معماری
خانه / اشعار / پیامبر اکرم (ص) / زمینه (صفحه 2)

زمینه

چرا دیگه چشمات نداره عمق محبت بابا

چرا دیگه چشمات نداره عمق محبت بابا پیچیده تو خونه دوباره باز بوی غربت بابا مدینه می مونه بی تو در غصه و حسرت بابا آخه باباجون یه روز خوش ندیدی برات بمیرم چقد بلا کشیدی چقدر تو طعنه از دشنما شنیدی وای؛ بابای دلخونم وای؛ بی سر و سامونم وای؛ از غمت محزونم نگاهی کن از عرش اومده روح …

ادامه نوشته »

واویلا بی تو ای بابا

واویلا بی تو ای بابا منم و غصه ها و غمها ۲ نه خواهری و نه برادر نه سایه ی مادری تموم هستم تویی بابا که اینطوری پرپری الهی بمیرم خسته بابا خون دل تو از دست دنیا برا تو می باره چشمای زهرا وای وای یا اباالزهرا وای وای یا رسول الله پر دردم خسته و زردم بابا جونم …

ادامه نوشته »

شدم عزادار، رسول آخرالزمان

شدم عزادار، رسول آخرالزمان دل منو آتیش زده، با غصه های بی کران قصه های رسالتش قصه های عجیبیه سهم آقا ز امتش بی کسی و غریبیه تنها و بی یاور در این مدت مدید خون دل می خوردی ای پیغمبر شهید مولانا مولانا صلی الله علی رسول بیست و سه ساله که، شده شکسته قامتت دلم میخواد که جون …

ادامه نوشته »

میسوزه از غم – کل این عالم

میسوزه از غم کل این عالم چشماشو رو دنیا بسته حضرت خاتم دست غم برسر غریب و مضطر سیاه پوش این عزا شد حضرت مادر خوشی نمونده بیقراره دل تو سینه از وقتی رفتی آقا خطر در کمینه پر از نامحرم کوچه های مدینه۲ روضه خون با دله خونه فاطمه میترسم زنده نمونه فاطمه ای وای یازهرا دارن تو دستا …

ادامه نوشته »
قالب وردپرس