معماری
خانه / اشعار / پیامبر اکرم (ص)

پیامبر اکرم (ص)

در گرگ ومیش صبح پر از ظلمتی که باز

در گرگ ومیش صبح پر از ظلمتی که باز افکند پرده روی سر مردم حجاز نور حقیقت ازطرف عرش سرزد و لرزید روی فرش تن هرچه که مجاز شیطان دوباره رانده تر ازقبل خویش شد بتها به سجده آمده با نیت نماز آری محمد؛ آنکه رسولان قبل ازو محض نیاز آمده تا او رسد به ناز او میرسد که بیرق …

ادامه نوشته »

خبرت هست که آن طاق معلا اُفتاد

خبرت هست که آن طاق معلا اُفتاد ناگهان کُنگره یِ سنگیِ کسریٰ اُفتاد خبرت هست ستون های یهودا اُفتاد خبرت هست هُبَل خورد شد عُزیٰ اُفتاد خبر این است زمین پُر شده از آب حیات آی بر احمد و بر آل محمد صلوات یک نفر آمده تا بارِ جهان بردارد پرده از منظره ی باغ جنان بردارد تا که از …

ادامه نوشته »

مه ربیع نخستین مه سرور خداست

مه ربیع نخستین مه سرور خداست مه تبرّی و ماه نشاط اهل ولاست مه مبارک میلاد خواجه ی لولاک مه ولادت پنجم سلاله ی زهراست شکفته در ارم باقر العلوم گلی که عالم از نفسش رشک جنّه الاعلاست به امّ فَروه بگویید اختری زادی که در تجلاّی و آفتاب، ناپیداست دمید هفده ماه ربیع، خورشیدی که چون ولادت احمد وجود …

ادامه نوشته »

ماه ربیع آمد و فصل بهار شد

ماه ربیع آمد و فصل بهار شد بلبل ترانه خوان به سر شاخسار شد آثار وجد در همه جا آشکار شد سیمرغ بخت با دل شوریده یارشد روشن همه جهان شده زانوار سرمدی پرگشته کائنات زعطر محمدی خورشید حسن از افق دلبری دمید فصل خزان گذشت و بهاری دگر رسید جان فسرده باده جانانه سرکشید بی مایه ناز یار گرانمایه …

ادامه نوشته »

در آسمان چشم تو رأفت گذاشتند

در آسمان چشم تو رأفت گذاشتند آثاری از طلوع محبت گذاشتند باخلقت تو ای همه ی آبروی خلق منّت سر اهالی خلقت گذاشتند تو آمدی که ما همگی متحد شویم نام تو را منادی وحدت گذاشتند باران لطف تو همه جا را فراگرفت در ابر چشم های تو رحمت گذاشتند اشفع لنای هرشب بارانی مرا در نزد تو برای اجابت …

ادامه نوشته »

ای گزیده مر ترا از خلق رب العالمین

ای گزیده مر ترا از خلق رب العالمین آفرین گوید همی بر جان پاکت آفرین از برای اینکه ماه و آفتابت چاکرند می طواف آرد شب و روز آسمان گرد زمین خال تو بس با کمال و فضل تو بس با جمال روی تو نور مبین و رأی تو حبل المتین نقش نعل مرکب تو قبلهٔ روحانیان خاکپای چاکرانت توتیای …

ادامه نوشته »

کنون گویم ثناهای پیمبر

کنون گویم ثناهای پیمبر که ما را سوی یزدانست رهبر چو گمراهی ز گیتی سر بر آورد شب بی دانشی سایه بگسترد بیامد دیو و دام کفر بنهاد همه گیتی بدان دام اندر افتاد ز غمری هر کسی چون گاو و خر بود همه چشمی و گوشی کور و کر بود یکی ناقوس در دست و چلیپا یکی آتش پرست …

ادامه نوشته »

مدینه شد ز داغ مصطفی بیت الحزن امشب

مدینه شد ز داغ مصطفی بیت الحزن امشب فضای عالم هستی بود غرق محن امشب مکن ای آسمان روشن چراغ ماه را کز کین چراغ لاله شد خاموش در صحن چمن امشب نه تنها ماتم جان سوز پرچمدار توحید است که هستی شد سیه پوش امام ممتحن امشب گهی گریم ز داغ جانگداز حضرت خاتم گهی نالم چو نی در …

ادامه نوشته »

آخرِ ماهِ صَفره ، نوحه خونن فرشته ها

آخرِ ماهِ صَفره ، نوحه خونن فرشته ها هم بر رسول خاتم و هم بر امامِ مجتبی آه گردیده توام بر آلِ حیدر داغ پیمبر با سبط اکبر یا مصطفی و یا حسن نوای آسمونه به یاد بابا و پسر فاطمه روضه خونه وای … از دل زهرا(س) ****** شده به دست فتنه ها خاموش چراغِ مدینه دلِ تموم عاشقا …

ادامه نوشته »

حوادثی ست که قلب مدینه می لرزد

حوادثی ست که قلب مدینه می لرزد مدینه چون دل امّت به سینه می لرزد سپاه شب، شده مست تصرّف خورشید نسیم، شعله شد و در فضا شراره کشید تمام وسعت ملک خدا شبِ تار است چه روی داده که خورشید هم عزادار است؟ ز کوه و دشت و بیابان خدا خدا شنوم ز جنّ و انس و ملَک وامحمّدا …

ادامه نوشته »
قالب وردپرس