معماری
خانه / اشعار (صفحه 5)

اشعار

آتش افتاده بر خیمه گاهم

آتش افتاده بر خیمه گاهم می رود تا فلک سوز آهم عصر فردا تو با دیده ی خون می شوی زائر قتلگاهم وای غرق خون پیکرها- وای ناله ی مادرها وای روی نیزه سرها وای یااباعبدلله(ع) ***** می کنی جان خواهر نظاره روی نی راس هجده ستاره می زنی عصر فردا تو زینب(س) بوسه بر حنجر پاره پاره وای کودکی …

ادامه نوشته »

بازم وقت شبای بارونه

بازم وقت شبای بارونه خداست تو عرش که روضه می خونه فلک از دامن خیسش ستاره می ریزه دو چشم آسمون انگار ز گریه لبریزه *** همه عالم غمین و محزونه دل زارم تو غصه زندونه زمستون غم و محنت رسید و غوغا شد تکایای سیاه غم دوباره بر پا شد *** بازم نوحه به لب شده جاری فلک گرمه …

ادامه نوشته »

بی بی زهرا دل نگرانه اشکای صاحب الزمانه

بی بی زهرا دل نگرانه اشکای صاحب الزمانه می چکه دونه دونه دونه تو مسیری که کاروانه همه چشما به این کویره کاروانی تو این مسیره آروم آروم به سمتی میره که دل اهل آسمانه حسین یا ثارالله حرم حرم الله وطن من کرببلاست روز مرگم تو روضه هاست *** ملائک غرق در خروشن دسته دسته علم به دوشن انبیاء …

ادامه نوشته »

بی قراره دلم دوباره حرم تو قاب چشامه

بی قراره دلم دوباره حرم تو قاب چشامه جمله های زیارت تو، تو ربنای دعامه عاشقان حرم مطهر ثارالله هر که دارد هوس کرببلا بسم الله میخوام بیام دوباره آقام تو حرمت حاجت بگیرم میخوام دیگه این دفعه رو خدایی پایین پات بمیرم آخه تویی نعم الامیرم حسین یا حسین عطر زهرا میون صحنت تا به سحر موندگاره پایین پات …

ادامه نوشته »

کاروانی آمد از دشت بلا

کاروانی آمد از دشت بلا خون جگر از ماتم کرببلا عاشقان از جام غم ها جرعه گیر جملگی در دست نا اهلان اسیر دست های شاپرک ها بسته بود چهره ها مانند نیلوفر کبود آسمان اینجا به رنگ نیلی است میهمانی ها به ضرب سیلی است کوفیان مهمان نوازی می کنند همچو مستان نغمه سازی می کنند نعره ها آید …

ادامه نوشته »

پیش از آمدنِ ماهِ عزایت ارباب

پیش از آمدنِ ماهِ عزایت ارباب می تپد قلبِ گداها به هوایت ارباب هر کسی گوشه ای از کارِ تو را می گیرد تا که برپا شود این خیمه برایت ارباب مثلِ یک کارگرِ ساده شد و جارو زد آن که دارای حَشَم بود به غایت ارباب گریه می کرد… برایِ تو سیاهی کوبید وقتِ پرچم زدن او کرد صدایت …

ادامه نوشته »

بیا مادر شام هفت حسین

بیا مادر شام هفت حسین بر عیادت من گوشهٔ زندان ببین مادر دست بستهٔ من قلب خستهٔ من دیدهٔ گریان اگر مادر دشت سینهٔ من پاره پاره شده چون گل لاله غم یارم برده از کف من تاب وطاقت من می زنم ناله ببین مادر قلب سوزانم پریشانم من پریشانم مادرای مادر(۴) ببین مادرخونجگر شده ام هم سفر شده ام …

ادامه نوشته »

دخترِ فاطمه ! بازار! خدارحم کند

دخترِ فاطمه ! بازار! خدارحم کند چادرِ پاره و انظار خدا رحم کند ما که از کوچه فقط خاطره بد داریم شود این حادثه تکرار خدارحم کند یک و زن و قافله و خنده نامحرم ها بر اسیران گرفتار خدا رحم کند یک شبه پیر شدی یا زتنور آمده ای یک سر و این همه آزار خدا رحم کند نیزه …

ادامه نوشته »

مسافر خسته ی را ه کوفه

مسافر خسته ی را ه کوفه ذبیح اشرار گمراه کوفه هلالی ام کردی ای ماه کوفه برادر مهربانم حسین جان(۲) گل خزانم ٬ خزانم نمودی شکسته سروم٬ کمانم نمودی زبانزد هر زبانم نمودی برادر مهربانم حسین جان(۲) بهانهٔ این سفر خاطر توست چراغ من آفتاب سرتوست اسیری و خواریم باور توست برادر مهربانم حسین جان(۲) حرامیان ساغرم را شکستند ستارهٔ …

ادامه نوشته »

شکسته شیشهٔ دل خدا گواه من است

شکسته شیشهٔ دل خدا گواه من است چرا که هالهٔ خون به گرد ماه من است(۲) ناله همچون نی کنم شکوه از غم کی کنم نیزه بوسد حنجرت گریه پی درپی کنم یاحبیبی یاحسین(۴) غم غریبی او مرا نموده هلاک ز روی نیزه ببین نظر فکنده به خاک(۲) خواهرا زاری مکن قصد هشیاری مکن سر مزن برمحملت خون دل جاری …

ادامه نوشته »
قالب وردپرس