معماری
خانه / اشعار (صفحه 132)

اشعار

از بس که چهره سوده تو را بر در آفتاب

از بس که چهره سوده تو را بر در آفتاب بگرفته آستان تو را بر زر آفتاب از بهر دیدنت چو سراسیمه عاشقان گاهی ز روزن آید و گاه از در آفتاب گرد سر تو شب پره شب پر زند نه روز کز رشک آتشش نزند در پر آفتاب گر پا نهی ز خانه برون با رخ چه مهر از …

ادامه نوشته »

نقل گردیده ز ام‏السلمه

نقل گردیده ز ام‏السلمه گفت دیدم که به هنگام وداع با نبى دشمن او کرد نزاع خواست احمد کند از حق تأیید جانشینى على را تأکید لب چوتر کرد به تمجید على شد عیان کینه خصم ازلى دست دیرین عداوت رو شد مصطفى را، عدویش بد گو شد تیر کین در هدف جانش کرد خسته از تهمت هذیانش کرد بین …

ادامه نوشته »

رسد نوای افزا مرا به گوش امشب

رسد نوای افزا مرا به گوش امشب پیام غم رسد از نغمه سروش امشب چه روی داد خدایا که این چنین در عرش بر آورند ملایک ز دل خروش امشب شب عزای پیمبر بود گمان دارم علی زداغ نبی می رود ز هموش امشب علی که لنگر عرش خداست می لرزد که جسم جان جهان را کشد بدوش امش

ادامه نوشته »

دیگر مـــدینـه بی شــما شوری ندارد

دیگر مـــدینـه بی شــما شوری ندارد زهرای اطـهر س طـاقـت دوری ندارد دیگر عـلی(ع) حرفش خریـداری ندارد در بیـن کــوچـه فـاطـمـه یـــاری ندارد دیـگر عـلی شــد اولین مـظلوم عالم شد قلب شیعه تاهمیشه غرق ماتم نام مـحـمد (ص) تــا ابـد پایــنده باشد قـرآن و عـتـرت تا قــیـامت زنـــده باشد شاعر:محسن زعفرابیه

ادامه نوشته »

الهی کوثرم کو دلبرم کو

الهی کوثرم کو دلبرم کو گلم کو؟ هستى ام کو؟ گوهرم کو؟ على تنها و دلخون مانده افسوس یگانه مونس و تاج سرم کو؟ *** الهى! کلبه ام را غم گرفته دل محزون من ماتم گرفته شرار شعله هاى در ندیدم گلم را خصم از دستم گرفته *** الهى! سینه من کوى درد است گلستان سرورم سرد سرد است عزیزم …

ادامه نوشته »

قد رعنای رسول الله آخر سر شکست

قد رعنای رسول الله آخر سر شکست پایه های عرش از این داغِ درد آور شکست رحمهٌ للعالمین بود و مصیبت ها چشید صبر کرد و حرمتش در بین هر معبر شکست جز علی و چند تن دور و برش یاری نبود در اُحد تنها شد و دندان او آخر شکست فتنه ی آن دو یهودی عاقبت کاری شد و… …

ادامه نوشته »
قالب وردپرس