معماری
خانه / اشعار (صفحه 4)

اشعار

در خویش و غلندرم حیدر حیدر

در خویش و غلندرم حیدر حیدر خاک پای قنبرم حیدر حیدر ای ذکر الی العبد حیدر حیدر ای شاه نجف مدد حیدر حیدر تکبیر و اذان من حیدر حیدر ای از حق نجات من حیدر حیدر ای راه نجات من حیدر حیدر ای حج و ذکات من حیدر حیدر در کعبه طواف من حیدر حیدر عین وشین و قاف من …

ادامه نوشته »

خون می چکه از عمق

خون می چکه از عمق چشهایی که مبهوته سینه ها پر از درده رو شونه ها تابوته تموم عالم تاریک و سرده – چراغ خونه خاموشه مسجد کوفه با غم مولا – لباس ماتم می پوشه — میره به سوی صحرا تا بوت ولی الله ملائکه می خونن لااله الا الله وقتی که زیر چوبه ی تابوت – پر نسیم …

ادامه نوشته »

عالم عزا گرفته در مجلسی شبانه ۲

عالم عزا گرفته در مجلسی شبانه ۲ تشییع مرتضی شد آرام و مخفیانه ۲ آه با کفن و دفن مولا در شهر غرق غمها شد زنده یاد زهرا ۲ ای اهل جهان مرتضی را کشتند با زخم زبان مرتضی را کشتند ۲ زانو بغل گرفته امشب یتیم کوفه ۲ ترک جهان نموده مرد کریم کوفه ۲ آه راحت شده ز …

ادامه نوشته »

خون ریزم وگریم برای حضرت حیدر

خون ریزم وگریم برای حضرت حیدر می آید از کوفه صدای حضرت حیدر خون می چکد قطره به قطره از عبای حضرت حیدر زهرا پریشان گشته امشب در عزای حضرت حیدر آتش گرفته خیمه گاه زاده ی حیدر در علقمه جا مانده ماه زاده ی حیدر در بین آتش مانده طفل بی پناه زاده ی حیدر زینب شده تنها علمدار …

ادامه نوشته »

صدای قدمهاش شنیده نمی شه

صدای قدمهاش شنیده نمی شه دو چشمش رو بسته برای همیشه سراغش رو امشب گداها می گیرن میخوان که برای آقاشون بمیرن امیر غریبم امیر غریبم ۴ اون آقای خسته که خیلی کریمه همش ذکر لبهاش فَأَمَّا الْیَتیمه راحت میشه امشب ز وادی غربت ز زخم زبون و ز دشنام و تهمت امیر غریبم امیر غریبم ۴ چهل سال گذشته …

ادامه نوشته »

خداحافظ ای شهرِ سوز و گدازم

خداحافظ ای شهرِ سوز و گدازم خداحافظ ای سجده‌گاه نمازم خداحافظ ای ناله‌های علی خداحافظ ای غصه‌های علی خداحافظ ای عقده‌های علی علی مولا یا علی مولا (۳) خداحافظ ای بغضِ کهنه به سینه ـ غم زهرا ، خاطرات مدینه خدا حافظ ای نخل و چاه مدینه ـ در و آتش و اشک و آه مدینه خداحافظ ای ناله‌های علی …

ادامه نوشته »

شدی عازم برای دیدن یاس

امیر المومنین مولا علی جان — شدی عازم برای دیدن یاس خزان می گردد از داغ تو احساس دلم لرزید و وقتی پیش چشمم سخن آهسته می گفتی به عباس بیا عباس من دستت ببوسم بیا تا چشم مستت را ببوسم عزیز جان من نور دو عینم پس از من جان تو جان حسینم — رسیده جان به لب زین …

ادامه نوشته »

حیدر حیدر،عشق حیدر تو قلبم ازلی ِ

حیدر حیدر،عشق حیدر تو قلبم ازلی ِ حیدر حیدر،ذکرش مخصوص دیوونه دلی ِ حیدر حیدر،آقا یه دونست اونم علی ِ من که دلم دلبری مثل حیدر داره به غم بگو دست از سر دلم برداره آقام آقام آقام آقام حیدر حیدر حیدر، با ذکرت بی بی فاطمه میخنده حیدر حیدر،با تو بودن یعنی برگ برنده حیدر حیدر،اسمی که درب دوزخ …

ادامه نوشته »

شده امشب باغبون مهمون گل امیدش

شده امشب باغبون مهمون گل امیدش حکایت ها داره از غم ها موی سپیدش از آسمون نگاهش بارون می ریزه نگاهاش مثل غروب سرد پاییزه فضای خونه چقدر امشب غم انگیزه علی مولا یا علی مولا حیدر حیدر(۳) ***** نشسته پای غذا اما میلی نداره به لب تسبیحی بجز نام لیلی نداره از افطاری تا سحر امشب رو بیداره نشسته …

ادامه نوشته »

حضرت زهرا شده صاحب عزا

حضرت زهرا شده صاحب عزا غرقه به خون شد علی مرتضی جان او فدا شد حاجتش روا شد با سر خونین و شکسته افتاده یاد دست بسته یا زهرا یا زهرا یا زهرا ****** مسجد کوفه شده دریای خون چهره ی مولا ز جفا لاله گون زنده شد ز کینه روضه ی مدینه با سر خونین و شکسته افتاده یادِ …

ادامه نوشته »
قالب وردپرس