معماری
خانه / اشعار / پیامبر اکرم (ص) / روضه (صفحه 2)

روضه

نور دلگرمی ما چشمه خورشیدی ما

نور دلگرمی ما چشمه خورشیدی ما نرو از خانه همسایه تجریدی ما نرو ای جان علی دلبر توحیدی ما سوره حمد خدا سوره تمجیدی ما نرو که دست به دامان عبایت شده ایم سوره حمدی و مشغول ثنایت شده ایم بخدا هیچ گلی مثل شما خار ندید هیچ کس مثل شما اینهمه آزار ندید اینهمه دور و بر شانه خود …

ادامه نوشته »

مردی به بسترست فتاده در احتضار

مردی به بسترست فتاده در احتضار مردی که کرد مذهب اسلام بر قرار مردی که صرف کرد همه روزهای عمر در جنگ با تجاهل وکفار روزگار با اینکه در غدیر مشخص نمود راه دل ناگران بود زانجام نیک کار ساعات آخر وسر او روی زانوی داماد او علیست به چشمان اشکبار بر روی سینه اش سر زینب،حسن،حسین طفلان فاطمه همه …

ادامه نوشته »

حس میکنم رفتار تو تغییر کرده

حس میکنم رفتار تو تغییر کرده این روزها کردار تو تغییر کرده هم صبح و ظهر و هم سرشب دیدن من می آیی و گفتار تو تغییر کرده یک فاطمه میگویی و دلشوره دارم چون نحوه ی دیدار تو تغییر کرده چیزی شده ای سایه ی روی سر من؟ مهمانی این بار تو تغییر کرده چیزی شده ؟ با مرتضای …

ادامه نوشته »

روزی که قلبم داغ دار مادرم بود

روزی که قلبم داغ دار مادرم بود بابادلم خوش بود دستت برسرم بود بابادلم خوش بود هستی در بر من هستی همیشه هم پدرهم مادر من هجده بهار زندگانی ام تو بودی آری رسول مهربانی ام تو بودی از ماه و خورشید و ستاره رو گرفتم من سال ها با بودن تو خو گرفتم مهمان هر روز سرایم ، نازنینم …

ادامه نوشته »

چرخ گردون را عجب غوغا و شوری در سر است

چرخ گردون را عجب غوغا و شوری در سر است یا که گیتی را فنا گردیده وقت محشر است بر چه می ریزد سرشک تلخ از مژگان فلک عالمی را رخت ماتم نوحه گر بر پیکر است ارض هستی یکسره گردیده بی صبر و سکون خون چکان عرش و فلک در ماتم پیغمبر است فاطمه دخت نبی می سوزد از …

ادامه نوشته »

در و دیوار عالم را سیه پوشید ای مردم

در و دیوار عالم را سیه پوشید ای مردم که غم در سینۀ اهل ولا جوشید ای مردم تمام لاله ها سر در گریبانند زین غم که زهرا در غم بابا سیه پوشید ای مردم مدینه زین غم و حسرت فضایش درد آلود است درآن وادی شمیم درد و غم پیچید ای مردم فضای آسمان ها را اگر پوشیده ابر …

ادامه نوشته »

پدری محتضر به بستر خویش

پدری محتضر به بستر خویش دخترش زار ودیده گریان است مادر این پدر بود دختر بهر او یار بهتر از جان است سالیانی است باغ زندگیش با گل فاطمه (س)گلستان است سخت باشد به باور زهرا(س عمر بابای او به پایان است ذکر امن یجیب می خواند اشک می ریزد وپریشان است بر شفای پدر دو دست دعاش رو به …

ادامه نوشته »

مدینه، چه کردی رسول خدا را

مدینه، چه کردی رسول خدا را گرفتی ز ما خاتم‌الانبیا را چه بیدادگر بود، این چرخ گردون که خاک یتیمی، به سر ریخت ما را دریغا! که روح دعا، رفت در خاک گرفتند از ما روان دعا را به سوگ محمّد، بگریید، یاران که زهرا ببیند، سرشک شما را بیارید گل بر در بیت زهرا که هم‌درد باشید، خیرالنسا را …

ادامه نوشته »

تو را ملول و پریشان و خسته می بینم

تو را ملول و پریشان و خسته می بینم کنار بستر خود دل شکسته می بینم به دوش توست پس از من رسالتی سنگین چرا وجود تو را سخت خسته می بینم تو نور چشم منی، دخترم! تو را چون ماه میان هاله ای از غم، نشسته می بینم بهار باغ من! ای عمر تو چو گل کوتاه کتاب عمر …

ادامه نوشته »

ای امت رسول، قیامت به پا کنید

ای امت رسول، قیامت به پا کنید لبریز، جام دیده ز اشک عزا کنید در ماتم پیمبر و تنهایی علی باید برای حضرت زهرا دعا کنید داغ پیغمبر است و بلایی‌ست بس عظیم حیدر غــریب گشتـه و زهـرا شده یتیم ××× ختم رسل به سوی جنان می‌کند سفر جان جهانیان ز جهان می‌کند سفر ریزید خون ز دیده که در …

ادامه نوشته »
قالب وردپرس