متن روضه امام رضا , متن منبر

متن روضه شهادت امام رضا علیه السلام

مداح عزیز : متن روضه شهادت امام رضا علیه السلام را در اینجا مطالعه نمایید.

متن سخنرانی و متن روضه ، برای کسانی که میخواهند تازه شروع به مداحی و روضه خوانی کنند میتواند مفید باشد.

امام رضا(ع)، غریب الغربا

«السلام علیک یا ابا الحسن یا علی بن موسی» [۱]. از همین جا حرم مطهر حضرت فاطمۀ معصومه(سلام الله علیها) خواهر بزرگوارش، دل ها را روانه کنید آستان قدس رضوی. امشب حضرت فاطمه معصومه(سلام الله علیها) هم عزادار است. خواهری که به عشق برادر و به محبت برادر از مدینه به سمت ایران راه افتاد که برادر را ببیند اما موفق نشد. قبل از برادر از دنیا رفت و بدن مبارک و مقدسش در این شهر به خاک سپرده شد.

خواهری که مدینه الرسول(صلّی الله علیه و آله و سلّم) را به قصد دیدن برادر با عده ای ترک کرد. خانم فاطمه معصومه(سلام الله علیها)، امشب شب شهادت برادر بزرگوار شماست. شما هم عزادارید. ما از همین جا، عرض تسلیت به پیشگاه شما و به پیشگاه مقدس بقیه الله الاعظم(عجل الله تعالی فرجه) داریم و دل هایمان را از همین جا، روانۀ آستان قدس رضوی می کنیم.

خیلی ها امشب خودشان را به مشهد رسانده اند، حرم امام رضا(سلام الله علیها) که از نزدیک بگویند: «السلام علیک یا ابا الحسن»[۲]. آقا جان، «اشهد انّک تشهد مقامی، تسمع کلامی، تردّ سلامی»[۳]؛ آقا شهادت می دهم ما را می بینی و جواب سلام هایمان را می دهی، خودت فرمودی سه جا می آیم بازدید زیارتتان.

یا ابا الحسن(عجل الله تعالی فرجه)! کجایی، آقایی که قبل از شهادت، خودت برای خودت مرثیه گفتی. زن و بچه برایت گریه کردند. در مدینه، زن و بچه جمع شدند، فرمود: برای من همین جا نوحه کنید، اشک بریزید اما امام جواد(علیه السلام) چهار سال داشت، زن و بچه و خاندان امام رضا(علیه السلام)، خواهرانش، برادرانش، جمع شدند، اشک ریختند.

آقا جان، پشت سر مسافر، گریه خوب نیست. فرمود: آن برای مسافری است که برگردد اما من دیگر از این سفر بر نمی گردم. نوشته اند دیگر این اواخر نماز جمعه که می رفت، مدتی گریان بود، این اواخر دعایش این بود، خدا اگر فرج من در مرگ است، از همین حالا مرگ مرا برسان. غربت بس است، تنهایی بس است. آقایی که برادران متعدد، خواهران متعدد داشت اما هیچ کدام در کنارت نبودند، غریب بودی، تنها بودی. آقایی که غریبانه مسموم شدی و غریبانه به شهادت رسیدی.

اباصلت می گوید: من کنار آقا بودم، فرش ها را کنار زد، روی خاک می غلتید، مثل مار گزیده به خودش می پیچید. من نمی دانم این زهر چه کرد، ، مثل مار گزیده این شکم را روی خاک گذاشته بود. گریه می کرد، ناله می زد. فرزندش، جواد الائمه(علیه السلام) را صدا می زد. یک شخص می گوید: من خدمت امام جواد(علیه السلام) بودم، سوار مرکب بودیم، اطراف مدینه، یک وقت دیدم آقا ایستاد. مرکب را متوقف کرد، رنگ آقا تغییر کرد. گفتم: آقا جان، ابا جعفر(علیه السلام) ، قربانت بروم، چه شد؟ بابایم دارد جان می دهد. رفت خودش را رساند بالای سر بابا. سر بابا را به دامن گرفت، با آقا سخن گفت.

قربانت بروم آقا جان، جواد الائمه(علیه السلام)،زود بود یتیم بشوی، سه سال است بابا را ندیدی، حالا هم که دیدی، بابا در حال احتضار، در حال جان دادن. ودایع امامت را واگذار کرد. شب آخر جلسه است، ما رسممان است با نام ام الائمه(علیه السلام) و حضرت زهرای مرضیه(سلام الله علیها)، جلسه را به پایان ببریم. عرض کنم آقا جان، علی بن موسی(علیه السلام)، سر شما در دامان جواد الائمه(علیه السلام) ناله می زدی، جان دادی. عرض کنم مادرت حضرت زهرای مرضیه(سلام الله علیها) هم کنار امیرالمؤمنین(علیه السلام)، وصیت نمود. کنار امیرالمؤمنین(علیه السلام) مطالبش را فرمود. شما غریب بودید در اتاق تنها؛ مادرت حضرت زهرای مرضیه(سلام الله علیها)، آن لحظه ای که جان داد، اسماء می گوید: هیچ کس در اتاق نبود، تنها بود.

امیرالمؤمنین(علیه السلام) در مسجد و بچه ها کنار قبر پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) و دخترها خانۀ هاشمیات. وقتی آمدند دیدند بی مادر شدند. خودشان را انداختند روی بدن مادر. حضرت اباعبدالله(علیه السلام)، این صورت را گذاشت کف پای مادر. مادرجان، انأ حسین(علیه السلام)، مادر من حسینم. مادر چقدر رنج کشیدی که حاضر شدی بچه هایت در کودکی یتیم بشوند. چقدر رنج کشیدی که برای مرگ خودت دعا کردی. مادر چقدر دعا کردی خدا جانت را بگیرد.

امشب دعا کن دخترت زینب بمیرد. یا فاطمه الزهرا(سلام الله علیها)، یا بنت رسول الله(صلّی الله علیه و آله و سلّم).

حجهالاسلام و المسلمین رفیعی

[۱]. زاد المعاد- مفتاح الجنان ۴۰۳

[۲].

[۳]. مجموعه رسائل در شرح احادیث از کافیج۲ ص۴۰۱

برکات زیارت امام رضا(ع)

حضرت معصومه خیلی امام هشتم را دوست داشتند. حضرت معصومه به عشق برادر از مدینه به سوی خراسان به افتاد ولی اجل مهلت نداد آقا را ببیند. امام هشتم زنده و در خراسان بودند که این خانم از دنیا رفت. زیارت نامه ی این خانم را هم امام هشتم انشاء کردند. این خواهر و برادر خیلی به هم علاقه دارند. امام هفتم(ع) فرمودند: «مَنْ زَارَ قَبْرَ وَلَدِی عَلِیٍّ۷کَانَ لَهُ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ سَبْعُونَ [سبعین ] حِجَّهً مَبْرُورَهً قُلْتُ سبعین [سَبْعُونَ حِجَّهً مَبْرُورَهً قَالَ نَعَمْ سبعین [سَبْعُونَ أَلْفَ حِجَّهٍ قُلْتُ سبعین [سَبْعُونَ أَلْفَ حِجَّهٍ قَالَ فَقَالَ رُبَّ حِجَّهٍ لَا تُقْبَلُ مَنْ زَارَهُ أَوْ بَاتَ عِنْدَهُ لَیْلَهً کَانَ کَمَنْ زَارَ اللَّهَ فِی عَرْشِهِ قُلْتُ کَمَنْ زَارَ اللَّهَ فِی عَرْشِهِ»[۱]. هر کس قبر فرزندم علی را در طوس زیارت بکند ثوابش برابر با ثواب هفتاد حج قبول شده است. راوی تعجب کرد حضرت فرمود: برابر با ثواب هفتاد هزار حج قبول شده است. بعد فرمود: هر کس فرزندم علی را زیارت کند یا یک شب در جوار او بیتوته بکند مثل این است که خدا را در عرش زیارت کرده است. در روز قیامت زوار مدینه و کربلا و نجف و حرم اهل بیت جمع می شوند و درجه زوار فرزندم علی بن موسی الرضا از همه آن ها بالاتر و مزد زیارتشان بیشتر است.

امام هشتم کسی را از در خانه اش محروم و دست خالی بر نمی گرداند. شتری را به غسال خانه ی مشهد آورده بودند سر ببرند این شتر از دست قصاب فرار می کند خیابان های مشهد را طی می کند وارد صحن می شود پشت پنجره فولاد می آید و خودش را به پنجره ی فولاد می مالد. مردم هم گریه می کنند. مامورین آستانه این شتر را خریدند و در بین گله ی امام رضا(ع) رهایش کردند. شتر وقتی به امام رضا پناه می برد آقا پناهش می دهد ما کمتر از شتر نباشیم. مسیحی و ارمنی آمدند و برای امام نذر کردند و حاجت گرفتند.

وقتی علی بن موسی الرضا را به خراسان می آوردند امام جواد چهار ساله بودند آقا همه بستگان را جمع کرد و فرمود دوست دارم برایم گریه بکنید. گفتند: آقا جان گریه پشت سر مسافر میمنت ندارد. آقا فرمودند: بله، پشت سر آن مسافری که امید برگشت دارد. این سفر آخر من است من دیگر برنمی گردم. اما چه گذشت به امام علی بن موسی الرضا، معمولا سمی که به امامان می دادند دو، سه روز، یک هفته طول می کشید اثر کند ولی مامون لعنت الله علیه سمی به حضرت داد که سه چهار ساعت بیشتر به آقا مهلت نداد. اول صبح که آقا مسموم شد قبل از ظهر به شهادت رسیدند. در یکی از زیارتنامه ها داریم سلام ما بر آن آقایی که معده اش بخاطر سم پاره پاره شده بود. اباصلت می گوید دیدم آقا مثل آدم مار گزیده بخود می پیچد. دم رفتن به هر جانب نظر کرد امید دیدن روی پسر داشت.

کجایی ای تقی آرام جانم سرور قلب و نور دیدگانم

یک وقت آقا چشمانش را باز کرد دید جوادش بالای سرش آمده است. یعقوب وار یوسف خودش را در آغوش گرفت. بین دیدگان جوادش را بوسید ودایع و امانت ها را به فرزندش داد. آرزوی همه ی پدرها هم همین است که فرزند دلبندشان موقع شهادت و مرگ به بالین آن ها حاضر باشند. اما خود آقا امام هشتم فرمود یابن شبیب اگر خواستی گریه کنی برای جدم حسین گریه کن. که او را سر بریدند «فإنّه ذبح کما یذبح الکبش…»[۲] همان طوری که یک گوسفند را سر می برند. جدم اباعبدالله در گودی قتلگاه هر چه صدا می زد ای قوم جگرم از تشنگی می سوزد … .

«لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم».

حجه الاسلام و المسلمین فرحزاد

[۱] . أمالی الصدوق/ شیخ صدوق/ المجلس الخامس و العشرون….ص: ۱۲۰

[۲] . مع الرکب الحسینى(ج ۱)/علی الشلوی/ ۱۸۹ دلائل روائیه ….. ص : ۱۸۷

حضرت معصومه(س) و امام رضا(ع)، دو شخصیت بزرگوار در ایران

در ایران دو شخصیت بزرگ داریم که ثواب زیارت آن ها فوق العاده زیاد است.یکی زیارت قبر آقا علی بن موسی الرضا علیه السلام است، که فرمودند: ثواب زیارتش برابر با هزار حج قبول شده است. چه کسی می تواند در عمرش هزار حج به جا بیاورد؟ خدا قسمت کند به زیارت آقا برویم و خود آن آقا فرمودند: هر کس خواهرم حضرت فاطمه معصومه را زیارت کند مرا زیارت کرده است؛ یعنی چون حضرت معصومه، فانی در برادر است و به عشق برادر از مدینه حرکت کرد عاشق دلباخته امام هشتم بود. آقا فرموده کسی خواهرم را زیارت کند مثل این است که مرا زیارت کرده است.

هم امام هشتم و هم امام جواد و هم امام صادق(علیهم السلام) سه امام بزرگوار فرمایشات مختلف و متعددی دارند کسی که این بانو را زیارت بکند بهشت بر او واجب می شود. خدایا! ما چه طور شکر تو را به جا بیاوریم. در میان این کره زمین ما را در جوار این بانو قرار دادی. گفت: تو قدر آب چه دانی که در کنار فراتی، آیت الله وحید خراسانی حفظ الله فرمودند: روایتی که می گوید زیارت این بانو بهشت را واجب می کند سندش معتبر و صحیح و اعلی است، اگر این سند در یک مسئله شرعی بود من در آن موضوع فتواء می دادم؛ یعنی از نظر سند هم این حدیث معتبر است. آیا کسی که می تواند بهشت را بر ما واجب کند نمی تواند مشکلات دنیایی و آخرتی را حل بکند؟

آیت الله احمدی میانجی فرموده بودند: یک جوانی پدرش از دنیا رفته بود و سرمایه ای هم برای بچه هایش نگذاشته بود، این جوان خیلی حالش نامساعد بود دچار بحران فکری و روحی زیادی بود. این پسر گفته بود: من یک روزی داشتم می رفتم یکی از آشناهایمان گفت: می بینم خیلی گرفته ای، غمگینی؟ گفتم: آره، پدرم از دنیا رفته و ما عیالوار هم هستیم. شغل ندارم کار ندارم سرمایه ای برایمان نگذاشته است. گفت: واقعا تو خیلی بی عرضه هستی. گفتم من بی عرضه ام؟ گفت: آره، تو در جوار کریمه اهل بیت، پناه خلق، نماینده چهارده معصوم هستی. این بزرگواری که پیش خدا خیلی عزیز است ما عظمت این بانو را نمی دانیم.

واقعا هنوز امام هفتم دنیا نیامده بودند امام صادق مبلغ و مروج این بانو بود و می فرمود: به شفاعت این فرزندم تمام شیعیان عالم وارد بهشت می شوند. چقدر دایره شفاعتش گسترده است. گفت: تو در جوار چنین خانمی هستی. عرضه نداری بروی حاجتت را بگیری؟ خانمی که بهشت و رضای خدا را می تواند برای ما تحصیل کند نمی تواند مشکلات دنیایی ما را حل بکند؟ گفت: یک نهیبی به من زد که در خانه حضرت معصومه سلام الله علیها برو ما هم منقلب شدیم و آمدیم وضو گرفتیم و رفتیم زیارت کردیم دو رکعت نماز هدیه کردیم. رفتیم کنار ضریح گفتیم: یا فاطمه معصومه، شما جای مادر ما، شما سرپرست، ما به شما پناهنده شدیم. شما لطفی بکنید مشکل ما را حل بکنید. ناامیدی عجیبی به من رو آورده بود آینده خودم را تاریک می دیدم بعد از توسل مختصر به حضرت معصومه سلام الله علیها از حرم بیرون آمدم که به منزل بروم در بین راه به یکی از تجار قم برخورد کردم. سلام و علیک و احوالپرسی کرد، گفت: تو پسر فلانی نیستی؟ گفتم چرا؟ گفت: پدرت با من رفیق بود. کجا هستی چه کار می کنی. خدا پدرت را رحمت کند. کاری نداری؟ گفتم: واقیعتش من بی کار هستم. گفت: اتفاقا من در دفتر مغازه ام به یک نفر احتیاج داریم. گفتم: باشد کور از خدا چه می خواهد دو چشم بینا، ما را برد در محل کارش مشغول کار شدم. از حرم که بیرون آمدم شاید یک ساعت نشده بود ببین خدا چه طور جور می کند. بعد از مدتی دید ما امین هستیم حقوق ما را اضافه کرد دخترش را به ما داد. داماد حاج آقا شدیم. به برکت توسل به این بانو وضع مالیمان، شغلیمان، زندگیمان از این رو به آنرو شد.

«یا فَاطِمَهُ اشْفَعِی لِی فِی الْجَنَّهِ فَإِنَّ لَکِ عِنْدَ اللَّهِ شَأْناً مِنَ الشَّأْنِ»[۱]. سه تا امام زاده داریم که زیارتشان را امام معصوم فرموده اند: یکی حضرت فاطمه معصومه علیها السلام است. امام رضا علیه السلام می گوید اینطور بگو: «فَإِنَّ لَکِ عِنْدَ اللَّهِ شَأْناً مِنَ الشَّأْنِ» ای فاطمه معصومه شما در نزد خدا شان و شئونی دارید.

شب چهارشنبه متعلق به امام هفتم است. در میان امامان مصیبتی بزرگتر از مصیبت امام هفتم علیه السلام ما نداریم. آن امامی که چندین سال گوشه زندان زیر شکنجه ها و اذیت ها و آزارها قرار داشت . قدر این اشک ها و گریه ها را بدانید در یک کتابی می خواندم یک بنده خدایی از دنیا رفت رفیقی داشت او را خواب دید، دید جایش خیلی خوب است گفت: رفیق تو چه کار کردی به اینجا رسیدی؟ گفت: به خاطر گریه هایی که برای غربت امام هفتم کردم. گفتم: چه طور؟ گفت: یکی از علمای اصفهان در اصفهان ما از دنیا رفت تشییع جنازه او صدهزار نفر بیشتر جمعیت آمدند تمام هیئت های سینه زنی حسین حسین می گفتند ناله می زدند گریه می کردند، یاد غربت تشییع جنازه موسی بن جعفر افتادم دلم ریش شد دلم کباب شد آن روز برای غربت امام هفتم خیلی گریه کردم. گاهی یک مصیبت به دل انسان می نشیند آدم خیلی منقلب می شود. چهار تا کارگر بیایند زیر جنازه امام معصوم، قطب عالم، اول شخصیت عالم را بگیرند گفت: آنروز برای غربت امام هفتم خیلی گریه کردم. شب اول قبر به من گفتند: چه آوردی؟ گفتم: من دستم خالی است. گفتند: تو قطرات اشک برای غربت و مظلومیت موسی بن جعفر ریختی اینها در خانه ما قبول شده است. گفت: این درجه و مقامی که می بینی به من دادند به برکت گریه هایی است که برای امام هفتم علیه السلام کردم.

«السلام علیالْمُعَذَّبِ فِی قَعْرِ السُّجُونِ وَ ظُلَمِ الْمَطَامِیرِ»[۲]. سلام ما بر آن آقایی که در سیاهچال زندان هارون بود که شب و روز قابل تشخیص نبود، پاهای مبارکش در غل و زنجیر بودند.امام خیلی شکنجه دیدند اما چه وقت امام هفتم راحت شدند؟ عده ای از اهل قم برای ملاقات آقا آمدند گفتند: آقا فردا آزاد می شود در زندان جمع شدند. شاید دسته گل آورده بودند می گفتند دست آقا را می بوسیم. یک وقت در زندان باز شد دیدند چهار تا کارگر یک جنازه ای را گرفتند غریبانه دارند می برند. کسی هم صدا می زد این امام رافضی هاست. اما عرض کنیم ای فاطمه معصومه شما در بغداد نبودی مصائب پدر بزرگوارت را از نزدیک ببینی، دل ها بسوزد برای عمه اتان زینب کبری که در کربلا بود و آن لحظات حساس را دید. نیزه داران با نیزه، شمشیر داران با شمشیر به بدن برادر می زنند جسارت می کنند. خانم دست روی سر گذاشت و صدا زد آیا در بین شما مسلمانی نیست؟

«لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِی الْعَظِیم». «أَلا لَعْنَهُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمینَ»[۳].«وَ سَیعْلَمُ الَّذینَ ظَلَمُوا أَی مُنْقَلَبٍ ینْقَلِبُونَ»[۴].

خدایا به حق باب الحوائجی موسی بن جعفر و فرزندانش دردهای ما دواء بفرما. گناهان ما را ببخش و بیامرز. قلب امام زمان را از ما راضی و فرجش را نزدیک بگردان. همه ما را از شیعیان خالص اهل بیت قرار بده. در دنیا و آخرت ما را آنی از قرآن و اهل بیت جدا مگردان. مقام معظم رهبری، علماء، مراجع و جوان هایمان را در پناه امام زمان حفظ بفرما. اموات گذشتگان، شهداء، امام راحل، اموات و شهدای این جمع را با انبیاء و اولیاءت محشور بگردان و عجل فی فرج مولانا صاحب الزمان. .

حجهالاسلام و المسلمین فرحزاد

[۱]. مجلسی/ بحارالأنوار/ ج۹۹/ ص:۲۶۵٫

[۲]. مجلسی/ بحارالأنوار/ ج۹۹/ ص:۲۴۵٫

[۳].هود : ۱۸٫

[۴].الشعراء : ۲۲٫

متن روضه شهادت امام رضا علیه السلام

عرض ارادتی به محضر مبارک امام رضا سلام الله علیه داشته باشیم. خدا توفیق زیارتش را بدهد. که در روایت داریم: ثواب هفتاد هزار حج مقبول را دارد. امام هفتم سلام الله علیه فرمود: هر کس فرزندم علی بن موسی الرضا را زیارت کند، مثل اینکه خود خدا را در عرش زیارت کرده است. فرمود: روز قیامت که می شود، زوار قبور امام ها را جمع می کنند. فرمود: زائرین قبر فرزندم حضرت علی بن موسی الرضا سلام الله علیه درجشان از همه بیشتر است. و هم ثوابشان از همه بیشتر است. «مَنْ زَارَ قُبُورَ الْأَئِمَّهِ ع إِلَّا أَنَّ أَعْلَاهُمْ دَرَجَهً وَ أَقْرَبَهُمْ حَبْوَهً زُوَّارُ قَبْرِ وَلَدِی عَلِیٍّ»[۱] از زیارت امام هشتم کسی را ناامید برنمی گردانند. این شتری که در زمان خود ما اتفاق افتاد، روزنامه ها هم نوشتند. شتری را در کشتارگاه مشهد برای این که ذبحش کنند می آورند. از در کشتارگاه ردش می کنند. نمی توانند بگیرنش رهایش می کنند ببینند چه کار می کند. می بینند این خیابان ها را گرفت از کوچه های تو در تو آمد به صحن آقا علی بن موسی الرضا سلام الله علیه رسید. آمد کنار پنجره فولاد این سرو صورتش را به پنجره فولاد می مالید. یعنی پناهنده به امام هشتم سلام الله علیه شده است. مردم ناله کردند، فریادشان بلند شد. خادم ها به صاحب شتر پول دادند شتر را خریدند. این شتر را در گله های که امام هشتم دارد رهایش کردند. بیاید که ضامن ما هم بشود. ما را هم از این آتش ها و رذائل نجاتمان بدهد.

امام رضا سلام الله علیه به دعبل فرمود: دعبل هر کسی در غربت من را زیارت کند، در بهشت با آمرزش گناهان با من خواهد بود. خوشا به حال آن هایی که با امام هشتم سر ارتباطی دارند. قربان آن امامی برویم که وقتی که می خواست از مدینه حرکت کند، فرمود: بشینید برایم گریه کنید. آقا گریه پشت سر مسافر مرسوم نیست. فرمود: بله! آن مسافری که امید برگشت دارد، اما این سفر، سفره آخر من است. امام جواد سلام الله علیه چهار ساله بود. خیلی سخت است بعد از مدتی خدا فرزندی برایش عنایت کرد. از فرزندش امام جواد سلام الله علیه در خورد سالی وداع کرد.

ابا صلت می گوید: دیدم وقتی آقا از کاخ مامون بیرون آمد، عبا بر سر کشیده است.هی می نشیند و بلند می شود. دیگر زانوهایش گیر نداشت. مامون را خدا لعنت کند. نمی دانم به آقا چه سمی داد. معمولا طول می کشید که اثر کند. اما سم امام هشتم چند ساعت به آقا مهلت نداد. می گوید: دیدم در میان حجره آقا مثل مار گزیده به خود می پیچد.

دم رفتن به هر جانب نظر داشت امـیـد دیدن روی پـسـر داشـت

اما یک موقع چشمانش را باز کرد، دید امام جواد سلام الله علیه به بالینش آمده است. فرزندش را در آغوش گرفت. اما قربان جدش اباعبدالله سلام الله علیه در آن لحظه آخر هر چی صدا می زد جگرم از تشنگی می سوزد کسی جوابش را نمی داد.

لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ [۲]

حجه الاسلام و المسلمین فرحزاد

[۱] . الکافی/شیخ کلینی/۴/۵۸۵/باب فضل زیاره أبی الحسن الرضا ع …ص:۵۸۴

[۲] . الکافی/شیخ کلینی/۱/۲۳۰/باب ما أعطی الأئمه ع من اسم الله….ص:۲۳۰

متن روضه امام رضا علیه السلام (حجهالاسلام و المسلمین فرحزاد)

خیلی از عزیزان آرزوی کربلا و مکه و سوریه دارند، ولی توفیقش را ندارند، امکاناتش را ندارند. اما خدای متعال جایگزینی گذاشته که همان برکات را دارد. امام جواد علیه السلام فرمودند: زیارت پدرم امام هشتم از زیارت امام حسین بالاتر است. خیلی مهم است، کربلا هم آنجا هست، مکه هم آنجا هست.

یکی از دوستان می گفت: می خواستم مشهد بروم پول نداشتم، یک مقدار از ضروریات زندگیم را فروختم و رفتم. وقتی برگشتم، بقال سر کوچه و افراد محلمان گفتند: حاج آقا، ما خواب دیدیم که شما مکه مشرف شدید، مکه رفته بودید؟

گفتم: نه، زیارت امام هشتم رفته بودم. در روایت هست: کسی که امام رضا را زیارت کند، ثواب هفتاد و هشت حج قبول شده را به او می دهند. در روایت دیگری هست: مثل اینکه هفتاد هزار حج قبول شده به جا آورده است.

امام جواد فرمود: کسی که به زیارت پدرم علی بن موسی الرضا برود و گرما وسرما به او برسد، قطره باران به او بخورد، خدا آن بدن را به برکت علی بن موسی الرضا بر آتش جهنم حرام می کند. روایت داریم که درجه زائرین قبر علی بن موسی الرضا از همه زائرین بیشتر است، عطا و مزدشان هم بیشتر است.

آیه الله حائری خیلی به زیارت امام هشتم مشرف می شد. وقتی که فوت کرد، یکی از علمای قم ایشان را در خواب دید که جایش خیلی خوب است، در باغی از باغ های بهشتی است.

سئوال کرد که چه خبر؟ گفت: وقتی که من فوت کردم، تنها شدم و همه من را رها کردند و روح من در تنهایی قرار گرفت. یک وقت دیدم که قبر من باز شد و یک نوری از آسمان پایین آمد؛ پرده ای کنار رفت و دیدم آقا علی بن موسی الرضا به دیدن من آمدند.

فرمودند: فلانی، تو در غربت هفتاد مرتبه به زیارت من آمدی، من هم به دیدار تو خواهم آمد و این بار اولش است. من سه موقع خطرناک می آیم و دستگیری می کنم. من دست زائرم را می گیرم و وارد بهشت می کنم.

چند نفر از بغداد حرکت کردند که زیارت امام هشتم بیایند. دو نفر از آنها خیلی دلشان می خواست به زیارت بیایند، ولی نتوانستند. دم دروازه بغداد گفتند: سلام ما را به علی بن موسی الرضا برسانید.

آقا برای این زائرین و همین طور آن دو نفر، امان نامه از آتش جهنم نوشتند و دادند. گفتند: آقا ما پنج نفریم. فرمودند: آن دو نفری که دم دروازه بغداد گفتند که سلام ما را به علی بن موسی الرضا برسانید، آرزوی زیارت من را داشتند. در جای دیگری گفتند: آقا چرا شما زحمت می کشید و به زوارتان نامه می دهید؟ چرا به خادم ها نمی دهید؟ فرمودند: این زائرها به خاطر من آمدند، به خاطر خادم های من که نیامدند، از راه دور زحمت و سنگینی راه را تحمل کردند.

امام هشتم رهایمان نمی کنند. آن امامی که در زمان حیاتش دوست داشت برایش روضه بخوانند، امام رضا بود. در مدینه خانواده اش را جمع کرد و فرمود: دوست دارم برایم گریه کنید. گفتند: آقا، گریه پشت سر مسافر میمنت ندارد.

فرمودند: بله، آن مسافری که امید برگشت داشته باشد؛ ولی این سفر، سفر آخر من است. معمولا سمی که به امام ها می دادند، چند روز، یک هفته، گاهی چهل روز طول می کشید که اثر کند. اما نمی دانم اول صبح به آقا چه سمی دادند که مسموم شدند و قبل از ظهر شهید شدند. امان از دل امام رضا!

دم رفتن به هرجانب نظرداشـت امید دیدن روی پسر داشت

کـجـایـی ای تـقـی آرام جـانـم سرور قلب و نور دیدگانم

مرا زهرجفا خونین جگرکرد تورا اندر مدینه بی پدر کرد

ابا صلت می گوید: دیدم آقا مثل مار گزیده به خود می پیچد و ناله می کند. یک وقت چشم هایش را باز کرد و دید یوسفش به بالینش آمد. اما در کربلا عوض این که پسر به بالین پدر بیاید، پدر داغ دیده به بالین پسر آمد.

دید بدن جوانش قطعه قطعه است؛ صورت به صورت علی گذاشت و صدا زد: یا علی! «على الدنیا بعدک العفا»[۱][۱]. (عزت الله مولایی/ مع الرکب الحسینى (ج ۴)/ ص: ۳۵۵).

زیارت ضامن آهو

روز چهارشنبه متعلق به آقا علی بن موسی الرضا علیه السلام است. عرض ارادت داشته باشیم به محضر مبارک امام رضا، خدا توفیق زیارتش را بدهد، که در روایت داریم که ثواب هفتاد هزار حج مقبول را دارد. امام هفتم علیه السلام فرمود: هر کس فرزندم علی بن موسی الرضا علیه السلام را زیارت کند مثل اینکه خود خدا را در عرش زیارت کرده است. فرمود: روز قیامت زوار قبور امام ها را جمع می کنند زائرین قبر فرزندم حضرت علی بن موسی الرضا درجه شان از همه بیشتر است هم عطاء و هم مزدشان از همه بیشتراست. «مَنْ زَارَ قُبُورَ الْأَئِمَّهِ ع إِلَّا أَنَّ أَعْلَاهُمْ دَرَجَهً وَ أَقْرَبَهُمْ حَبْوَهً زُوَّارُ قَبْرِ وَلَدِی عَلِیٍّ علیه السلام »[۱]

زیارت امام هشتم خیلی عجیب است. امام رئوف کسی را از در خانه اش ناامید برنمی گرداند زائرش مسیحی باشد، یهودی باشد یا کافر باشد. این جریان شتری که در زمان خود ما اتفاق افتاد و روزنامه ها نوشتند شتری را به قصاب خانه مشهد می آورند برای اینکه ذبحش کنند و بفروشند، از در قصاب خانه فرار می کند همه را رد می کند نمی توانند بگیرنش و رهایش می کنند تا ببینند چه کار می کند. می بینند خیابان ها را گرفت و از کوچه های تو در تو آمد به صحن آقا علی بن موسی الرضا رسید. وارد صحن شد آمد کنار پنجره فولاد این سرو صورتش را به پنجره فولاد مالید. یعنی پناهنده به امام هشتم شد. مردم ناله کردند و فریادشان بلند شد، خادم ها آمدند به صاحب شتر پول دادند و شتر را خریدند. بعد این شتر را بردند در گله هایی که امام هشتم دارد در بین آن ها رهایش کردند که در پناه امام هشتم باشد. شتر می آید پناهنده می شود، ضامن آهو می شود، بیایید که ضامن ما هم بشود ما را هم از این آتش ها و رذائل نجاتمان بدهد. به دعبل فرمود: دعبل هر کس در غربت من را زیارت کند در بهشت با من خواهد بود با آمرزش گناهانش با من خواهد بود. خوشا به حال آن هایی که با امام هشتم سر و سودایی دارند. قربان آن امامی برویم که وقتی که می خواست از مدینه حرکت کند فرمود: بنشینید و برایم گریه کنید. گفتند: آقا گریه پشت سر مسافر مرسوم نیست. فرمود: بله آن مسافری که امید برگشت دارد اما این سفر، سفر آخر من است. امام جواد چهار ساله بود. خیلی سخت است. بعد از مدتی فرزندی خدا به او عنایت کرد. در خردسالی فرزندش امام جواد با فرزندش وداع کرد. آقا به خراسان آمدند اما اباصلت می گوید: دیدم آقا عبا بر سرکشیده هی می نشیند هی بلند می شود. امامی که صحیح و سالم بود دیگر زانوهایش گیر ندارد چه شده است؟ خدا لعنت کند مامون را، نمی دانم چه سمی به آقا داد معمولا سم ها یک ماه، سی روز، یک هفته طول می کشید تا اثر کند اما سم امام هشتم چند ساعت به آقا مهلت نداد. می گوید: دیدم در میان حجره آقا مثل مار گزیده به خود می پیچد.

دم رفتن به هر جانب نظر داشت امـیـد دیـدن روی پـسـر داشـت

اما یک موقع چشمانش را باز کرد دید امام جواد علیه السلام به بالینش آمده است فرزندش را در آغوش گرفت. آرزوی همه پدرها هم همین است. اما قربان جدش اباعبدالله علیه السلام در آن لحظه آخر هر چه صدا می زد جگرم از تشنگی….

«لَاحَوْلَ وَ لَاقُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ»[۲]

حجه الاسلام و المسلمین فرحزاد

[۱](شیخ کلینی/الکافی/۴/ص:۵۸۴)

[۲]. شیخ کلینی /الکافی/۱/۲۳۰

متن روضه شهادت امام رضا علیه السلام

 سلام ما بر آقایی که سَم درونش را در هم ریخته بود و مثل مارگزیده به خودش می پیچید. وقتی از خانه مأمون بیرون آمد، اباصلت می گوید دیدم آقا عبایش را بر سر کشیده. متوجه شدم حال آقا دگرگون است. دیگر مزاحم آقا نشدم. رفتیم داخل خانه. فرمود ابا صلت در را ببند. کسی وارد نشود.

«السَّلامُ عَلَیْکَ یَا غَرِیبَ الْغُرَبَاء».ِ[۱] سلام بر آقایی که در غربت به شهادت رسید. «السَّلَامُ عَلَى مَنْ أَمَرَ أَوْلَادَهُ وَ عِیَالَهُ بِالنِّیَاحَهِ عَلَیْهِ قَبْلَ وُصُولِ الْقَتْلِ إِلَیْه».ِ[۲] سلام بر آقایی که قبل از اینکه مرگ به سراغش بیاید، به زن و بچه اش فرمود: برای من گریه کنید. عرض کردند: آقا گریه پیش روی مسافر میمنت ندارد. فرمود: آری، برای مسافری که امید برگشت داشته باشد. این دیگر آخرین دیدار من با اهل بیتم است. دیگر اینها مرا نمی بینند.

سرت سلامت فاطمه معصومه(س). همین طور هم شد. در تنهایی، مسموم وارد حجره شد. در همین احوال بود که اباصلت می گوید دیدم آقازاده ای نورانی، به خانه وارد شد. آقا شما از کجا می آیید؟ چگونه وارد شدید؟ فرمود: اباصلت خدایی که مرا از مدینه آورده، از در بسته هم وارد می کند. وارد حجره امام رضا(ع) شد. سر آقا را به دامن گرفت.

من نمی دانم آیا امام رضا غریب الغرباست که دور از اهل بیتش، اهل و عیالش در غربت جان داده یا آن آقایی که وقتی در گودی قتلگاه بود، خنجرها و نیزه ها فرود می آمد؟

حجه الاسلام والمسلمین میرباقری

[۱] . مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی،ج۱ص۴۲۱/، بیستم هر وقت از زیارت آن حضرت فارغ شود بگوید…، ص۴۲۱٫

متن روضه شهادت امام رضا علیه السلام

[۲] . بحارالأنوار، مجلسی،ج۹۹، ص۵۲، باب ۵- کیفیه زیارته صلوات الله علیه …، ص۴۴٫

فهرست اشعار ویژه شهادت امام حسن عسکری (ع)

همچنین ببینید

شعر مست و هوشیار پروین اعتصامی + معنی و متن شعر

شعر مست و هوشیار پروین اعتصامی متن شعر مست و هوشیار پروین اعتصامی معنی شعر مست و …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 × پنج =