معماری
خانه / اشعار / پیامبر اکرم (ص) / روضه (صفحه 3)

روضه

پدری محتضر به بستر خویش

پدری محتضر به بستر خویش دخترش زار ودیده گریان است مادر این پدر بود دختر بهر او یار بهتر از جان است سالیانی است باغ زندگیش با گل فاطمه (س)گلستان است سخت باشد به باور زهرا(س عمر بابای او به پایان است ذکر امن یجیب می خواند اشک می ریزد وپریشان است بر شفای پدر دو دست دعاش رو به …

ادامه نوشته »

مدینه، چه کردی رسول خدا را

مدینه، چه کردی رسول خدا را گرفتی ز ما خاتم‌الانبیا را چه بیدادگر بود، این چرخ گردون که خاک یتیمی، به سر ریخت ما را دریغا! که روح دعا، رفت در خاک گرفتند از ما روان دعا را به سوگ محمّد، بگریید، یاران که زهرا ببیند، سرشک شما را بیارید گل بر در بیت زهرا که هم‌درد باشید، خیرالنسا را …

ادامه نوشته »

تو را ملول و پریشان و خسته می بینم

تو را ملول و پریشان و خسته می بینم کنار بستر خود دل شکسته می بینم به دوش توست پس از من رسالتی سنگین چرا وجود تو را سخت خسته می بینم تو نور چشم منی، دخترم! تو را چون ماه میان هاله ای از غم، نشسته می بینم بهار باغ من! ای عمر تو چو گل کوتاه کتاب عمر …

ادامه نوشته »

ای امت رسول، قیامت به پا کنید

ای امت رسول، قیامت به پا کنید لبریز، جام دیده ز اشک عزا کنید در ماتم پیمبر و تنهایی علی باید برای حضرت زهرا دعا کنید داغ پیغمبر است و بلایی‌ست بس عظیم حیدر غــریب گشتـه و زهـرا شده یتیم ××× ختم رسل به سوی جنان می‌کند سفر جان جهانیان ز جهان می‌کند سفر ریزید خون ز دیده که در …

ادامه نوشته »

خاتم‌الانبیا رسول خدا

خاتم‌الانبیا رسول خدا که جهانش هزار بار فدا کـرد اعـلام بـر سر منبر به خلایق ز اصـغر و اکبر که من ای مسلمینِ نیک خصال دیدم آزارها به بیست و سه سال کرده‌ام روز و شب حمایتتان سنگ خوردم پی هدایتتان ساحرم خوانده‌اید و جادوگر بـر سـرم ریختیـد خاکستر گـاه کـردید سنـگ بـارانم گـه شکستید دُرِّ دنـدانم مثل مـن از …

ادامه نوشته »

مـــــدینه شهر رسالت محیط غــم ها بود

مـــــدینه شهر رسالت محیط غــم ها بود بـکوچه کوچه آن ناله بود و غوغا بود حکایت از غم هجران مصطفی می کرد قـــــــیامتی که به شهر مدینه بر پا بود نَفَس نَفَس زدنش بود پیک رحــــــلت او که از وجود وی، آثار ضعف پیدا بود به خانه اشک عزا، در سقیفه طرح نفاق به خانه شور غم و در سقیفه …

ادامه نوشته »

ز داغ من بــــــــبر رَخـــت عـــزا کـــن ای عــلی جـــان

ز داغ من بــــــــبر رَخـــت عـــزا کـــن ای عــلی جـــان خــدا حــافظ برای مــن دعــا کــن ای عـــــلی جــان پس از من زخـــــــم های کــینه ســروا مـــی کند بَــهرت بـــرو خـــود را مــهیای بـــلا کن ای عــــــلی جان بــدستت مـی سپارم هـستی خـود را گـــل خــــــــــود را ز جـــان و دل، غــم او را دوا کـــن ای عـــلی جان بــگو …

ادامه نوشته »

مــــــــــدینه مــدفن پــیغمبر مــــاست

مــــــــــدینه مــدفن پــیغمبر مــــاست کــه خــاکش سـرمه چــشم تر ماست مــدینه مَــهبط جـــبرئیل بــــوده است مـــدینه مـــَرقد چــار اخــتر مــاست مـــدینه ســـر فــراز و سـر بلند است مـــــدینه داغـدار و دردمــــند اســت ز دیــوار و زمین و کــــــوچه هایش صـــدای نـــاله زهــــرا بـــلند اســت بـــقیع دل خــراش مــــا در اینجاست قــــبور اولــیای مــا در ایـــــنجاست درونـــش قــبر بی نام و …

ادامه نوشته »

مدینه شد ز داغ مصطفى بیت الحزن امشب

مدینه شد ز داغ مصطفى بیت الحزن امشب فضاى عالم هستى بود غرق محن امشب مکن اى آسمان روشن چراغ ماه را کز کین چراغ لاله شد خاموش در صحن چمن امشب نه تنها ماتم جان سوز پرچمدار توحید است که هستى شد سیه پوش امام ممتحن امشب گهى گریم ز داغ جانگداز حضرت خاتم گهى نالم چو نى در …

ادامه نوشته »

هنگامه رنج و غم و ماتم شده امشب

هنگامه رنج و غم و ماتم شده امشب گریان، زغمى دیده عالم شده امشب آهنگ سرشکم، که رسد بر لب مژگان با این دل سودا زده همدم شده امشب پایان شب آخر ماه صفر است این یا آنکه زنو ماه محرّم شده امشب مهتاب، رخ خویش نهان کرد زماتم چون رحلت پیغمبر خاتم شده امشب از داغ جگر سوز نبى …

ادامه نوشته »
قالب وردپرس