خانه / اشعار مداحی / حضرت رقیه (س) / نوحه حضرت رقیه (س)

نوحه حضرت رقیه (س)

متن شعر نوحه حضرت رقیه (س) | میگیره هی زبونش با هق هق و با گریه

متن نوحه | متن شعر | متن مداحی | متن روضه | شعر مداحی

میگیره هی زبونش با هق هق و با گریه میگه با .. با .. با .. بابا با نفساش رقیه خرابه شد خرابِ ناله های ضعیفش سکینه و ربابم نمی شدند حریفش زینب میگفت رقیه جان آروم بگیر جون عمه هر چند میدونم که دلت مثل دلم خونه عمه باباتو میخوای میدونم من از تو چشات میخونم یه چیزایی رو …

ادامه نوشته »

متن شعر نوحه حضرت رقیه (س) | یادت می یاد بابا چادر سرم کردی

متن نوحه | متن شعر | متن مداحی | متن روضه | شعر مداحی

یادت می یاد بابا چادر سرم کردی دعا برام خوندی همسفرم کردی یادت میاد که من رو ، رو شونه هات می بردی هر جا خودت نبودی ، به سقا می سپردی اما حالا ببین بعد از کرببلا دیگه چیزی ازم نمونده بابا سرتو رو نیزه کار منو تا این خرابه ها کشونده بال و پرم سوخته دل حرم سوخته …

ادامه نوشته »

متن شعر نوحه حضرت رقیه (س) | یه دختر حزینم ، بی بال و پر ترینم

متن نوحه | متن شعر | متن مداحی | متن روضه | شعر مداحی

یه دختر حزینم ، بی بال و پر ترینم چون دیگه جون ندارم ، یه گوشه ای میشینم رو خاک به جای پر بابا ، عکس قفس کشیدم یه لاله رو لبم نشست ، هر بار نفس کشیدم نیمه شبا از پام چقدر ، من خار و خس کشیدم بر لب رسیده جون من از راه اومد مهمون من ** …

ادامه نوشته »

متن شعر نوحه حضرت رقیه (س) | بابایی،نبودی/یه عده رسیدن…

متن نوحه | متن شعر | متن مداحی | متن روضه | شعر مداحی

بابایی،نبودی/یه عده رسیدن… زدن دخترت رو/موهامو کشیدن… سر و صورتم زخمی… شده جفت گوشام پاره… نداشتن بابا رحمی… کف پام پره خاره… ///بابایی بی تو میمیرم…/// بند دوم بابایی،رسیدی/به کنج خرابه… لب خونی تو/واسه من عذابه… میبینم موهات خاکه… ببین زانوهام زخمه… لبات خونی و چاکه… مثه تو لبهام زخمه… ///بابایی بی تو میمیرم…/// بند سوم کبوده،وجود و/تن دختر تو… …

ادامه نوشته »

میخام یکم دردودلی | متن شعر و سبک مداحی

میخام یکم دردودلی بابا برات قِصه بگم حالا که اومدی بذار یکمی از غُصه بگم بابا سرم درد میکنه پاهام دیگه نا نداره کبوده کُلّ بدنم دردامو دنیا نداره تو رفتی و ، بدون تو همش میخورد دخترت سیلی خبرداری، چطور بابا شده رنگ صورتش نیلی بهش گفتم ،نزن نامرد خودم گوشواره بهت میدم گرفت توو دست،موهامو زجر رو نیزه …

ادامه نوشته »

عمرم به سر رسید وقت سفر رسید | متن شعر و سبک مداحی

عمرم به سر رسید وقت سفر رسید امشب عیادتم با سر پدر رسید نون رو آجرم از شمر چه دلخورم چونکه پاشو گذاشت محکم رو چادرم باسنگ منو زدن وقت عبور من گفتن کنیز اومد له شد غرور من مردم بابا بیا(۴) بند دوم پشت دروازه ها زیر و زبر شدم دیدم سر تورو دست به کمر شدم رفتی نیومدی …

ادامه نوشته »

دختری دل شکستم و

دختری دل شکستم و از این زمونه خستم و مس بارون میبارم و خسته زروزگارم و سر به دیوار میزارم و غصه دارم خیلی زیاد بی اختیار اشکم میاد دلم فقط بابا م و میخواد زخم و کبود بدنم جای پا مونده رو تنم از این غم زمونه فریاد با باحسین بابا حسین بابا حسینم بعد عموی پهلوون همه تنم …

ادامه نوشته »

ذکرعالم دمبدم یارقیه

ذکرعالم دمبدم یارقیه سینه می زد فاطمه بارقیه کربلای دگر شد بپا در خرابه ازجنان آمده مرتضی در خرابه جلوه گر گشته شمس‌الضحی در خرابه وای زینب ۴ ناله می زد عمه بابای من کو روشنای شام یلدای من کو بیقرارم چرا پس حبیبم نیامد ناتوانم مریضم٬ طبیبم نیامد میهمان عزای غریبم نیامد وای زینب ۴ این طبق نیست همهٔ …

ادامه نوشته »

چکیده خون جگر. تاسحر

چکیده خون جگر. تاسحر زدیدهٔ من دگر ندارد توان قامت خمیدهٔ من خزان شده بهار من بگو تو با نگارمن که دیرشدقرار من پدر کجائی(۲) راحت جانم پدر ٬ تاب و توانم پدر(۲) ای پدر مهربان الامان زمحنت شام موی مرا سوختند شامیان زآتش بام صبا تو امشبی خبر برای باب من ببر که خون شده مرا جگر ازین جدایی …

ادامه نوشته »

شمع خرابه لرزان سوسو زند امشب

شمع خرابه لرزان سوسو زند امشب اشک جدایی ریزد« ازدیدهٔ زینب»(۳) امشب تمام آرزویش میرود برباد (۲) از بند تن امشب رقیه می شود آزاد زینب شود تنها آه از دل زهرا (۲) دُرّیتیم زینب از دیده دُر می سفت درد فراق و هجران «او با پدر می گفت»(۳) ای خستهٔ راه پراز رنج چهل منزل(۲) من جای بالش میگذارم …

ادامه نوشته »