معماری
خانه / اشعار (صفحه 5)

اشعار

من کنت مولاه فعلیٌّ مولاه….

من کنت مولاه فعلیٌّ مولاه…. صاحب لوای عرشیان ربّ پدیدار جهان کلمهُ الحُسنی علی نور دل افلاکیان یاحیدر خود صراط المستقیم یاحیدر تفسیر قرآن کریم یاحیدر نقطه ی زیر باء مالک دل ما قمر منیر و خورشید هل أتی هم مطلع کلامی هم حُسن هر ختامی بعد از نبی به ولله تو اولین امامی من کنت مولاه فعلی مولاه…. ای …

ادامه نوشته »

امشب شکفته لاله ی باغِ پیمبر

امشب شکفته لاله ی باغِ پیمبر امامِ مجتبی همون میوه ی حیدر امشب چه شور و هلهله داره مدینه از هیبتِ روی امامِ بی قرینه فرشته ها گل میریزن به روی ماهش قربونِ اون گهواره وُ ناز و ادایش امشب زمین و آسمون هلهله برپاست میلادِ زیبا پسرِ حضرتِ زهراست خوش اومدی خوش اومدی ای گلِ زهرا (۲) که قبرِ …

ادامه نوشته »

نیمه ی ماه رمضان آمده

نیمه ی ماه رمضان آمده موسم شادی زمان آمده خانه حیدر شده جشنی بپا فاطمه را روح وروان آمده گشته علی صاحب اول پسر ابوالحسن را دل وجان آمده او نوه ی ارشد طاها بود ز سوی حق به ارمغان آمده نام خدادادی او شد حسن جان جهانست، جهان آمده ماه بنی هاشم وزیبا بود یوسف زهراست عیان آمده بعد …

ادامه نوشته »

شهر مدینه پر از شادی و شوره

شهر مدینه پر از شادی و شوره شب شب شادی و شب سروره دل ها از غصه و غم ها دیگه دوره آخه شب عیده ۲ خانه ی مرتضی ، غرق شور و صفا دلبری یکتا اومد اولین پسر ، حضرت فاطمه مجتبی دنیا اومد یابن الزهرا سبط پیمبری تو فرزند فتاح خیبری مولا چقدر شبیه مادری یابن الزهرا جانم …

ادامه نوشته »

خوش به حال کسی که توی سینه

خوش به حال کسی که توی سینه داره شوق سفر اونم مدینه داره هر سوره ای شأن نزولی یوسفی که خدا گفته همینه ای گداها مژده که شاه اومده نیمه ی ماه خدا ماه اومده عیدی میده پدر فاطمه چون پسر فاطمه از راه اومده مست رسول مدنی هستم آقا مثل اویس قرنی هستم آقا قبل از حسینی شدنم توی …

ادامه نوشته »

ای شهر کوفه کن تماشایم ببین که من تنهای تنهایم

ای شهر کوفه کن تماشایم ببین که من تنهای تنهایم ای شهر کوفه بخدا منم که سیر از همه هستم منم که شب تا به سحر،ای کوفه در زمزمه هستم ای شهر کوفه عمریه علیِ بی فاطمه هستم زهرا بیا زهرا بیا زهرا بیا بدیدن من ******** دیدم به چشمم،چشم تو تار است دیدم که دست تو به دیوار است …

ادامه نوشته »

پسر اول علی وزهرا

پسر اول علی وزهرا نیمه ماه حق اومده دنیا خونه مرتضی جشن وسروره بیشتر از هرکسی خوشحاله طاها مدینه نورانیه، با رخ ماه حسن،آخه حسن یوسف زهراست می گن همه مرحبا،چه روی زیبائیه،مثل رخ حضرت طاهاست یا حسن مجتبی،یا حسن مجتبی،خوش آمدی عزیز زهرا۲ می ریزن از بالا ماه وستاره پیش پای حسن چه پر شماره درخونه علی صدها فرشته …

ادامه نوشته »

ببین تلالو نور از سرای فاطمه را

ببین تلالو نور از سرای فاطمه را شنو توشکر خدا در نوای فاطمه را ببین که شاه نجف یک قمر به بر دارد علی امام همه یک پسر به بر دارد به روی دامن زهرا نشسته لاله و یاس نشسته حضرت جود و کرم گل احساس کریم آل محمد گل زمین و زَمَن رسیده حجت ثانی امام شیعه حسن تمام …

ادامه نوشته »

مانوس با سوز و اشک و گریه ام

مانوس با سوز و اشک و گریه ام بیزار از طایفه ی امیه ام چیزی بهتر از این نمی شه که نوکر خونه ی رقیه ام دیونم اره من دیونم اره من دیونه ی رقیه هستم چی از این بهتره تو دنیا که گدای خونه ی رقیه هستم رقیه داده خرجیه خونم نذر چشاشه به خدا جونم از این که …

ادامه نوشته »

باز بده پرواز منو

باز بده پرواز منو نگاه بکن باز منو به گریه بنداز منو گریه به هر درد بی درمون دواست گریه واسم تذکره ی کربلاست به گریه افتادی یعنی پاک شدی مُهر قبولی همه روضه هاست خدا قبول کن اگه گداتم ، من جزو گریه کناتم … حسین حسین ، جانم حسین جان … من با تو مأنوس شدم تو بچگی …

ادامه نوشته »
قالب وردپرس