معماری
خانه / اشعار (صفحه 10)

اشعار

هنگامی که از امام سجاد (ع) سؤال کردند در این سفر کجا از همه بیشتر

ذکر مصیبت می کند: الشام الشام تا یاد غربت می کند: الشام الشام منزل به منزل درد و داغ و بی کسی را یک جا روایت می کند: الشام الشام موی سپید و چهره ای در هم شکسته از چه حکایت می کند: الشام الشام هر روز با اندوه و آه و بی شکیبی یاد اسارت می کند: الشام الشام …

ادامه نوشته »

دل سودا زده ام ناله و فریاد کند

دل سودا زده ام ناله و فریاد کند هر زمان یاد غم سید سجاد کند بی گمان اشک به رخساره بریزد از چشم هر که یادی ز گرفتاری آن راد کند بود در تاب تب و بسته به زنجیر ستم آن که خلقی ز کرم از الم آزاد کند به جز از شمر ستمگر نشنیدم دگری با تن خسته کسی …

ادامه نوشته »

امام متقین منم

امام متقین منم سیدساجدین منم از کودکی تابه حالا ازغصه هاحزین منم اگرچه که کاری شده بربدنم زهرجفا ولی میشم راحت دیگه ازغصه های کربلا لحظه های اخرمه خیلی میسوزه جگرم میادبازم درنظرم لبهای خشک پدرم واویلتا واویلتا واویلتا واویلتا — یادم اومدلحظه ای که شمرلعین وبی حیا نشسته بود روسینه ی زخمی و پر تیر بابا حرومیا باسنگ و …

ادامه نوشته »

شب غمم سحرشد

شب غمم سحرشد این لحظه های اخر رسیده به مشام جانم بوی یاس معطر مادر رسیده به برم اومد کنار بسترم می بینه حال مضطرم اومدکنارم مادر اون گل یاس اطهر غریبم من غریبم — دیگه راحت شدم من ازون رنجا که دیدم اومد به یادمن کربلا چه سختیا کشیدم اومد به یادم کربلا اتیش و دود خیمه ها سرهای …

ادامه نوشته »

منم آلاله ی کرب و بلایی

منم آلاله ی کرب و بلایی که دیدم لاله های نینوایی زمین کربلا دریای خون شد و دیدم من سرِ از تن جدایی چهل منزل مرا آواره کردند و قلب مضطرم را پاره کردند زدند بر روی نی راس پدر را به طعنه ها مرا بیچاره کردند امان از کربلا و هجوم نابهنگام اسارت تا به کوفه گلایه از غم …

ادامه نوشته »

تو یادگار حسینی که کربلا دیدی

تو یادگار حسینی که کربلا دیدی شبیه عمّه ی مظلومه ات بلا دیدی “سری به نیزه بلند است”را شما دیدی و غارت حرم و خیمه گاه را دیدی دو چشم گریه ی تو تا همیشه آباد است در این سکوت تو صدها هزار فریاد است . برای گریه ات آقا اشاره کافی بود همین که چشم تو بینَد سه ساله …

ادامه نوشته »

بسته راه چاره دید و گریه کرد

بسته راه چاره دید و گریه کرد طفل بی گهواره دید و گریه کرد دختر آواره دید و گریه کرد روسری پاره دید و گریه کرد او چهل سال است کارش گریه است این چهل سال افتخارش گریه است دست بسته از زنان شرمنده شد از تمام کاروان شرمنده شد بیشتر از دختران شرمنده شد مجلس می، آنچنان شرمنده شد …

ادامه نوشته »

من علیم کربلا را دیده ام

من علیم کربلا را دیده ام کوفه و شامِ بلا را دیده ام من علیِّ اِبنِ حسین اِبنِ علی غربتی بی انتها را دیده ام روضه می خوانم برای اهلِ دل من تمامِ ماجرا را دیده ام خیمه گاهِ اشک و آهِ شمس و ماه قتلگاهِ نینوا را دیده ام از عطش دیدم گلی جان می دهد تشنگی لاله ها …

ادامه نوشته »

داداش؛ای پاره پاره تن

داداش؛ای پاره پاره تن روو خاک؛افتادی بی کفن دشمن؛خیره شده به من سایه ی سرم بلند شو از جا رحمی کن به حال طفلت آقا میبینی که دشمنت میخنده به غمای خواهرت واویلا واویلا؛تن تو جا به جا واویلا؛به خاک کربلا واویلا؛چقدر شکسته ای واویلا؛به زیر مرکبا… ///آه؛ای وای برادرم…/// *بند دوم* میزد؛خنجر به حنجرت پیش؛چشمای مادرت با پا؛میزد به …

ادامه نوشته »

بلند شو عباس

بلند شو عباس بریم به خیمه چشم انتظارت هستش رقیه فدا سرت که مشکت بی ابه تو خیمه زینب برات بی تابه ای پناه حرم. ای اب اور من نزار تنها من و. ای برادر من پشتم به تو من گرمه ابالفضل سر تا پای تو زخمه ابا الفضل. مدد یا عباس مدد یا عباس پشتم ز داغت تا شده …

ادامه نوشته »
قالب وردپرس