطای حضرت معصومه(س) همراه رضا(ع) ز دیده خون می ریزیم در روز عزای حضرت معصومه(س) آمد ز مدینه تا که در قم باشد در مملکت امام هشتم باشد شاید که خدا نخواست تا مرقد او مانند مزار فاطمه (س) گم باشد در سَر هوس دیدن دلبر دارد بر سینهء خود داغ برادر دارد افسوس که …

ادامه نوشته »

ماه از برکت نور تو جلا میگیرد

ماه از برکت نور تو جلا میگیرد عرش از یمن قدم هات صفا میگیرد چه شلوغ است مسیر تو همه منتظرند جبرئیل آمده در راه تو جا میگیرد یک نفر نیست در این شهر که بیمار تو نیست تو چه کردی که دوا از تو دوا میگیرد تو دلیل همه ی معجزه هایی بانو ساکن طور،ز دست تو عصا میگیرد …

ادامه نوشته »
قالب وردپرس