معماری

مدح

ای گزیده مر ترا از خلق رب‌العالمین

ای گزیده مر ترا از خلق رب‌العالمین آفرین گوید همی بر جان پاکت آفرین از برای اینکه ماه و آفتابت چاکرند می طواف آرد شب و روز آسمان گرد زمین خال تو بس با کمال و فضل تو بس با جمال روی تو نور مبین و رأی تو حبل ‌المتین نقش نعل مرکب تو قبلهٔ روحانیان خاکپای چاکرانت توتیای حور …

ادامه نوشته »

مصطفایی به صفای دو رخ و لعل تو آل

مصطفایی به صفای دو رخ و لعل تو آل ابرو و خال سیاه تو هلال است و بلال صورت بینی ِسیمین تو اشک نبی است که رُخت گشته دو نیمه است ازو ماه مثال طرف رویت به خط سبز بود لوح کلیم که برو کرده یدالله رقم آیات جمال نیست گنجایی مستقبل و ماضی ما را مرکز همٌت ما نیست …

ادامه نوشته »

هر صبح سر ز گلشن سودا برآورم

هر صبح سر ز گلشن سودا برآورم وز صور آه بر فلک آوا برآورم چون طیلسان چرخ مطرا شود به صبح من رخ به آب دیده مطرا برآورم بر کوه چون لعاب گوزن اوفتد به صبح هویی گوزن‌وار به صحرا برآورم از اشک خون پیاده و از دم کنم سوار غوغا به هفت قلعهٔ مینا برآورم خود بی‌نیازم از حشر …

ادامه نوشته »

مقصد اینجاست ندای طلب اینجا شنوند

مقصد اینجاست ندای طلب اینجا شنوند بختیان را ز جرس صبح‌دم آوا شنوند عارفان نظری را فدی اینجا خواهند هاتفان سحری را ندی اینجا شنوند خاکیان را ز دل گرم روان آتش عشق باد سرد از سر خوناب سویدا شنوند همه سگ‌جان و چو سگ ناله کنانند به صبح صبح دم نالهٔ سگ بین که چه پیدا شنوند خاک پر …

ادامه نوشته »

وَالله آسمان و زمین زیرِ دِیْن توست

وَالله آسمان و زمین زیرِ دِیْن توست آموزگار عشق و تولا حسین توست پیغمبر حقیقت وصدق و صفا تویی فرمانروای عالم معنا حسین توست سالار آسمانیِّ ارض و سَما تویی سردار بی سر دل شیدا حسین توست معراج رفته ای به خدا ، با خدا تویی یکتایِ بندگی یل تقوا حسین توست الگوی رحمت و کرم و اِرتقاء تویی آئینه …

ادامه نوشته »

ای که اسماء خدا از رخ تو پیدا بود

ای که اسماء خدا از رخ تو پیدا بود بهترین اسم خدایی و چنین زیبا بود رویت آیینه و مرآت جمال ایزد شأنت ای حضرت محمود چِقَدر ، والا بود گفت 《یا 》《سَیِّدُ》 و یا 《طاهِرُ》 و 《هادی》 بر تو نام زیبای تو 《 یاسین 》 لقبت 《طاها 》 بود 《 حاء 》 و 《 میم 》 است نشانی ز …

ادامه نوشته »

کنون گویم ثناهاى پیمبر

کنون گویم ثناهاى پیمبر که ما را سوى یزدانست رهبر چو گمراهى ز گیتى سر بر آورد شب بى دانشى سایه بگسترد بیامد دیو و دام کفر بنهاد همه گیتى بدان دام اندر افتاد ز غمرى هر کسى چون گاو و خر بود همه چشمى و گوشى کور و کر بود یکى ناقوس در دست و چلیپا یکى آتش پرست …

ادامه نوشته »

روحی فداک ای محتشم لبیک لبیک ای صنم

روحی فداک ای محتشم لبیک لبیک ای صنم ای رای تو شمس‌الضحی وی روی تو بدرالظلم مایه ده آدم تویی میوۀ دل مریم تویی همشهری زمزم تویی یا قبله الله فی العجم دانم که از بیت‌اللهی شیری بگو یا روبهی در حضرت شاهنشهی بوالقاسمی یا بوالحکم نی نی پیت فرٌخ بود خلقت شکر پاسخ بود آنرا که چونین رخ بود …

ادامه نوشته »
قالب وردپرس